جهانی شدن سرمایه امپریالیسم“جهانی شدن سرمایه امپریالیسم” منتشر شده از سوی حزب کمونیست سوئد (م-ل)

۱۳۸۷ تیر ۱۰, دوشنبه


اعتصاب غذاي کارگران ايران خودرو
1387/04/1017:13
تغيير مدت شيفت هاي کار کارگران از دو هفته به يک هفته, پايين بودن حق بهره وري و ساير مزاياي نقدي جنبي کارگران و سختي کار کارگران خط تزيينات از جمله دلايل اين اعتصاب است.
کارگران کارخانه ايران خودرو از صبح امروز در راستاي پيگيري مطالبات صنفي خود دست به اعتصاب غذا زده اند و در ساعت غدا از حضور در غذاخوري شرکت خودداري کرده اند.به گزارش دسترنج, تغيير مدت شيفت هاي کار کارگران از دو هفته به يک هفته, پايين بودن حق بهره وري و ساير مزاياي نقدي جنبي کارگران و سختي کار کارگران خط تزيينات از جمله دلايل اين اعتصاب است.بنا بر اين گزارش از ظهر امروز کارگران بخشهاي مختلف ايران خودرو بدون نتيجه به گفته هاي مديران و سرپرستان خود در ساعت ناهار به جاي مراجعه به غذاخوري در محل کار خود به استراحت مشغول شدند.هرچند اين کارگران قصد دارند تا زمان برآورده شدن خواسته هاي خود به اين حرکت اعتراضي ادامه دهند اما برخي احتمال مي دهند که اين اعتصاب جرياني است که از سوي مديريت ايران خودرو به منظور تعديل نيرو صورت گرفته باشد.

انتقال غلام رضا غلام حسيني به زندان اوين


در تاريخ 1387/4/4 مراسمي به مناسبت گراميداشت روز زن از طرف شهرداري تهران و شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه در سالن آزادي برگزار مي شد ، آقاي غلام رضا غلام حسيني عضو سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه كه بعد از اعتراضات صنفي سال 1384 از كار بي كار شده، با وجود داشتن حكم بازگشت به كار از سوي هيئت حل اختلاف اداره كار جلوي كارشان گرفته شده بود براي ديدار با شهردار تهران و مديريت و رساندن پيام مظلوميت خود به ايشان ، در اين مراسم حاضر مي شود كه از طرف حراست شركت واحد از حضور ايشان جلوگيري به عمل مي آيد . وبعد از هماهنگي با مامورين از سالن آزادي به پايگاه پليس امنيت گيشا و روز بعد ( چهارشنبه 1387/4/5 ) به دادسراي انقلاب اسلامي منتقل شده و در آخر ساعت 15 با حكم قرار بازداشت موقت به زندان اوين منتقل شد.
سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه

138/4/5

۱۳۸۷ تیر ۹, یکشنبه


خصوصي سازي به قيمت بيکاري 14 هزار کارگر
1387/04/09
زماني 17 هزار کارگر در شرکت ذغال سنگ کرمان مشغول بکار بودند که اين تعداد کارگر پس از خصوصي سازي معدن به حدود 3 هزار نفر رسيده است.
واگذاري شرکت ذغال سنگ کرمان به بخش خصوصي طي سال‌هاي گذشته و عدم برنامه هدفمند در توليد و بهره وري معدن، 14 هزار کارگر شاغل اين بخش را براي هميشه بيکار کرده است."کاربخش" فعال کارگري در کرمان با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: زماني 17 هزار کارگر در شرکت ذغال سنگ کرمان مشغول بکار بودند که اين تعداد کارگر پس از خصوصي سازي معدن به حدود 3 هزار نفر رسيده است.او گفت: حقوق کارگران معدن نيز پس از خصوصي سازي با تاخير 3 تا 6 ماهه پرداخت شده که اين امر چگونگي روند کار اين معدن بزرگ را بيش از پيش مشخص مي‌کند."کاربخش" گفت: خصوصي سازي طي سال‌هاي گذشته بيشترين ضرر را براشتغال و اقتصاد منطقه وارد کرده و خود را در قالب تخريب، بيکاري و ثروت اندوزي نمايان کرده است.
........................
کارگرآگاه: وقتی با نظام سرمایه داری و مناسبات مالکیت خصوصی بر ابزار تولید سر وکارداشته باشیم انتظاری جز این نیست که دولت حامی سرمایه داربه فکر بهره وسود صاحبان سرمایه نباشد و با سنگدلی و بیرحمی کارگران را بیکار و به روز سیاه ننشاند. جمهوری اساامی هرنام ونشانی که داشته باشد نماینده کل سیستم سرمایه داری ایران است و تا زمانی که برسرقدرت بماند با تمام وجودش از منافع استثمارگران حمایت خواهد کرد و درمقابل کارگران و مزدبگیران زحمتکش خواهد ایستاد. تنها با وحدت وتشکل و پیکاری بی امان است که می توان این زالو صفتان را به عقب نشینی وا داشت و بخشی ازمطالبات کارگران را ازحلقوم این جانوران بیرون کشید.
چاره رنجبران وحدت وتشکیلات است.

۱۳۸۷ تیر ۸, شنبه



تجمع کارگران مجتمع هما مرغ در مقابل فرمانداري مهاباد
1387/04/0808:57
57 تن از کارگران مجتمع هما مرغ وابسته به کشت و صنعت مهاباد، صبح روز جمعه در اعتراض به اخراج خود، در مقابل فرمانداري اين شهر تجمع کردند.
به گزارش پارسيان نيوز، 57 تن از کارگران مجتمع هما مرغ وابسته به کشت و صنعت مهاباد، صبح روز گذشته در اعتراض به اخراج خود، در مقابل فرمانداري اين شهر تجمع کردند.مطالبات تجمع کنندگان، بازگشت به کار کارگران اخراجي و افزايش دستمزدها با توجه به رشد روزافزون تورم عنوان شده است.اين تجمع آرام که از ساعت 9 صبح شروع شد، بدون گرفتن پاسخ مناسبي از طرف مسئولان خصوصا جعفر ذوالفقاري فرماندارمهاباد که به مشکلات و معضلات شهر مهاباد بي‌تفاوت بوده و تاکنون نسبت به اخراج کارکنان هما مرغ عکس العمل و واکنشي از خود نشان نداده است، در ساعت 1بعدازظهر به پايان رسيد.شايان ذکر است که اين تعداد از کارگران شرکت هما مرغ مهاباد، در پي درخواست افزايش حقوق و مزايا، ازسوي مديرعامل شرکت اخراج شده‌اند.گفتني است در زمان مديريت اسماعيلي بر شرکت سرمايه‌گذاري غدير شخصي بنام دلفاني مبادرت به خريد شرکت سرمايه گذاري سبز مهاباد نمود که کل شرکت که شامل سردخانه زمزم و مجتمع کشت و صنعت مهاباد و مجتمع مرغ هما و مجتمع دامداري و صنعتي مهاباد است با قيمت بسيار نازل خريداري شد.

۱۳۸۷ تیر ۷, جمعه

بر سر دو راهی تصمیم

کمونیستها انسانهای والائی هستند. کمونیستها انسانهای ویژه ای هستند که از مصالح خاص برش یافته اند. کمونیستها زندگی خویش را وقف انسانها، وقف جامعه کرده اند. کمونیستها برای آینده و برای آیندگان زنده اند و پیکار می کنند. کمونیستها به منافع خصوصی چشم ندارند و برای منافع عمومی و اشتراکی می رزمند. پیکار کمونیستها بدون چشمداشت است، حسابگرانه نیست و برای خودشان خانه ای در آخرت نمی خرند تا از ترس افسانه جهنم و بهشت خود را به رعایت موازین اجتماعی پیش یافته مجبور بنمایند. این محسنات کمونیستها به هر صورت ایجاد مسئولیت می کند و کمونیستها باید به اهمیت این مسئولیت خویش واقف باشند.
باین جهت کمونیستها باید به مارکسیسم لنینیسم وفادار باشند و برای پاکیزگی آن، برای اینکه مردم به این مشعل راه آینده نظر داشته باشند و بدنبال نور آن بیایند مبارزه کنند. مبارزه برای پاکیزگی مارکسیسم از افکار و تفاله ها و پس مانده های رویزیونیستی، تروتسکیستی، کائوتسکیستی، گواریستی، مارگلیستی، مبارزه با افکار ضد حزبی و لیبرالی و... باید از سرشت کمونیستی برخیزد.
مبارزه برای پاکیزگی مارکسیسم لنینیسم یک مبارزه اساسی و پر اهمیت است. این مبارزه تا زمانیکه مبارزه طبقاتی و طبیعتا مبارزه ایدئولوژیک وجود دارد همواره خواهد بود و باید بدان دامن زد. این امر یک عرصه مهم پیکار طبقاتی است. زیرا در این عرصه است که کمونیستها می فهمند که چه می خواهند، به کدام سمت می روند و دسیسه های دشمنان طبقاتی کدام است و با چه دامهای آنها و چگونه باید مبارزه کنند. در اینجاست که کمونیستها باید قاطعانه برخورد کنند. در اینجاست که کمونیستها باید نشان دهند که از سرشت ویژه اند و از مصالح خاص برش یافته اند و نمی توانند با ریاکاری، با کاسبکاری، با روحیه لیبرالی به مسایل برخورد کنند، زیرا که آنها در قبال جان مردم و سرنوشت طبقه کارگر احساس مسئولیت می کنند و نمی توانند نسبت به آن بی تفاوت بمانند.
کمونیستهائی هستند که علیرغم دانائی به این مسایل هنوز در برخورد های خویش کمونیستی رفتار نمی کنند. همیشه جانب “احتیاط“ را رعایت می کنند، همیشه طوری نظر می دهند و یا عمل می کنند که “عاطفه“ های سایر رفقا جریحه دار نشود و یا پیوندهای “دوستی“ بر بالای مصالح مبارزه طبقاتی قرار گیرد. آنها از مبارزه ترس دارند و نمی فهمند که اعمال سیاست “مرگ یکبار و شیون یکبار“ درمانبخش بوده و پس از آن است که می شود براحتی زندگی پاکیزه ای را از سرگذراند و مارکسیسم لنینیسم را پیاده کرد.
همین مسئله تجاوز استعمارگران را به عراق در نظر بگیرید. حزب توده ایران و حزب توده عراق که هر دو رویزیونیستی هستند عملا از تجاوز استعمارگران به عراق حمایت می کنند. فشار احزاب برادرشان به آنها و فشار نیروهای انقلابی در میان عراقیها و ایرانیها طبیعتا این دو جریان منحرف را به تناقض گوئی و دو دوده بازی دچار ساخته است. حزب توده ایران با ریاکاری بجای بیان روشن نظریات خویش و مبارزه برای پیشبرد این نظریات مرتبا به نظریات حزب کمونیست عراق توسل می جوید و یا رهبران منحرف و بی اعتباری را در میان فلسطینیها پیدا می کند که سخنان بی سر وته و بی مایه ای به میان می کشند و حزب توده ایران از زبان آنها سخن می گوید. این روش راه را برای فرار و دو دوزه بازی باز می گذارد و مانع می شود که کسی بتواند مچ آنها را سر بزنگاه بگیرد. این روش یک روش اپورتونیستی است. البته فرض کنیم که یک جریان سیاسی در این شکل مبارزه به درجه استادی اعظم رسیده باشد ولی در مورد نقش اجتماعی و رهبری مبارزه مردم چه فکر کرده است؟ مگر با دو دوزه بازی و ریاکاری می شود در مبارزه اجتماعی سرکردگی مبارزه مردم را کسب کرد؟ کسی که نتواند رهنمود روشن دهد هرگز نمی تواند مردم را به شاهراه پیروزی هدایت کند. کسی که با ریاکاری مردم را به گمراهی می کشد جنایتکار و شارلاتان سیاسی است و اساسا در مخیله اش نیز نمی گنجد که مبارزه مردم را برای کسب قدرت سیاسی رهبری کند. موضعگیریهای وی انقلابی و رهائی بخش نیست، حسابگرانه و برای بستن دهان منتقدین است. حزبی که باین روش توسل می جوید طبیعتا کمونیستی نیست، قانقاریای اپورتونیسم و رویزیونیسم سراپای وجودش را فرا گرفته است. با قانقاریا نمی شود با عطوفت برخورد کرد و رعایت حال رفقا را نمود. پای قانقاریائی را باید قطع کرد.
به حزب کمونیست کارگری ایران نظر افکنید با تجاوز آمریکا به عراق موافق است. منصور حکمت بدستور آمریکا و اسرائیل تئوریهای مربوط به مبارزه “اسلام سیاسی و میلیتاریسم آمریکا“ را که گویا مضمون مبارزه جهان کنونی را تعیین می کنند خلق کرده است و دارو دسته های هوادار وی در عمل نیز بدون دو دوزه بازی از منافع امپریالیستها و صهیونیستها در تمام جهان و بویژه در عراق حمایت می کنند. در تمام جبهه های مبارزه با مسلمانان همراه با فاشیستها و نیروهای امنیتی در حرکت اند. و با پشت کار فعالیت می کنند. آنها صمیمانه همدست اسرائیل و امپریالیسم هستند. از واژه امپریالیسم مانند جن از بسم اﷲ می ترسند. خوب است که حزب توده ایران صمیمیت ضد انقلابی را از این دارو دسته یاد بگیرد. در حالیکه پیروان نظریات ارتجاعی و صهیونیستی منصور حکمت نمایندگان واقعی استعمار نوین در منطقه هستند و رهبری را از حزب توده ایران گرفته اند، در حالیکه حزب کار ایران(توفان) نماینده نیروهای انقلابی و ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی در میان ایرانیان است حزب توده سرگردان بدنبال پیروان منصور حکمت کورمال کورمال روان است و خزعبلات آنها را نشخوار می کند.
در اینجا سخن بر سر ماهیت و شناخت از امپریالیسم است. سخن بر سر درک از حقوق دموکراتیک ملل و دول است، سخن بر سر مبارزه با نژادپرستی و توحش غربی است، سخن بر سر ماهیت جنبش رهائیبخش در عراق است، سخن بر سر انسانیت و حقوق مدنیست که امپریالیستها آنرا از مردم سلب کرده اند. سخن بر سر گوانتانامو و ابوغریب است. سخن بر سر مفهوم مبارزه با تروریسم از زبان امپریالیسم است. سخن بر سر قلدری و زورگوئی و تهدید خلقهای منطقه و سرنوشت آنها توسط صهیونیسم جهانی است. پذیرش تجاوز امپریالیستها به عراق یعنی بازگشت به قرن نوزدهم. یعنی صحه گذاردن به استعمار کهن و سیاست نظم نوین جهانی است. در این نبرد تعیین کننده ای که در گرفته است نمی شود دو دوزه بازی کرد. باید بر سر یک سلسله از اصول نظر داد. امروز سیاستی توسط امپریالیستها به جهان تحمیل می شود که سیاست اتفاقی و هوا و هوسی نیست، یک سیاست راهبردی دیرپا و جهانی است. نمی شود چشمها را بر آن بست و مدعی شد که انشاءاﷲ گربه است. کمونیستها باید بدانند که این شتری است که در خانه همه ممالک خواهد خوابید. بویژه ممالک ضعیف که دارای منابع مواد اولیه و بویژه انرژی هستند. پس باید مردم را برای چنین روزی آماده کنند و باید رهبری مبارزه مردم را از هم امروز به کف آورند.
شما با مشتی ایرانیان ضد انقلابی روبرو می شوید که دعا می کنند که امریکائیها خاک عراق راترک نکنند. در حالیکه در داخل هیات حاکمه آمریکا همین بحث در جریان است و بخشی از آنها خواهان ترک سربازان آمریکائی از عراق هستند ایرانیان ضد انقلاب کاسه های داغتر از آش اند و می خواهند که سربازان آمریکائی و متحدین آنها و مزدوران خصوصی در داخل عراق باقی مانده و همین وضع کنونی را حفظ کنند. مشکل آنها مقتدی صدر است و نه جرج بوش و نه ابو غریب و نه شکنجه گری آمریکا و غارت نفت و موزه های عراق، کشتار مردم عراق برای آنها اهمیت ندارند. مسلمانان را می شود کشت. چشمشان کور صاحب نفت نمی شدند.
وقتی شما شعار خروج بی قید و شرط تجاوزکاران را از خاک عراق طرح می کنید آنها با موذیگری و دو روئی از زیر اتخاذ موضع در می روند. حزب ما بارها اعلام کرده است که مخالفت با این شعار دفاع از فاشیسم و آدمکشی و تجاوزگری و استعمار در جهان است. کسی که مدافع این شعار نباشد کمونیست که سهل است دموکرات هم نیست. باین جهت این شعار بیک شعار مرکزی بدل می شود و پرچمی برای مبارزه میان کمونیستها و ضد کمونیستها و یا کمونیست نماهاست.
کمونیستهائی هستند که به اهمیت این تفاوتها و ماهیت این سیاستها پی نبرده اند. در کنار رفقا بودن را به وقوف به واقعیتها و حقایق ترجیح می دهند و در عمل هم به رفیق و هم به خود و هم به خلقشان خیانت می کنند. کمونیستی که از سرشت ویژه است نمی تواند شاهد آن باشد که هر ساعت اصولش به زیر پا گذارده می شود و وی در پی جلب رضایت رفقاست. تشدید این مبارزه سر انجام جای هر کس را در مبارزه اجتماعی معین می کند و سره را از ناسره تشخیص می دهد.
یا خطر تجاوز به ایران را در نظر بگیرید. آن کمونیست نماهائی که از تجاوز امپریالیست آمریکا به ایران حمایت می کردند و می خواستند در پا رکابی امپریالیستها به ایران حمله کننند و قدرت سیاسی را در دست بگیرند!!!؟؟؟ همه شان همان کسانی هستند که در جبهه قتل عام مسلمانان در کنار صهیونیستها و امپریالیستها ایستاده اند. آنها از اشغال عراق همانقدر دفاع می کنند که از اشغال ایران. البته برای فریب مردم و خالی نبودن عریضه مدعی می شوند که در صورت تجاوز آمریکا به ایران آنها همه فن حریف اند و در تمام جبهه ها یک تنه با همه می جنگند. هم اکنون خطر تجاوز بلاواسطه امپریالیست آمریکا بسیار کاهش یافته است و بنظر می رسد که امپریالیست آمریکا به یاری ممالک عربی در پی استفاده از سیاست “ویتنامیزه“ کردن جنگ است. ظاهرا باید آن کمونیستهای “انقلابی و دو آتشه“ در رهبری لشگر بی سپاهشان با در نظر گرفتن کاهش نیروی دشمن تکلیف خود را با رژیم جمهوری اسلامی یکسره کنند. انتظار شما بیهوده است. خبر سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی بگوش نمی رسد و معلوم نیست این قهرمانان “سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی“ در کدام سوراخ موش قایم شده اند و با ارتش بی سپاه خود قدرت سیاسی را به کف نمی گیرند. ظاهرا باید چنین باشد که آنها به کسب قدرت سیاسی با به تاخیر افتادن تجاوز آمریکا نزدیکتر شده اند چون از مجموع نیروی دشمن کاسته شده است و آنها برتری نیرو کسب کرده اند. بی عملی آنها را فقط می توان با این نظریه توضیح داد که آنها می خواسته اند در پا رکابی امپریالیست آمریکا به ایران حمله کنند. آنها انقلابی نبودند و نیستند، انقلابی نما بودند.
جالب این است که شکست این سیاست نادرست و همدستی با امپریالیستها و صهیونیستها و خرابکاری در جنبش ضد جنگ همراه با تروتسکیستهای خائن شرافت هیچکدام از آنها را لکه دار نکرده است و غیرت هیچکدام از آنها را به جوش نیآورده است. آنها هنوز خود را کمونیست جا می زنند و می خواهند با زیر پا گذاردن همه اصول در کنار رفقا باشند. طبیعتا این عناصر کمونیست نیستند چه برسد به اینکه از سرشت ویژه باشند.
در اتحاد جماهیر شوروی لنینی استالینی سوسیالیسم ساخته شد و با بروز خروشچفیسم رویزیونیسم مدرن بتدریج جای خویش را باز کرد و کار را به گورباچف، یلتسین و پوتین رسانید. بقول رفقای آلبانی “یخ سه زرعی یکشبه بسته نمی شود“. فروپاشی امپراتوری رویزیونیستها از همان بدو تولدش در دامان خروشچف آغاز شد. ضد کمونیستها راه افتاده اند و تبلیغ می کنند که سوسیالیسم قابل تحقق نیست. سرنوشت شوروی یک سرنوشت محتوم است. این تفکر که با اشاره به جمهوری توده ای چین نظریه خویش را تائید شده می یابد قید سوسیالیسم را زده و عملا رضایت می دهد که سرمایه داری جاودانی است. اوضاع جهان همین است که هست و مردم جهان باید این سرنوشت را بپذیرند. تو گوئی سرنوشتها از قبل تعیین شده اند.
کمونیستها ولی می گویند مبارزه طبقاتی موتور حرکت تاریخ است. این موتور همواره باید روشن باشد و نمی شود مانند دوران خروشچف آنرا از کار انداخت. مبارزه طبقاتی را باید با هشیاری، آگاهی و پشتکار به پیش برد. تحولات اجتماعی بدون عامل مهم این تحولات که انسان باشد و انسان آگاه سیاسی باشد قابل تصور و توضیح نیست. نمی شود در خانه زیر کرسی لم داد و مدعی شد که سوسیالیسم خود بخود به پیش میرود. سویالیسم محصول مبارزه است و باید برای تکامل و تحقق آن دائما رزمید. در درون صفوف کمونیستها همیشه دشمنان طبقاتی رسوخ می کنند و یا تسلیم ایدئولوژی دشمن شده و بدام ارتجاع می افتند. این لشگر مایوس و حتی انقلابی نما می تواند به سوسیالیسم و کمونیسم ضربات جبران ناپذیر وارد کند. تکیه بر اصولیت انقلابی، مبارزه پیگیر و انقلابی و مستمر خطر غلبه دشمن را به حداقل می رساند. تا طبقات در جهان وجود دارد این خطر که سوسیالیسم در مقابل سرمایه داری مجبور به عقب نشینی شود مرتفع نیست. هم اکنون یا در زمینه تجاوز آمریکا به عراق و یا در زمینه خطر تجاوز امپریالیسم به ایران و یا در مورد مسئله اتمی ایران و یا در مورد مسئله فلسطین و یا مبارزه با باصطلاح تروریسم ساخته امپریالیستها و نظایر آنها بحث داغی میان کمونیستها و ضد کمونیستها که خود کمونیست جا می زنند در گرفته است. این مبارزه مبارزه ای ایدئولوژیک است که خطر بروز آن همیشه وجود خواهد داشت. تجربه مبارزه با رویزیونیسم نشان می دهد که کمونیستها باید این دملهای چرکین را ببرند و بدور افکنند، باید نقاب از چهره این ضد انقلابیهای بی وطن بر دارند و چهره آنها را برای توده های مردم روشن کنند و گرنه از دامن همین عناصر است که باز یلتسین ها زاده می شوند و پوتین ها بوجود می آیند. کمونیستهائی که نمی توانند تصمیم قاطع بگیرند و بر سر دو راهی ایستاده اند نظیر همان کسانی هستند که نمی فهمیدند که خروشچف کمونیست نیست ضد کمونیست است و در پی آن است که پایه سوسیالیسم را نابود کند. این عدم اتخاذ تصمیم، این ناباوریها، این دو دلیها، این سرگردانیهای تئوریک، ایدئولوژیک فقط و فقط به نفع ضد کمونیستها تمام می شود. کمونیستها باید با تشدید مبارزه روشنائی خلق کنند و مانع شوند که بی عملی آنها، رعایت حال رفقا، عاطفه های شخصی، برهم زدن رابطه های آرام دوستی و نظایر این انگیزه های لیبرالی را تقویت کند و مردم را به گمراهی برد. عاطفه هائی ارزش دارد که در پرتو عشق به مردم و مبارزه برای رهائی بشریت پدید آمده باشد. آن کمونیستی از سرشت ویژه است و از مصالح خاص برش یافته است که از اصولیت انقلابی با استواری دفاع می کند و مبارزه طبقاتی را به پیش می برد و تلاش می کند که مارکسیسم لنینیسم را همواره پاکیزه نگهدارد.
*****
بر گرفته ازتوفان شماره 99 خرداد ماه 1387 ارگان مرکزی حزب کارایران
www.toufan.org
toufan@toufan.org

۱۳۸۷ تیر ۶, پنجشنبه



كارگران شركت صدرا در بوشهر اخراج شدند
1387/04/0609:26
340 كارگر شركت صنعتي دريايي ايران (صدرا) در بوشهر به دنبال اتمام مدت قراردادشان از اين شركت اخراج شدند.
رييس سازمان كار و امور اجتماعي استان بوشهر گفت: 340 كارگر شركت صنعتي دريايي ايران (صدرا) در بوشهر به دنبال اتمام مدت قراردادشان از اين شركت اخراج شدند.به گزارش ايرنا، حسين باشي زادگان با بيان اين مطلب افزود: در پايان سال گذشته مدت قرارداد 440 نفر از كاركنان شركت صدرا تمام شد كه با پيگيري‌هاي مسوولان استان بوشهر، قرارداد اين افراد به مدت سه ماه با اين شركت تمديد شد.وي اظهار داشت: به دليل پايان يافتن برخي پروژه‌هاي صدرا و نياز نداشتن به اين نيروها، اين شركت از تمديد قرارداد اين افراد خودداري كرد و آنان با هدايت سازمان كار براي دريافت حقوق خود و استفاده از بيمه بيكاري اقدام كردند.باشي‌زادگان اضافه‌كرد: بنا به اعلام نياز شركت صدرا 100 نفر از مجموع 440 نفر ياد شده به‌رغم اتمام قراردادشان هنوز در جزيره صدرا مشغول بكار هستند كه صدرا براي اخراج و يا تمديد قرارداد آنان اقدامي نكرده است.وي در خصوص شايعه اقدام صدرا به اخراج يكهزار كارگر بوشهري گفت: اين شركت در سالجاري تصميم دارد دست به اصلاح ساختار بزند كه اين امر بايد با هماهنگي مسوولان ارشد استان بوشهر صورت بگيرد ولي تاكنون شركت صدرا در اين زمينه اقدامي نكرده است.شركت صدرا در بوشهر در زمينه ساخت كشتي و سازه‌ها و سكوي نفتي دريايي فعاليت مي‌كند.

فساد اقتصادی: پس لرزه‌های یک افشاگری


عباس پالیزدار: «نمی‌توانیم با مفاسد اقتصادی برخورد کنیم ... سران بزرگ مملکت در این رابطه دخیل هستند». عباس جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه: «تاکنون برای ۱۱ نفر حکم بازداشت صادر شده که شش نفر از آنها دستگیر شده‌اند».
قربانی اصلی سخنان عباس پالیزدار که در آن تعدادی از روحانیان و مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی به دست داشتن در فساد اقتصادی متهم شدند، تا کنون خود او بوده است.
با دستگیری پالیزدار تلاش‌های وسیعی انجام شد تا شخص او بی‌اعتبار و بی‌پشتیبان معرفی گردد و سخنانش "بی‌پشتوانه" عنوان شوند. به رغم این، در روزهای گذشته پای اشخاص دیگری، از جمله چند نماینده‌ نیز به این ماجرا کشیده شده و تنش‌هایی میان مجلس و قوه‌ی قضاییه به وجود آورده است.

عباس پالیزدار در دو سخنرانی که چهاردهم و هفتم خرداد در دانشگاه‌های همدان و شیراز ایراد شدند با نام بردن از تعدادی از روحانیان و شخصیت‌های سیاسی جمهوری اسلامی آنها را به فساد اقتصادی متهم کرد.

بخشی از اطلاعات ارائه شده از سوی پالیزدار بدون ذکر نام افراد در گزارش کمیته تحقیق و تفحص مجلس از قوه‌ی قضاییه نیز آمده بود که اول خرداد ماه در میان هیاهو و جنجال فراوان در آخرین نشست علنی مجلس هفتم قرائت شد. پالیزدار سخنان خود را به عنوان "بخش دیگری" از این گزارش معرفی می‌کند.که به گفته‌ی خودش، متکی به اسنادی هستند که او به عنوان دبیر این کمیته به آنها دسترسی داشته است.

«عدم امکان برخورد با مفاسد اقتصادی»

پالیزدار که خود را حامی رئیس جمهور معرفی می‌کند، می‌گوید: «ما نمی‌توانیم با مفاسد اقتصادی برخورد کنیم [به این دلیل که] سران بزرگ مملکت در این رابطه دخیل هستند و در ‏حال حاضر دولت به تنهایی به مبارزه با این مفاسد برخاسته که فکر می کم نتواند موفق باشد.»

محمود احمدی‌نژاد هرگونه رابطه‌ی پالیزدار با دولت را تکذیب کرده‌اند. آنچه سخنان پالیزدار را جنجال برانگیز کرد، از طرفی نام بردن از افراد و نهادهای مشخص، و از طرف دیگر همکاری او با نهادهایی بود که به پرونده‌های قضایی در مورد تخلفات اقتصادی دسترسی داشته‌اند.

نخستین واکنش به سخنان پالیزدار تکذیب مسئولیت او در نهادهای مجلس و متهم کردن متقابل او به فساد مالی بود. روزنامه‌ی کارگزاران، روز بیستم خرداد از قول مخبر کمیته تحقیق و تفحص از قوه‌ی قضاییه، محمد دهقان، می‌نویسد: «این فرد چند روزی با خانم آجرلو (نماینده کرج و عضو کمیته تحقیق و تفحص) همکاری کردند که البته مدت همکاری طولانی نبود و ارتباط قطع شد.»

بنابر این گزارش، پالیزدار سمت دبیری نداشته و تنها به عنوان کارشناس مسائل قضایی مدت کوتاهی با این کمیته همکاری کرده است. کارگزاران از قول یکی دیگر از اعضای کمیته، سعید ابوطالب می‌افزاید: «ما سمتی به عنوان دبیر هیات تحقیق و تفحص نمی‌شناسیم.»

خبرگزاری فارس نیز روز بیست‌و‌یکم خرداد در گزارش مفصلی با ذکر جزییات به افشای آنچه تخلفات مالی پالیزدار عنوان شده می‌پردازد. فارس در خاتمه‌ی گزارش خود می‌نویسد: «حسن کامران، مسئول هیات تحقیق و تفحص از قوه قضائیه نیز ادعای دبیری پالیزدار در این هیات را کذب محض دانسته است.»

به رغم تکذیب‌های مکرر سرانجام و پس از بازداشت پالیزدار، نه تنها دبیری او در کمیته تحقیق و تفحص تایید شد که تعدادی از اعضای کمیته نیز از سوی دستگاه قضایی برای ادای پاره‌ای توضیحات احضار شدند.

«ریشه‌های عمیق‌تر» پرونده پالیزدار

علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه‌ی قضاییه، روز بیست‌وهشتم خرداد فاش ساخت که پرونده‌ی پالیزدار "ریشه‌های عمیق‌تر" دارد. او می‌گوید «تاکنون در خصوص پرونده عباس پالیزدار برای ۱۱ نفر حکم بازداشت صادر شده است که تا شب گذشته شش نفر از آنها دستگیر شده‌اند.»
در روزهای بعد خانه‌ی فاطمه آجرلو بازرسی شد و رئیس و عضو دیگر کمیته‌ی تحقیق، کامران و دهقان، بازجویی شدند.

در نامه‌ی یکی از مقام‌های قضایی به مجلس که روز گذشته، چهارم تیرماه، منتشر شد دلیل این بازجویی‌ها اظهارات و اسنادی ذکر شده که در پرونده‌ی پالیزدار وجود دارد. ظاهرا پالیزدار مدعی است، مطابق حکمی که در پرونده‌اش نیز وجود دارد «با پیشنهاد آقای دکتر محمد دهقان و تایید خانم آجرلو به عنوان دبیر کمیسیون تحقیق و تفحص از قوه قضاییه منصوب و در کمیته موصوف مشغول به کار گردیده است.»

روزنامه‌ی کیهان روز دوم تیرماه در یادداشتی می‌نویسد: «برخلاف ادعای برخی از شخصیت‌های حقیقی و حقوقی که بعد از بازداشت پالیزدار هرگونه رابطه رسمی خود با وی را تکذیب و یا این رابطه را کم‌اهمیت قلمداد کرده اند، آقای پالیزدار با اکثر آنها در ارتباط نزدیک و مورد اعتماد آنان بوده است.»

به گفته‌ی سخنگوی قوه‌ی قضاییه «در تحقیقات مشخص شد پالیزدار با برخی از هم‌دستان خود با ورود به برخی از سازمان‌ها اسناد طبقه‌بندی شده آنها را از سیستم دولتی خارج و چند هزار اوراق را این‌چنین در استان‌های مختلف مخفی کرده‌است.»
به گفته‌ی مقامات قضایی یکی از دلایل احضار چند نماینده و بازرسی منزل آجرلو ردیابی همین اسناد بوده است.

بروز تنش‌های تازه

موضوع احضار و بازجویی نمایندگان مجلس در روزهای گذشته تنش‌های تازه‌ای را دامن زد که با قرائت گزارش کمیته‌ی تحقیق و تفحص آغاز شده بود. قوه‌ی قضاییه این گزارش را خلاف واقع و گمانه‌زنی‌های بی‌اساس برگرفته از شایعات و گزارش‌های غرض‌آلود خوانده است.

روز دوم تیرماه، مهدی کوچک زاده، نماینده‌ی تهران ضمن اشاره به وقایع اخیر، قوه‌ی قضاییه را به تهدید و توهین متهم کرده و از علی لاریجانی ‌خواسته است، در این مورد از خود واکنش بدهد. برخی از نمایندگان، حضور تعدادی از اعضای کمیته‌ی تحقیق در میان افرادی که باند و همکاران پالیزدار عنوان شده‌اند را واکنش قوه‌ی قضاییه به این گزارش تلقی می‌کنند. این نهاد با رد چنین اتهامی، سخنرانی‌های عباس پالیزدار را جزیی از توطئه‌ای می‌داند که "حیثیت و اعتبار کل نظام" را هدف گرفته است.

به گفته‌ی مقام‌های سازمان بازرسی کل کشور، اتهام‌های پالیزدار «افشای اسناد رسمی و محرمانه و دارای طبقه‌بندی در موضوعات امنیتی و نظامی و دولتی کشور و نیز ایراد تهمت و افتراء به حریم مرجعیت و روحانیت و مسوولین نظام مقدس جمهوری اسلامی» هستند.
پالیزدار در سخنرانی‌های خود قوه‌ی قضایی را محور مفاسد اقتصادی کشور خوانده است.


بهزاد کشمیری‌پور، گزارشگر دویچه وله در تهران

۱۳۸۷ تیر ۵, چهارشنبه



قطع برق و احتمال به مخاطره افتادن حقوق کارگران
1387/04/0511:23
به نظر می‌رسد بالا گرفتن صدای نارضایتی کارفرمایان از وضع موجود و مطرح شدن این مسئله در نهادهای اداری استان اصفهان، می‌تواند هشداری برای احتمال به خطر افتادن منافع کارگران نیز باشد.
در یک ماه اخیر قطع پی‌درپی برق در استان اصفهان باعث شده نارضایتی کارفرمایان از وضع موجود تولید و نگرانی کارگران از بابت به خطر افتادن امنیت شغلی آنها افزایش یابد.به گزارش دسترنج، هر چند فعالان کارگری تاکنون از آثار قطع برق کارخانه‌ها بر روی کارگران ابراز بی‌اطلاعی کرده‌اند اما بر ضرورت چاره‌اندیشی برای حل این مشکل تاکید دارند.به گفته ابراهیم فتحیان از اعضای خانه کارگر استان اصفهان، قطع پی‌درپی برق کارخانه‌ها که از چند هفته پیش به رویه‌ای عادی تبدیل شده است، تاکنون برای کارگران به غیر از چند ساعت تعطیلی در روز نتیجه دیگری نداشته است.وی با اشاره به تعداد بالای کارگرانی که در کارخانه‌های استان اصفهان شاغل هستند بر ضرورت مطرح شدن مسئله قطع برق کارخانه‌ها به عنوان مشکل تولید و یکی از معضل‌های احتمالی بعدی امنیت شغلی کارگران تاکید کرد.وی احتمال داد در صورتی که قطع برق کارخانه‌ها ادامه یابد ممکن است علاوه بر کارفرمایان، کارگران نیز گرفتار مشکلات ناشی از قطع برق شوند.برخلاف کارگران که می‌توان آنها را به عنوان قربانیان احتمالی قطع برق کارخانه‌ها در اصفهان دانست، به نظر می‌رسد که قطع پی‌درپی برق باعث نارضایتی کارفرمایان اصفهانی شده است.مظفر چلمقانی که از کارفرمایان صنعت نساجی استان اصفهان محسوب می‌شود با انعکاس نارضایتی کارفرمایان اصفهانی از قطع برق کارخانه‌ها، می‌گوید: در یک ماه اخیر قطع برق کارخانه‌ها صدای اعتراض خیلی از کارفرمایان را درآورده است.وی با بیان اینکه در نتیجه بالا گرفتن نگرانی‌ها قرار است از طرف اداره صنایع برای این موضوع چاره‌اندیشی شود، به نقل از سایر کارفرمایان و مدیران صنایع گفت: حتی با وجود شرایط پیش‌بینی شده‌ای که در جدول خاموشی تازه منتشر شده لحاظ شده است، فعالیت کارخانه‌ها در این شرایط ناممکن است.هرچند وی در رابطه با تاثیرات احتمالی این موضوع بر وضعیت کارگران حرفی نزد اما به نظر می‌رسد بالا گرفتن صدای نارضایتی کارفرمایان از وضع موجود و مطرح شدن این مسئله در نهادهای اداری استان اصفهان، می‌تواند هشداری برای احتمال به خطر افتادن منافع کارگران نیز باشد.


يک تشکل مستقل صنفي ديگر منحل شد
1387/04/0413:37
گفتني است در طول فعاليت دولت نهم، بسياري از تشکل‌هاي صنفي توسط وزارت کار منحل شده‌اند.
انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران از سوي وزارت كار بطور رسمي منحل اعلام شد.وزارت كار و امور اجتماعي طي نامه‌اي انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران را واجد انحلال اعلام كرد.برابر اخبار رسيده در اين نامه آمده است، نظر به صدور رأي قطعي صادره از شعبه بيستم ديوان عدالت اداري طي دادنامه شماره 4024 مورخ 22/12/86 مبني بر رد شكايت انجمن صنفي با پايان اعتبار اعضاي هيئت مديره انجمن صنفي در 16/7/85 و عدم تجديد انتخابات قانوني با استناد به بند 3 ماده 38 اساسنامه آن انجمن واجد شرايط انحلال است. لذا اجراي ماده 39 اساسنامه از سوي آن انجمن مورد انتظار خواهد بود.اين نامه در ادامه مي‌افزايد: با توجه به مقررات آمره موجود وزارت كار و امور اجتماعي از شناسايي آن انجمن و معتبر تلقي كردن كليه فعاليت‌هاي آن در چارچوب آئين‌نامه و مقررات تشكل‌هاي صنفي معذور است.‌گفتني است در طول فعاليت دولت نهم، بسياري از تشکل‌هاي صنفي توسط وزارت کار منحل شده‌اند.

۱۳۸۷ تیر ۴, سه‌شنبه




بنابه گزارشات رسیده از شوش، صبح امروز کارگران نیشکر هفت تپه همرا با تعداد از خانواده های خود در محوطه صنعتی شرکت تجمع نمودند. و با سر دادن شعارهایی مانند حقوق ماهیانه حق مسلم ماست/ معیشت و زندگی حق مسلم ماست/ کارگر می میرد ذلت نمی پذیرد/ زیودار مزدور از شرکت اخراج باید گردد/ شفیعی حیا کن هفت تپه را رها کن و شعارهای دیگر به سمت دفتر حراست شرکت حرکت کردند. کارگران دفتر حراست را در محاصره خود در آورده اند و اقدام به اجرا در آوردن یکی دیگر از خواسته های خود که اخراج زیودار از شرکت بود شدند. از ابتدای اعتصاب و اعتراضات زیودار از ترس کارگران در شرکت حاضر نمی شد و امروز برای اولین بار بود که در دفتر حراست شرکت حاضر می شد که با تجمع بیش از 1000 نفر از کارگران درمقابل دفتر اقدام به بیرون کردن او از شرکت نمودند. زیودار از ترس کارگران به درون دفتر رفته و دربهای آن را قفل کرده است. زیودار رئیس حراست از عوامل وزارت اطلاعات در شرکت نیشکر هفت تپه می باشد.او در دستگیری ، جاسوسی، پرونده سازی ، علیه فعالین کارگری دروزارت اطلاعات نقش اساسی بازی می کند. همچنین به نیروهای حراست دستور داده است که از مزارع نیشکر حفاظت به عمل نیاورند و باعث شده که تعدادی از مزارع نیشکر را از بین ببرد.
نیروی انتظامی شوش برای خارج کردن زیودار از شرکت با کارگران در حال مذاکره می باشد و به آنها قول داده است که او دیگر به حراست شرکت باز نخواهد گشت . با بیرون کردن زیودار از شرکت کارگران نیشکر هفت تپه به یکی دیگر از خواسته های خود جامه عمل پوشاندن.
بنابه گفته کارگران روز گذشته چند هلیکوپتر از نیروهای سپاه اقدام به آوردن نیروهای گارد به ویژه به این شهر نموده اند و این نیروها را در مدارس شهر مستقر کرده اند و در حال حاضر اکثر این نیروها در مدارس اطراف فرمانداری مستقر شده اند.
کار گران قصد دارند که در روزهای آینده با خانواده های خود اقدام به اعتراضات گسترده نمایند و نیروهای سرکوبگر شروع به تقویت نیروهای خود در سطح شهر زده اند.
خواسته های کارگران اعتصاب کننده نیشکر هفت تپه به قرار زیر می باشد:
حق داشتن سندیکای مستقل کارگری
پرداخت حقوق معوقه 3 ماه اخیر
پایان دادن به پرونده سازیها و احضار فعالین کارگری به دادگاه انقلاب
برکناری مدیر عامل شرکت یعقوب شفیعی و همچنین اعضای هیئت مدیره این شرکت
برکناری رئیس حراست شرکت فردی بنام زیوداری که در سرکوب، جاسوسی و پرونده سازی علیه کارگران نقش مستقیم دارد
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، از خواسته های کارگران حمایت می نماید و از تمامی سندیکاهای کارگری و همچنین سازمان جهانی کار خواستار حمایت از کارگران ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
30 خرداد 1387 برابر با 19 ژون 2008

۱۳۸۷ تیر ۳, دوشنبه


هشتمین تجمع اعتراضی فرهنگیان بازنشسته نسبت به عدم پرداخت پاداش پایان خدمت در محل سازمان آموزش وپرورش مشهد در ساعت 9 صبح شنبه دوم تیر ماه به مدت دوساعت برگزار شد. تجمع کنندگان ضمن اعتراض به عدم اجرای تعهدات مدیر سازمان ، نماینده مجلس آ قای آریان منش باشعار وزیر بی لیاقت استعفا استعفا ، مدیر بی لیاقت استعفا، در راهروی ساختمان های یک ودو وسه وحیاط اداره از مسئولین خواستند تا تاریخ 3 تیرماه به تعهد خود عمل کنند. در غیر این صورت راه پیمائی اعتراضی از مقابل سازمان تا استانداری صورت خواهد گرفت معلمان مجددا امروز سوم تیر ماه به تجمع خود ادامه دادند.
کانون مدافعان خقوق کارگر

دو دانشجو دانشگاه های سیستان و بلوچستان و دانشگاه آزاد لاهیجان خودکشی کردند



خبرنامه امیرکبیر: دو دانشجو دانشگاه های سیستان و بلوچستان و دانشگاه آزاد لاهیجان خودکشی کردند. دختر دانشجو دانشگاه آزاد لاهیجان خود را از محل اتاق حراست دانشگاه در طبقه چهارم به پایین انداخته و جان سپرد و یکی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز بر اثر فشارهای حراست دانشگاه با خوردن قرص خودکشی کرده است.

دختر دانشجوی دانشگاه لاهیجان پیش از این نیز چندین بار به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده بود و سرانجام پس از اینکه هفته گذشته مجددا به حراست احضار شد، خودکشی کرد. روزنامه اعتماد در این زمینه نوشت: “این دانشجوی دختر که به دلیل نامشخصی به اتاق حراست دانشکده فنی این دانشگاه مراجعه کرده بود، بعد از دقایقی خود را از پنجره اتاق - واقع در طبقه چهارم- به پایین انداخت و به زندگی خود پایان داد. با این حال هنوز از دلیل احضار -یا مراجعه- دختر دانشجو به حراست خبر موثقی در دست نیست.”

یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد لاهیجان گفت: “ما هم اطلاعی از دلیل حضور دوست مان در حراست نداریم، فقط طبق اطلاعات ما ایشان امروز در سر جلسه امتحان هم حاضر نشده بود.”

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، یک دانشجوی دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز با خوردن قرص خودکشی کرده است. این دانشجو دانشگاه سیستان و بلوچستان بارها به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده و از طرف حراست دانشگاه تحت فشار بود. این دومین مورد خودکشی طی یک و ماه نیم گذشته در دانشگاه سیستان می باشد. پیش از این نیز در اواخر اردیبهشت ماه، یکی از دانشجویان دختر این دانشگاه با خوردن جوهر نمک خودکشی کرده بود.

یکی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان در این زمینه به خبرنامه امیرکبیر گفت: “مسئولین دانشگاه در برابر این خودکشی ها پاسخگو نیستند، در حالی که با استفاده از کمیته های انضباطی در دانشگاه سیستان جو خفقان ایجاد و دانشگاه را پادگان تبدیل کرده اند.”

احمد ناصری معاون دانشجوئی و فرهنگی دانشگاه سیستان و بلوچستان به جای پاسخگویی به مشکلات دانشجویان و خودکشی های اخیر در این دانشگاه گفته است: “ما همه معتقد به اصلاح اموریم. چه کسی است که ادعا کند که همه چیز در بهترین وضع ممکن است؟ تا امام زمان (عج) قدم بر چشم ما نگذارد، هیچ چیز در بهترین وضع ممکن قرار نخواهد گرفت.”

این خودکشی ها در دانشگاه های مختلف کشور حالی انجام می شود که مسئولین وزارت علوم پاسخگوی مشکلات دانشجویان و فشارهای وارده بر دانشجویان از طرف کمیته های انضباطی و حراست دانشگاه ها نمی باشند. چندی پیش مشاور وزیر علوم در مصاحبه با خبرگزاری های دولتی با اذعان به خودکشی های دانشجویان، “خودکشی” را دومین علت اصلی مرگ در بین دانشجویان ایرانی برشمرده بود. طبق گفته رئیس حراست ‏کل وزارت علوم از هر ۲۸ مورد خودکشی دانشجویی در ایران، ۷ مورد مربوط به پسران و ۲۱ مورد دیگر مربوط به ‏دختران است. بر اساس آمار اعلام شده از سوی نهادهای دولتی، سالانه ۴۲۰۰ ‏دانشجوی ایرانی خودکشی می کنند که بخشی از آنها به مرگ دانشجو منتهی می شود.

پیش از این نیز در روز چهارشنبه ۲۸ فروردین ماه یک دانشجوی دکتری شیمی معدنی دانشگاه شهید بهشتی با خوردن سیانور خودکشی کرد. چهار روز بعد از آن و در اول اردیبهشت ماه یک دانشجوی مرکز تربیت معلم همدان در محوطه دانشگاه با سلاح گرم خودکشی کرد.

چندی پیش یک دانشجوی اصفهانی نیز در شهرکرد خودکشی کرد. فریناز ۲۱ ساله که دانشجوی ‏پزشکی بود، دو روز قبل از خودکشی به ‏خاطر حجاب از سوی ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شده بوده و پس از آزادی دست به خودکشی ‏زد.

در سال جاری، در دامغان نیز یک دانشجوی دختر در محل خوابگاه و با استفاده از پارچه، خود را از در حمام خوابگاه حلق‌آویز کرد. این دختر، ۲۱ ‏ساله، اهل و ساکن کرج و دانشجوی “میکروبیولوژی” دامغان بود.

در تهران نیز یک دانشجوی کارشناسی ارشد صنایع غذایی خود را از بالای ساختمان خوابگاه ‏شش طبقه به طرف پایین پرت کرد و در دم جان باخت‎. این دانشجو که در خوابگاه شماره ۱۱ دانشگاه علوم پزشکی ‏شهید‎ ‎بهشتی تهران واقع در خیابان یوسف آباد حضور داشت با پرتاب خود از بلندی به زندگی اش خاتمه داد.




خاکبرداري غيراصولي و مرگ دو كارگر کرجي
1387/04/0310:26
خاکبرداري غيراصولي و رعايت نكردن نكات ايمني هنگام ساخت و ساز در مهرشهر كرج جان دو كارگر اين ساختمان را گرفت.
رئيس مركز امداد و نجات سازمان آتش نشاني كرج گفت: ساعت 11 و 45 دقيقه دو کارگر 20 و 21 ساله هنگام خاکبرداري از ساختماني زير آوار مدفون شدند که ماموران پس از 4 دقيقه در محل حاضر شدند.علي فلاح افزود: ريزش ديواره هنگام خاکبرداري ساختمان روي داد که به علت نبود سازه‌هاي ايمني به داخل گودال فرو ريخت.رئيس مركز امداد و نجات سازمان آتش نشاني كرج افزود: براي گودبرداري و حفاري،‌ احتمال نبود پايداري ديوارها و ساختمان‌هاي مجاور بايد از طريق نصب شمع و سپرهاي مناسب ايمني و پايداري آن‌ها تامين شود.

اعتراضات کارگران "کوير تاير" و تهديد مديريت
1387/04/0316:32
با وجود گذشت يک سال از اعتراضات شديد کارگران کارخانه کوير تاير بيرجند و اخراج عده‌اي از کارگران بخاطر اين تحرکات، هنوز مديريت زير بار تعهدات قانوني نرفته و حقوق حقه کارگران را پرداخت نمي‌کند.
يکي از کارگران کوير تاير با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: کم کردن اضافه کار، افزايش ساعت کار کارخانه، تشکيل شوراي اسلامي کار کارخانه و رعايت قوانين کارهاي سخت و زيان آور از جمله خواسته‌هاي کارگران است که مديريت طي اين چند سال با آن مخالف بوده است.او با اشاره به اينکه عملکرد مديريت و اقدامات غيرقانوني او در وهله اول به چرخه توليد و اقتصاد کشور لطمه زده است، گفت: مديريت با اخراج عده‌اي از فعالان کارگري اين کارخانه سعي بر تهديد کليه کارگران به اخراج در صورت اقدامات حق خواهانه در داخل کارخانه دارد.

۱۳۸۷ تیر ۲, یکشنبه

دشمنان مردم ایران همیشه در پی دسیسه و توطئه هستند


امپریالیستها هرگز مخالفتی با سرکوب نیروهای انقلابی ایران توسط رژیم جمهوری اسلامی ندارند. سرکوب مبارزان به بهانه نفی “تروریسم“ و نابودی آن وسیله ای است که امپریالیستها و رژیم جمهوری اسلامی در استفاده اش توافق کامل دارند.
همین روش ضد دموکراتیک و مستبدانه رژیم جمهوری اسلامی در درون ایران موجی از مخالفت و مقاومت ایجاد می کند که ریشه اش نه در دسیسه های امپریالیسم بلکه در ماهیت ضد دموکراتیک و ضد بشری رژیم جمهوری اسلامی نهفته است. حمایت از رژیم سرمایه داری که حتی از پرداخت حقوق معوقه کارگران طفره می روند، مخالفت با ایجاد تشکلهای مستقل کارگری غیر اسلامی و ممانعت از پیدایش یک تشکل گسترده سراسری کارگری، نقض مستمر حقوق بشر و امنیت عمومی و فقدان قانونیت در کشور و فعال مایشائی مشتی آقازاده، نقض حقوق زنان و خلقهای ایران و... از زمینه های مادی در درون جامعه است که مقاومت تولید می کند. این مقاومت رژیم جمهوری اسلامی را آماج مبارزه خویش قرار می دهد. طبیعتا این مبارزه مبارزه بر حقی است و کمونیستها موظفند از همه گونه اقامات اعتراضی بر ضد ستمگری و استبداد برای دموکراسی و آزادی حمایت کنند. این عامل مهم را نباید در محاسبات سیاسی نادیده گرفت و زمینه مبارزه فعالین سیاسی را خشک کرد. گسترش چنین تشکلهای دموکراتیک، بشردوستانه، فرهنگی، امدادی و نظایر آنها حتی صرفا از این جهت که بخشی از انسانها را متشکل کرده به فعالیتهای اجتماعی عادت می دهد مفید است و باید در پی تشکیل آن بود.
در کنار این واقعیت ها که ما بر شمردیم باید تاکتیک صحیح مبارزه را انتخاب کرد.
دشمنان مردم ایران همیشه در پی دسیسه و توطئه هستند، آنها همواره می خواهند با نفوذ در صفوف ما توسط عمال خویش در پی استحاله و تشتت فکری در میان ما بر آمده و رهبری صفوف مردم را برای بیراهه بردن آنها بعهده بگیرند. امپریالیستها و مرتجعین با برنامه ریزی و حسابگری و تجربه اندوزی از همه موارد مشابه در جهان در پی آن هستند که به نیات شوم خود جامه عمل بپوشانند و ارتجاع مذهبی حاکم در ایران این اقدام را تسهیل می کند. این همان مبارزه طبقاتی است که ما باید به پیش بریم. این تحریکات و اقدامات دوراندیشان امپریالیستی حاکی از سختی مبارزه و مشکلاتی است که ما باید بر آنها غلبه کنیم. این دسیسه ها ضرورت وجود حزب طبقه کارگر و زمینه های فعالیت آن را به ما نشان می دهد تا با هشیاری در این عرصه عمل کنیم و همه این عوامل را در ارزیابیهای خویش مورد توجه قرار دهیم. طبیعتا تا زمانیکه ما نیروی قدرتمندی نباشیم تا بتوانیم با نیروی خویش در مانورهای اجتماعی تاکتیکهای موثر بکار بریم، خطر انحراف جنبش منتفی نیست.
مسلما زمینه مادی نقض حقوق دموکراتیک و آزادیهای اساسی در این ممالک از جمله ممالکی نظیر ایران موجود است. نقض حقوق بشر، بی توجهی به امنیت جمعی و فردی و فقدان امنیت، ارتشاء و غارتگری اموال عمومی، تشدید اختلافات طبقاتی، نقض مستمر قانون از طرف شخصیتها و بزرگان حاکمیت، سرکوب بیرحمانه، نقض حقوق زنان و کودکان، تبلیغ خرافات و رواج جنایات در اعماق جامعه، سقوط اخلاقی جامعه، جایگزینی جامعه دروغ و تظاهر و شیادی و فکر خود بودن بجای جامعه ای استوار بر ستونهای شفافیت، حقیقت، شرافت و غرور، احترام متقابل، عدالت اجتماعی، رجحان منافع جمعی و... در متن این جوامع وجود دارد و از طرف حاکمیت به مردم تحمیل می گردد.
رژیم جمهوری اسلامی آلوده به تمام این کثافات قرون وسطائی هست و در بطن جامعه نیروی مقاومت علیه خویش را پرورانده و می پروراند. مردم ایران به حق و بدرستی در کمین نشسته اند تا در فرصت مناسب دمار از روزگار این شیادان خبیث بدر آورند، انتقام این مردم منطقه را به لرزه خواهد آورد، انتقامی خونین است. این زمینه مادی است که امپریالیستها نیز بر روی آن حساب باز کرده اند. این که خواستهای مردم میهن ما برای تحقق حقوق بشر و دموکراسی و آزادی و امنیت و عدالت اجتمای و قانونیت و قانونمداری و... برحق است و باید مورد حمایت قرار بگیرد بر کسی پوشیده نیست. این جاست که مبارزه ای سخت بر سر رهبری این مبارزات در می گیرد. مضمون بخشی از مبارزه آتی ما کسب رهبری در عرصه دموکراتیک این حرکتهای اعتراضی در سازمانهای غیر دولتی است و مهمتر از آن اینکه ما باید در سازمانهای توده ای نفوذ کنیم باید جنبش کارگری را تقویت کرده سازمان دهیم، پاسخ ما به سازمانهای غیر دولتی، سازمانهای توده ای است که سمت و سوی کمونیستی پیدا کنند. باید جنبش برای استقلال و دموکراسی را ابزار اعمال نظریات توده بنمائیم. عمده تکیه بر کارگران و زحمتکشان است و برجسته کردن خواستهای آنها. سازمانهای غیر دولتی نیز باید در سایه مبارزات توده ای قرار گیرند و به آنها تمکین کنند و نه آنکه در مقابل آنها ایستاده و بخواهند بعنوان موجوداتی مستقل بر بالای سر این جنبشها قرار گیرند.
در این عرصه باید با تکیه بر حقوق کارگران و زحمتکشان و تبدیل آن به خواستهای عمومی، پیوند این مبارزات بویژه مبارزات سازمانهای غیر دولتی با مبارزه بر ضد سلطنت و امپریالیسم و صهیونیسم دست جاسوسان دشمن را برملا کرد. مسلما در این سازمانها در اکثریت خود افراد آرمانخواه و شرافتمندی حضور دارند که برای ایرانی آزاد و آباد و شکوفان و دموکراتیک مبارزه می کنند ولی آنها الزاما مصونیتی درمقابل عمال خریده شده و تبلیغات گسترده و وسیع امپریالیستها با امکانات عظیمی که دارند نخواهند داشت. این وظیفه کمونیستها و نیروهای انقلابی و دموکرات ایران است که از هم اکنون این سوراخهای نفوذی را با نوع تبلیغات خویش و کارزار مبارزاتی که به وجود می آورند خنثی کنند. ما قادریم با تکیه به نیروی توده ای و بسیج آنها در مقابل دسیسه های امپریالیستی و جاسوسان آنها ایستادگی کنیم و سیاستهای خویش را اعمال نمائیم.

نقل از توفان الکترونیکی شماره 22 خرداد ماه 1387
www.toufan.org
toufan@toufan.org

۱۳۸۷ خرداد ۳۰, پنجشنبه


پیام همبستگی به کارگران نیشکر هفت تپه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه

سندیکای مستقل کارگری حق مسلم کارگران است کارگران با ایجاد تشکل های مستقل کارگری می توانند به کلیه حقوق صنفی خود دست یابند کارگران زحمتکش طرح نیشکر هفت تپه بعد از تحمل سختی های بی شمار از جمله عدم دریافت حقوق، دستگیری، بازداشت، اخراج از کار و بیش از ۴۴ روز اعتصاب، امروز به واسطه آگاهی و اتحاد و همبستگی توانسته اند با حضور بیش از ۲۰۰۰ نفر از کارگران با امضا و اثر انگشت، اولین هیئت موسس سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه را تشکیل و اعضای خودشان را معرفی کنند. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه همواره خود را در کنار شما می داند و اتحاد و همبستگی کارگران را که با شعار سندیکا و زندگی شایسته حق مسلم ماست پا به میدان گذاشته و با گذر از فراز و نشیب های فراوان توانسته اند با انتخاب اعضای هیئت موسس سندیکای کارگری خودشان پیروز از این میدان بیرون بیایند به کارگران نیشکر هفت تپه، منتخبین مورد اعتماد این کارگران و تمامی کارگران حق طلب ایران و جهان شادباش می گوید. با امید به روزی که همه کارگران در واحدهای کارگری دارای تشکل مستقل کارگری برای دفاع از حقوق صنفی خود باشند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۱۳۸۷ خرداد ۲۹, چهارشنبه



رشد بيكاري كابوس ايران
1387/03/2914:40
در حالي كه يك كشور هزينه‌هاي خود را دائماً افزايش مي‌دهد اما به جاي توليد و سرمايه گذاري آن را «مي‌خورد»، چگونه مي‌توان انتظار كاهش نرخ بيكاري را داشت. ما ملت ايران، اكنون در حال خوردن فرداي خويش هستيم.
سعيد ليلاز- روزنامه سرمايه-29 خرداد87
پس از تقريباً سه سال تزريق بي سابقه منابع مالي ريالي و ارزي به صورت وام و بودجه دولت با تمركز بر كاهش نرخ بيكاري، دورقمي شدن دوباره اين نرخ در پايان سال 1386 نشانه ديگري بر شكست سياست‌هاي اقتصادي دولت نهم است.در تمام 30 ماه منتهي به اسفند سال 1386، نرخ بيكاري كشور تنها 3/0 درصد كاهش يافته و نشان مي دهد اختصاص ده ها هزار ميليارد تومان انواع وام و اعتبار به طرح هاي زودبازده و ...، فقط به اندازه 70 هزار شغل جديد علاوه بر نيروي كار جديد وارد شده به بازار در اين دوره، كار ايجاد كرده است.اين در حالي است كه تازه به گفته رئيس معزول گمرك، فشار براي آمارسازي اخيراً افزايش محسوسي يافته است.در همين مدت، كل بدهي بخش غيردولتي به شبكه بانكي كشور از حدود 74 هزار ميليارد به بيش از 170 هزار ميليارد تومان افزايش يافته است.به اين ترتيب 5/2 برابر شدن وام هاي اعطايي به بخش غيردولتي، عملاً و جز در بخش مسكن آن هم به بهاي گزاف تورم شديد، هيچ اثري بر كاهش نرخ بيكاري به جا نگذاشته است. چهار برابر شدن نرخ تورم و افزايش آن از 5/6 درصد در ارديبهشت سال 1385 به 3/25 درصد در ارديبهشت سال 1387 برخلاف اعلاميه هاي قبلي و نيز انتظار كارشناسان، نرخ بيكاري را تحت تاثير قرار نداده و اين نرخ حتي پيش از شروع ركود نسبي بخش مسكن در بهار امسال كه تشديد آن در ماه هاي آينده انتظار مي رود، همچنان بر دورقمي ماندن اصرار دارد بنابراين مي توان پيش بيني كرد كه در ماه هاي آينده نرخ بيكاري باز هم افزايش يابد و از ركورد شهريور 1384 يعني 9/10 درصد هم بيشتر شود.علت اين عارضه يعني افزايش نرخ بيكاري در عين افزايش تورم احتمالاً اينجاست كه مطابق شواهد و ارقام منتشره از سوي بانك مركزي، بيشتر اعتبارات اعطايي به افزايش مصرف دولتي و خصوصي رسيده و سهم سرمايه گذاري در توليد ناخالص داخلي ايران در سه سال گذشته منظماً رو به كاهش داشته است. از سال 1385 به اين سو، رشد سرمايه گذاري در ايران از رشد اقتصادي همواره كمتر بوده و در نيمه سال 1386 با وجود رشد اقتصادي شش درصدي رشد سرمايه گذاري تقريباً متوقف شده و به 6/0 درصد محدود مانده است.در حالي كه يك كشور هزينه‌هاي خود را دائماً افزايش مي‌دهد اما به جاي توليد و سرمايه گذاري آن را «مي‌خورد»، چگونه مي‌توان انتظار كاهش نرخ بيكاري را داشت. ما ملت ايران، اكنون در حال خوردن فرداي خويش هستيم.


بالاخره پس از نزدیک به یک هفته اعتراضات گسترده در دانشگاه زنجان، در ساعت اولیه صبح روز چهارشنبه مسئولین دانشگاه زنجان با کلیه مطالبات دانشجویان متحصن موافقت کردند. برکناری مددی، معاون دانشجویی خاطی این دانشگاه، و محاکمه اش توسط مراجع قضایی، عدم برخور با متحصنین و دانشجوی دختر قربانی این ماجرا، پیگیری پاسخ وزیر علوم از سوی نماینده زنجان در مجلس، بررسی کفایت رئیس دانشگاه توسط کمیته ای مرکب از دانشجویان و اساتید، تعویق امتحانات تا روز شنبه و همچنین بهبود وضعیت فرهنگی و فعالیت تشکل های مستقل خواسته هایی بود که با تمامی آن ها موافقت شد


فضای دانشگاه زنجان ملتهب است: دانشگاه در محاصره گارد ویژه
اخبار رسیده از دانشگاه زنجان حکایت از آن دارد که مسئولین دانشگاه به برآورده کردن مطالبات به حق دانشجویان وارد فاز تهدید آن ها شده اند. طبق اخبار رسیده روز گذشته مسئولین دانشگاه زنجان طبق نامه ای که به رویت دانشجویان رسانده اند، مدعی شده اند حکم اخراج نزدیک به 20 نفر از فعالین دانشجویی به سبب افشای رسوایی اخلاقی معاون دانشجویی این دانشگاه توسط وزارت علوم صادر شده است. همچنین صبح امروز خبر رسید که نیروهای امنیتی، نیروای انتظامی و گارد ویژه اطراف دانشگاه را محاصره کرده اند و بیم بازداشت گسترده دانشجویان می رود. دانشگاه زنجان همچنان در وضعیت ملتهبی به سر می برد. رئیس دانشگاه جهت قطع ارتباط دانشجویان معترض با محیط بیرون، اینترنت دانشگاه را قطع کرده است. تلفن های همراه نیز در دانشگاه زنجان دچار اختلال شده است. در همین رابطه داداش‌پور، مدیر کل روابط عمومی وزارت علوم، روز گذشته با تمجید از ریاست دانشگاه زنجان وی را یکی از "روسای خوب" دانشگاه های کشور دانسته و ضمن تهدید دانشجویان گفت: "از نظر وزارت علوم امتحانات باید در برنامه زمانی خود برگزار شود و برخی از افرادی که از برگزاری امتحانات جلوگیری می‌کنند، به دنبال تشنج آفرینی در دانشگاهها هستند که با آنها برخورد قانونی لازم صورت می‌گیرد." این درحالیست که حتی بسیج دانشگاه زنجان نیز خواستار برخورد با معاون متخلف شده و گفته است: "بارها درباره عملکرد معاونت دانشجویی تذکر داده بودیم. ما همچنان خواستار رسیدگی به این فاجعه تاسف انگیز هستیم تا بار دیگر کسی آبروی دانشگاه و دانشجو و حتی انسانیت را ملعبه دست خود نکند‏.‏" با این حال وزارت علوم مطابق با روال گذشته به جای پاسخگویی به مشکل به وجود آمده به فراکنی اقدام کرده و سعی دارد دانشجویان را مقصر جلوه دهد. در این سناریوی تکراری، روزنامه کیهان، سایت رجانیوز و سایت فارس نیوز نیز به مدد وزارت علوم و مسئولین دانشگاه زنجان آمده و سعی دارند با فرافکنی صورت مساله را مخدوش کرده و به مقابله با دانشجویان بپردازند.

نقل از وبسایت خبری دانشگاه امیر کبیر

۱۳۸۷ خرداد ۲۸, سه‌شنبه



کارگران صنایع مخابراتی راه دور ایران استاندار را غافلگیر کردند
1387/03/2713:46
بیش از 1200 کارگر کارخانه صنایع مخابراتی راه دور ایران صبح امروز با تجمع ناگهانی خود مسوولان استان فارس را غافلگیر کردند.
به گزارش دسترنج، این کارگران در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات معوقه خود و وضعیت نامعلوم کارخانه مقابل استانداری تجمع کرده بودند.کارگران صنایع مخابراتی راه دور ایران که تا ظهر امروز به تجمع خود در مقابل استانداری ادامه دادند، اعلام کردند که چناچه تا فردا مطالبات آنها پرداخت نشود دوباره تجمع خواهند کرد.کارخانه صنایع مخابراتی راه دور ایران که ۱۲۰۰ کارگر دارد از سال گذشته تاکنون به دلایل نامعلوم تعطیل شده است، و به گفته کارگران مدیریت آن قصد تعطیلی این کارخانه را دارد.به گفته کارگران احتمال تعطیلی این کارخانه در حالی مطرح است که این کارخانه در پروژه ساخت کارت های هوشمند سوخت پیمانکار اصلی بود. به همین دلیل کارگران خواهان بررسی وضعیت کارخانه هستند.

نطق در رژه ارتش سرخ
در تاریخ 7 نوامبر سال 1941 در میدان سرخ

رفقا – سربازان، ناویان، فرماندهان، رهبران سیاسی، مردان و زنان کارگر، مردان و زنان کلخوزی، کارکنان کارهای فکری، برادران و خواهرانی که در پشت جبهه دشمن ما قرار دارید و موقتاً در زیر یوغ راهزنان آلمانی افتاده اید. مردان و زنان پارتیزان که بانهدام پشت جبهه غاصبین آلمانی مشغولید!
بنام دولت شوروی و حزب بلشویکمان بمناسبت جشن بیست و چهارمین سال انقلاب کبیر اکتبر بشما درود می فرستم و شادباش می گویم.
رفقا! ما امروز در شرایط دشواری بیست و چهارمین سال انقلاب اکتبر را جشن می گیریم. حمله خائنانۀ راهزنان آلمانی و جنگ تحمیلی آنها برای کشور ما ایجاد خطر نموده است. ما موقتاً یک رشته از نواحی خود را از دست داده ایم. دشمن از پشت دروازه های لنینگراد و مسکو سر در آورده است. دشمن چنین حساب کرده بود که پس از اولین ضربۀ وی شیرازۀ ارتش ما از هم خواهد پاشید و کشور بزانو در خواهد آمد. ولی دشمن مرتکب اشتباه فاحشی گردید. با وجود عدم موفقیت های موقتی، ارتش و نیروی دریایی ما حملات دشمن را در سراسر جبهه قهرمانانه دفع می نمایند و تلفات سنگینی به وی وارد می آورند. کشور ما – تمام کشور ما – در یک اردوگاه جنگی واحد متشکل شده است تا به اتفاق ارتش و نیروی دریایی ما به تارومار نمودن غاصبین آلمانی جامۀ عمل بپوشاند.
روزهایی بود که کشور ما وضعیت به مراتب دشوار تری را می گذراند. سال 1918 را به خاطر بیاورید که در آن ما نخستین سال انقلاب اکتبر را جشن می گرفتیم. سه چهارم کشور ما در آن موقع در دست مداخله جویان خارجی بود: اوکرائین، قفقاز، آسیای میانه، اورال، سیبری، شرق دور موقتاً از دست ما بیرون رفته بودند. ما متفقی نداشتیم. ما دارای ارتش سرخ نبودیم، - ما تازه شروع به ایجاد آن نموده بودیم – غله کافی نبود. اسلحه کافی نبود. ساز و برگ کافی نبود. چهارده دولت در آن موقع کشور ما را در منگنه گذاشته بودند. ولی ما دچار یاس و حرمان نشدیم و روحیه خود را نباختیم – ما آن وقت در آتش جنگ ارتش سرخ را تشکیل دادیم و کشور خود را به یک اردوگاه جنگی مبدل نمودیم. روح لنین کبیر در آن موقع ما را در جنگ علیه مداخله جویان الهام می بخشید. نتیجه چه شد؟ ما توانستیم مداخله جویان را در هم شکنیم و کلیه اراضی از دست رفته را بازگردانیم و پیروزی به چنگ آریم.
اکنون وضعیت کشور ما بمراتب بهتر از 23 سال قبل است. کشور ما از لحاظ صنایع، خواربار و مواد خام چندین بار غنی تر از 23 سال قبل است. اکنون ما داری متفقینی هستیم که باتفاق ما علیه غاصبین آلمانی جبهه واحدی را تشکیل می دهند. ما اکنون از همدردی و پشتیبانی کلیه ملتهای اروپا که در زیر یوغ ستمگران هیتلری افتاده اند برخورداریم. ما اکنون دارای ارتش و نیروی دریایی شگرفی هستیم که برای آزادی و استقلال میهن ما سینۀ خود را سپر کرده اند. ما اکنون نه از لحاظ خواربار، نه از لحاظ تسلیحات و نه از لحاظ سازو برگ بهیچ وجه کمبود جدی نداریم. تمام کشور ما و تمام ملل کشور ما پشتیبان ارتش و نیروی دریایی ما بوده و برای در هم شکستن اردوهای اشغالگر فاشیستهای آلمانی به آنها کمک می کنند. ذخیرۀ انسانی ما بی پایان است. روح لنین کبیر و پرچم پیروزمند وی اکنون نیز مانند 23 سال قبل در این جنگ میهنی ما را الهام می بخشند. مگر می توان در این موضوع شک داشت که ما قادریم و باید بر غاصبین آلمانی پیروز گردیم؟
دشمن آنطور که برخی از روشنفکران وحشت زده و مرعوب تصور می کنند آنقدرها قوی نیست. شیطان آنقدر ها هم که تصویرش می کنند مهیب نیست. کی می تواند این موضوع را انکار کند که ارتش سرخ ما بارها نیروی لافزن آلمانی را سراسیمه وار متواری ساخته است؟ هر آینه ملاک فضاوت خود را لافزنی مبلغین آلمانی قرار نداده و روی وضعیت واقعی آلمان قضاوت نماییم آنوقت بسهولت می توان فهمید که غاصبین فاشیست آلمانی در آستانۀ فاجعه ایستاده اند. در آلمان اکنون قحطی و فقر حکمفرماست. در طی 4 ماه جنگ، آلمان و 4.5 میلیون سرباز از دست داده است. آلمان دارد از پای در می آید. ذخیرۀ انسانی آن بپایان می رسد. آتش خشم و نفرت نه تنها ملت های اروپا را که در زیر یوغ غاصبین آلمانی افتاده اند، بلکه خود ملت آلمان را نیز که پایانی برای جنگ نمی بیند فرا گرفته است. غاصبین آلمانی آخرین قوای خود را بکار می اندازند. شکی نیست که آلمان مدت مدیدی نمی تواند چنین فشاری را تحمل کند. چند ماه و یا حداکثر یک سال دیگر نمی گذرد که آلمان هیتلری باید در زیر فشار جنایات خود در هم شکسته شود.
رفقا – سربازان سرخ و ناویان سرخ، فرماندان و رهبران سیاسی، مردان و زنان پارتیزان! تمام جهانیان به شما به مثابۀ نیرویی می نگرند که قادر است اردوهای غارتگر غاصبین آلمانی را نابود نماید. ملتهای اسیر اروپا که در زیر یوغ غاصبین آلمانی افتاده اند شما را منجیان خود می شمرند. مأموریت عظیم آزاد بخشی نصیب شما شده است. شایستگی این مأموریت را داشته باشید! جنگی را که شما بدان مشغولید جنگ آزاد بخش و عادلانه است. بگذار در این جنگ سیمای مردانه نیاکان کبیر ما – آلکساندر نفسکی، دیمیتری دنسکوی، کوزما مینین، دیمیتری پاژارسکی، آلکساندر سووروف، میخائیل کوتوزف شمار را الهام بخشد!

بگذار پرچم پیروزمند لنین کبیر شما را زیر سایه خود بگیرد!
در راه تارو مار کامل غاصبین آلمانی!
مرگ بر اشغالگران آلمانی
زنده باد میهن پرافتخار ما و آزادی و استقلال آن!
در زیر پرچم لنین – بسوی پیروزی به پیش!

در تاریخ 8 نوامبر سال 1941 در شماره 310 روزنامه «پراودا» به چاپ رسید.
ی. استالین «درباره جنگ کبیر میهنی اتحاد شوروی» سال 1947. ص 37 – 40
منبع: مجموعه آثار لنین – ترجمه محمد پور هرمزان – ص 23



نطق در هنگام پذیرایی
کارمندان آموزش عالی
در کرملین 15 مه سال 1938
رفقا!
اجازه بدهید این جام را در راه علم، در راه شکفتن آن و بسلامتی مردان علم بلند کنیم.
در راه شکفتن علم، آن علمی که خود را از مردم جدا نمی کند، خود را از مردم دور نگه نمی دار و آمادۀ خدمت به مردم است. آماده است تمام پیروزیهای علم را در اختیار مردم بگذارد و داوطلبانه و به طیب خاطر نه به اجبار به مردم خدمت می کند (کف زدنها).
در راه شکفتن علم، آن علمی که به رهبران قدیمی و مورد قبول خود اجازه نمی دهد با خود پسندی در تار کاهنان علم، در تار انحصار کنندگان علم بتنند. آن علمی که به مفهوم و اهمیت و نیرومندی اتحاد کارمندان قدیمی علم با کارمندان جوان علم پی می برد. آن علمی که داوطلبانه و با طیب خاطر تمام ابواب علم را به روی نیروی جوان کشور ما می گشاید و به آنان امکان می دهد قلل مرتفع علم را مسخر نمایند. علمی که آینده را متعلق به جوانان علم می داند (کف زدنها).
در راه شکفتن علم، آن علمی که مردان آن با وجود این که به نیرو و اهمیت سنن مستقره در علم پی می برند و استادانه آنها را به نفع علم مورد استفاده قرار می دهند مع الوصف نمی خواهند بندۀ این سنن باشند، آن علمی که در شکستن سنن کهنه و موازین و مقررات، هنگامی که آنها دیگر کهنه می شوند، هنگامی که مانع پیشروی می گردند، دارای شهامت و عزمی راسخ است و بالاخره آن علمی که قادر به ایجاد سنن نو، حدود نو و مقررات نو می باشد (کف زدنها).
علم در دوران سیر تکاملی خود افراد شجاع زیادی را می شناسد که با وجود انواع موانع و علیرغم همه چیز توانسته اند کهنه را بشکنند و نو را ایجاد کنند. این مردان علم از قبیل گالیله، داروین و بسیاری دیگر مشهور عامه اند. و من می خواستم در مورد یکی از بزرگان عالم علم که در عین حال بزرگترین مرد عصر حاضر است سخن بگویم. منظور من لنین معلم ما و مربی ماست (کف زدنها). سال 1917 را به خاطر بیاورید. بر اساس تجزیه و تحلیل علمی تکامل اجتماعی روسیه، بر اساس تجزیه و تحلیل علمی اوضاع بین المللی لنین به این نتیجه رسید که یگانه راه برون شدن از اوضاع، پیروزی سوسیالیسم در روسیه است. این استنتاج برای بسیاری از مردان علم آن زمان کاملاً غیر منتظره بود. پلخانف، که یکی از برجستگان علم بود، در آن موقع لنین را تحقیر می کرد و می گفت لنین «هذیان می گوید». دیگر مردان علم که اشتهارشان کم تر نیست اظهار نظر می کردند که «لنین عقلش کم شده است» و باید او را هر چه ممکن است دور ساخت. آن موقع انواع و اقسام مردان علم علیه لنین که او را یک شخص مخرب علم می دانستند زوزه راه انداخته بودند. ولی لنین هراسی نداشت از اینکه برخلاف جریان شنا کند و با کهنه پرستی مبارزه نماید. و لنین فاتح شد (کف زدنها).
این است نمونه یک مرد علم که شجاعانه علیه علم کهنه شده مبارزه می کند و راه را برای علم جدید هموار می نماید.
گاهی هم اتفاق می افتد که راه جدیدی را برای علم و تکنیک افرادی که در علم شهرت دارند باز نمی کنند. بلکه افرادی که بهیچ وجه در جهان علم شهرتی ندارند، افراد عادی، کارکنان علمی و نوآوران باز می کنند. اینجا پشت این میز رفیق استاخانف و رفیق پاپانین نشسته اند. این اشخاص در جهان علم شهرتی ندارند. ولی کیست که نداند استاخانف و استاخانویست ها در کارهای عملی خود در رشتۀ صناع موازین موجوده را که از طرف مردان مشهور علم تعیین شده بود بمثابه موازین کهنه شده باطل کردند و موازین جدیدی مطابق با مقتضیات علم و تکنیک واقعی معمول نمودند؟ کیست که نداند پاپانین و پاپانینیست ها در کارهای عملی خود دری یخهای شناور، بدون زحمت ویژه ای پندارهای کهن را دربارۀ ناحیه قطبی شمال به منزله پندارهای کهنه شده رد کردند و پندار جدیدی مطابق با مقتضیات علم واقعی به جای آن آوردند؟ چه کسی می تواند انکار کند که استاخانف و پاپانین نوآوران علم و مردان علم پیشرو ما می باشند؟
اینگونه «معجزه ها» هم در عالم علم اتفاق می افتد.
من دربارۀ علم صحبت کردم. ولی علم انواع و اقسام دارد. آن علمی که من دربارۀ آن صحبت کردم علم پیشرو است.

در راه شکفتن علم پیشرو ما!
به سلامتی مردان علم پیشرو!
در راه لنین و لنینیسم!
به سلامتی استاخانف و استاخانویست ها!
به سلامتی پاپانین و پاپانینیست ها! (کف زدنها).

در تاریخ 19 مه سال 1938 در شمارۀ 136 روزنامۀ «پراودا» به چاپ رسید.
ی. استالین درباره لنین، 1947، ص 66 – 69
منبع: مجموعه آثار لنین – ترجمه محمد پور هرمزان – ص 22



نطق در جلسه پیش از
انتخاباتی انتخاب کنندگان
حوزه انتخابیه استالینی شهر
مسکو مورخه 11 دسامبر
سال 1937 در محل تئاتر بزرگ

رفقا، باید اعتراف کنم که من قصد نداشتم صحبت کنم. ولی نیکیتا سرگیویچ گرامی ما، می توان گفت، با زور مرا به این جلسه کشید و گفت: یک نطق خوبی بکن. در چه موضوعی سخن بگویم. چه نطقی بکنم؟ تمام آنچه که لازم بود قبل از انتخابات گفته شود در نطقهای رفقای رهبر ما کالینین، مولوتف، وروشیلف، گاگانویچ و بسیاری از رفقای مسئول دیگر گفته و تکرار شده است. چه چیز دیگری ممکن است به این نطق ها اضافه کرد؟
می گویند در خصوص بعضی از مسائل مربوط به فعالیت انتخاباتی توضیحاتی لازم است. چه توضیحاتی. درباره کدام مسائل؟ تمام آنچه که احتیاج به توضیح داشت در خطابیه های مشهور حزب بلشویکها، سازمان جوانان، شورای مرکزی اتحادیه های کل اتحاد جماهیر شوروی، جمعیت مساعدت به ساختمان هواپیمایی و شیمیایی، کمیتۀ امور ورزشی توضیح داده و تکرار شده است. چه چیز دیگری ممکن است به این توضیحات اضافه کرد؟
البته ممکن بود نطقکی از هیچ چیز و از همه چیز ایراد کرد (خنده مختصر). چه بسا چنین نطقی باعث تفریح جمعیت می شد. می گویند که استادان چنین نطقهایی نه تنها در آنجا یعنی کشورهای سرمایه داری بلکه در کشور شوروی ما هم یافت می شوند (خنده کف زدنها). ولی اولاً من استاد چنین نطقهایی نیستم. ثانیاً آیا شایسته است در این هنگام، که برای ما بلشویکها به اصطلاح «کار از آسمان می بارد» وقت خود را صرف کارهای تفریحی بکنیم. به عقیده من که شایسته نیست.
واضح است که در چنین شرایطی نطق خوبی نخواهی کرد. با وجود این، حال که من پشت تریبون آمده ام، البته لازم است هر طور شده لا اقل چیزی بگویم (کف زدنهای شدید).
قبل از همه من می خواستم از انتخاب کنندگان به خاطر اعتمادی که نسبت به من ابراز داشته اند (کف زدنها) اظهار تشکر نمایم (کف زدنها).
مرا به نمایندگی کاندیدا کرده اند و کمیسیون انتخاباتی حوزۀ استالینی پایتخت شوروی نام مرا به عنوان کاندید نمایندگی ثبت کرده است. این، رفقا، اعتماد بزرگی است. اجازه بدهید به مناسبت اعتمادی که شما به حزب بلشویکها که من عضو آن هستم و نسبت به شخص من که نمایندۀ این حزب می باشم ابراز داشته اید تشکر عمیق بلشویکی خود را اظهار نمایم (کف زدنهای شدید).
من می دانم معنی اعتماد چیست. این اعتماد بالطبع یک وظیفۀ جدید و اضافی و بالنتیجه یک مسئولیت جدید و اضافی به عهدۀ من محول می نماید. باشد. در بین ما بلشویک ها شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت معمول نیست. من هم آن را با کمال میل می پذیرم (کف زدنهای شور انگیز ممتد).
و اما از طرف خود می خواستم به شما، رفقا، اطمینان بدهم که شما می توانید بدون ترس به رفیق استالین اعتماد داشته باشید (هیجان شور انگیزی که تا مدتها خاموش نمی شود، صدای حضار «ما همه با رفیق استالین هستیم!») میتوانید مطمئن باشید که رفیق استالین خواهد توانست وظیفه خود را در پیشگاه مردم (کف زدنها)، در پیشگاه طبقه کارگر (کف زدنها)، در پیشگاه توده دهقانی (کف زدنها) و در پیشگاه روشنفکران (کف زدنها) ادا کند.
اما بعد، من می خواستم، رفقا، به مناسبت پیش آمدن جشن همگانی مردم، به مناسبت روز انتخابات شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی به شما تبریک بگویم (کف زدنهای شدید). انتخاباتی که در پیش است انتخابات ساده ای نیست. رفقا، این حقیقتاً جشن همگانی مردم، جشن کارگران، دهقانان و روشنفکران ماست (کف زدنهای شورانگیز). هرگز در جهان یک چنین انتخابات حقیقتاً آزاد و حقیقتاً دموکراتیک وجود نداشته است. هرگز! تاریخ نظیر آن را به یاد ندارد (کف زدنها). موضوع بر سر این نیست که انتخابات ما همگانی، متساوی، مخفی و مستقیم خواهد بود اگر چه این موضوع هم به خودی خود دارای اهمیت بزرگی است. موضوع بر سر این است که انتخابات همگانی در کشور ما نسبت به انتخابات هر کشور دیگر جهان آزاد ترین و دموکراتیک ترین انتخابات خواهد بود.
انتخابات همگانی در برخی از کشورهای سرمایه داری، کشورهای به اصطلاح دموکراسی هم جریان می یابد. ولی در آنجا این انتخابت در چه محیطی می گذرد؟ در محیط تصادمات طبقاتی، در محیط خصومت طبقاتی، در محیط فشار بر انتخاب کنندگان از طرف سرمایه داران، ملاکین، بانکداران و سایر نهنگهای سرمایه داری. این گونه انتخابات را حتی اگر عمومی، متساوی، مخفی و مستقیم هم باشد به هیچ وجه نمی توان انتخابات کاملاً آزاد و کاملاً دموکراتیک نامید.
در کشور ما، بر عکس انتخابات کاملاً در محیط دیگری صورت می گیرد. در کشور ما سرمایه دار و ملاک وجود ندارد. پس فشاری هم از طرف طبقات دارا بر طبقات ندار وجود ندارد. در کشور ما انتخابات در محیط همکاری کارگران، دهقانان، روشنفکران، در محطی اعتماد متقابل آنان، در محیط می خواهم بگویم، دوستی متقابل جریان می یابد. زیرا در کشور ما سرمایه دار نیست. ملاک نیست. استثمار نیست و خلاصه هیچکس نیست که مردم را تحت فشار قرار دهد و از اراده خود باز دارد.
به این علت است که انتخابات ما یگانه انتخابات حقیقتاً آزاد و حقیقتاً دموکراتیک در تمام جهان می باشد (کف زدنهای شدید).
چنین انتخابات آزاد و حقیقتاً دموکراتیکی فقط ممکن بود در زمینۀ پیروزی نظامات سوسیالیستی و فقط بر این پایه بروز نماید که سوسیالیسم در کشور نه تنها ساخته می شود، بلکه اکنون دیگر وارد زندگی، وارد زندگی روزانۀ مردم شده است. در حدود 10 سال قبل هنوز ممکن بود در این باره بحث کرد که آیا می توان سوسیالیسم را در کشور ما برپا نمود یا خیر. ولی اکنون دیگر این یک مسئله قابل بحث نیست. اکنون این مسئله جزو واقعیات است. مسئله حیات واقعی، مسئلۀ زندگی است. مسئله ایست که در تمام شئون زندگی مردم راه یافته است. در فابریکها و کارخانه های ما بدون وجود سرمایده داران کار می کنند. کار را افراد مردم هدایت می نمایند. همین است که ما آن را سوسیالیسم در عمل می نامیم. در مزارع ما زحمتکشان روستا بدون ملاکین و بدون کولاک ها زندگی می کنند. کار را افراد مردم هدایت می نمایند. همین است که ما آن را سوسیالیسم در حیات و زندگی آزاد و سوسیالیستی می نامیم.
بر روی همین اساس هم بود که در کشور ما انتخابات حقیقتاً آزاد و حقیقتاً دموکراتیک به وجود آمد. انتخاباتی که نظیر آن در تاریخ بشر وجود ندارد.
پس چگونه ممکن است بعد از تمام این ها، به مناسبت روز جشن همگانی مردم، به مناسبت روز انتخابات شورای عالی اتحاد شوروی به شما تبریک نگفت! (هیجان شورانگیر تمام حضار).
اما بعد، من می خواستم، رفقا، به شما نصیحتی بکنم. نصیحت یک کاندید نمایندگی به انتخاب کنندگان خود. اگر کشورهای سرمایه داری را در نظر بگیریم، آنجا بین نمایندگان و انتخاب کنندگان بعضی مناسبات مختص به خود می خواهم بگویم کاملاً عجیب وجود دارد. تا وقتی که انتخابات در جریان است، نمایندگان در مقابل انتخاب کنندگان خود اظهار چاپلوسی می نمایند، از در تملق وارد می شوند، سوگند یاد می کنند، مشت مشت وعده های گوناگون می دهند. این طور نتیجه می شود که تابعیت نمایندگان از انتخاب کنندگان کامل است. ولی همین که انتخابات گذشت و کاندیدها به نماینده مبدل شدند – نمایندگان استقلال کامل می یابند. در خلال 4 یا 5 سال یعنی تا انتخابات جدید، نماینده خود را کاملاً آزاد و مستقل از توده و از انتخاب کنندگان خود حس می نمایند. او می تواند از یک اردوگاه به اردوگاه دیگر برود. او می تواند از صراط مستقیم براه غلط بپیچد. او حتی می تواند در بعضی دسائس و نیرنگهای شیادانه گمراه شود. او می تواند هر طور که میل دارد معلق بزند. – او مستقل است.
آیا می توان چنین مناسباتی را عادی دانست؟ به هیچ وجه. رفقا، این کیفیت را قانون اساسی ما در نظر گرفت و قانوی وضع نمود که به حکم آن انتخاب کنندگان حق دارند در صورتیکه نمایندگان آنها دست به حقه بازی بزنند، در صورتیکه راه را کج کنند، در صورتیکه تابعیت خود را از توده و از انتخاب کنندگان فراموش نمایند، آنها را به قید فوریت عزل کنند.
این یک قانون بسیار عالی است. رفقا، نماینده باید بداند که او خادم مردم و فرستادۀ مردم در شورای عالی است و باید رفتار او بر طبق خط مشی باشد که مردم برای او معین کرده اند. اگر راه را کج کرد، انتخاب کنندگان حق دارند تقاضای اعلام انتخابات جدیدی بکنند. حق دارند نماینده ای که راه را کج کرده باشد، قالش را بکنند (خنده، کف زدنها). این قانون بسیار عالی است. نصیحت من، نصیحت کاندید نمایندگی به انتخاب کنندگان خود این است که این حق انتخاب کنندگان – یعنی حق عزل قبل از موعد نمایندگان را به خاطر داشته باشند. مراقب نمایندگان خود باشند. عمل آنها را بازرسی نمایند و هر آینه نمایندگانی بخواهند از راه راست منحرف شوند آنها را از سر خود باز کنند و درخواست اعلام انتخابات جدید بنمایند. دولت موظف است انتخابات جدیدی را اعلام نماید. نصیحت من این است – این قانون را به خاطر داشته باشید و در مورد لزوم از آن استفاده کنید.
سرانجام یک نصیحت دیگر کاندید نمایندگی به انتخاب کنندگان خود. اگر از کلیه توقعات ممکنه ابتدایی ترین توقعات را در نظر بگیریم بطور کلی چه چیزی را باید از نمایندگان خود خواستار بود؟
انتخاب کنندگان یعنی تودۀ مردم باید از نمایندگان خود بخواهند که به اهمیت وظایف خود پی ببرند. در کار خود به مرحله عامیان سیاسی سقوط ننمایند. در مقام مردانی سیاسی از طراز لنین باقی بمانند. از زمره آن مردان سیاسی صریح و معینی باشند که لنین بود (کف زدنها). به همان اندازه در مبارزه بی باک و نسبت به دشمنان توده بی امان باشند که لنین بود (کف زدنها). هنگامی که اوضاع به وخامت می گراید و در افق خطری نمودار می شود از هرگونه سراسیمگی و از هر چیزی که شبیه به سراسیمگی باشد آنطور مبرا باشند که لنین بود (کف زدنها). در مواقع حل مسائل بغرنج، آنجایی که احتیاج به توجه همه جانبه و بررسی همه جانبه کلیه جنبه های مثبت و منفی در میان است همانطور با تدبیر و شکیبا باشند که لنین بود (کف زدنها). همانقدر صدیق و شرافتمند باشند که لنین بود (کف زدنها). خلق خود را همانقدر دوست بدارند که لنین دوست می داشت (کف زدنها).
آیا ما می توانیم بگوییم که تمام کاندیدهای نمایندگی عیناً از این نوع رجال هستند؟ من که این طور خیال نمی کنم. در دنیا انواع اشخاص و انواع رجال یافت می شوند. افرادی هستند که نمی شود به هویتشان پی برد. هم ممکن است خوب باشند هم بد باشند. هم شجاع باشند، هم ترسو باشند. هم تا آخر با مردم بمانند، هم با دشمنان مردم باشند. چنین افرادی یافت می شوند و چنین رجالی وجود دارند. در بین ما بلشویک ها هم از این نوع اشخاص یافت می شوند. شما خودتان می دانید، رفقا که خانواده بدون بدگل نمی شود (خنده کف زدنها).
دربارۀ چنین افرادی که معلوم نیست از چه تیپی هستند، و بیشتر به عامیان سیاسی شباهت دارند تا رجال سیاسی، گوگل نویسنده کبیر روس کاملاً به جا گفته است که : «اینها اشخاص نامشخصی هستند. نه این طرفی هستند نه آن طرفی. از کار این اشخاص نمی شود سر در آورد. نه در شهر قاضی هستند و نه در ده کدخدا» (خنده. کف زدنها). دربارۀ چنین افراد و رجال نا مشخص، در بین مردم هم ما ضرب امثل های کاملاً مناسبی داریم می گویند:«ای، اینهم یکنوع آدمی است – نه بو دارد نه خاصیت» (خنده عموم. کف زدنها). «نه به درد دنیا می خورد نه آخرت» (خنده عموم. کف زدنها).
من نمی توانم کاملاً مطمئن باشم و بگویم که در بین کاندیدهای نمایندگی (البته، من خیلی از آنها معذرت می خواهم) و بین رجال ما یافت نمی شوند که بیشتر شبیه به عامیان سیاسی باشند و از حیث اخلاق و سیمای خود همانند همان اشخاصی باشند که مردم دربارۀ آنها می گویند «نه به درد دنیا می خورد نه آخرت» (خنده. کف زدنها).
من می خواستم، رفقا، که شما مرتباً نمایندگان خود را زیر نفوذ داشته باشید، به آنها تلقین کنید که باید همیشه سیمای ارجمندی لنین بزرگ را در مقابل خود داشته باشند و در تمام کارها به لنین اقتدا نمایند (کف زدنها).
وظایف انتخاب کنندگان با انتخابات به پایان نمی رسد. این وظایف در تمام مدت موجودیت دورۀ اجلاسیه حاضر شورای عالی ادامه می یابد. من قبلاً دربارۀ قانونی که به انتخاب کنندگان حق می دهد در صورتیکه نمایندگان از راه راست خارج شدند آنها را قبل از موعد مقرر معزول کنند، صحبت کردم. پس وظیفه و حق انتخاب کنندگان عبارت از این است که همیشه و همه موقع نمایندگان خود را تحت کنترل داشته باشند و به آنها تلقین کنند که – در هیچ موردی به مرحلۀ عامیان سیاسی سقوط ننمایند و آنها – انتخاب کنندگان – باید به نمایندگان خود تلقین کنند تا همانطور باشند که لنین کبیر بود(کف زدنها).
این است، رفقا نصیحت دوم من به شما. نصیحت یک کاندید نمایندگی به انتخاب کنندگان خود. (کف زدنهای شور انگیزیکه تا مدت ها خاموش نمی شود و بدل به هیجان می گردد. همه بر می خیزند و نظرهای خود را به جایگاه مخصوص نمایندگان دولت که رفیق استالین به آنجا می رود می دوزند. ندا بلند می شود:«به افتخار استالین کبیر، هورا!»، «به افتخار رفیق استالین، هورا!»، «زنده باد رفیق استالین، هورا!»، «زنده باد اولین لنینیست – کاندید نمایندگی شورای اتحاد – رفیق استالین! هورا!» ).

در تاریخ 12 دسامبر سال 1937 در شماره 340 روزنامۀ «پراودا» به چاپ رسیده است.
ی. استالین، درباره لنین، 1947، ص 57 – 65
منبع: مجموعه آثار لنین – ترجمه محمد پور هرمزان – ص 19 و 20 و 21
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 18:18 توسط

آغاز فروپاشی سوسیالیسم در شوروی

آغاز فروپاشی سوسیالیسم در شوروی
یک بازنگری مجدد(7)
دولت غیر طبقاتی یا دولت تمام خلق
برای اینکه بفهمیم رویزیونیستها چه خیانت بزرگی مرتکب شده و چه تحریف عظیمی در مارکسیسم لنینیسم کرده اند لازم است که در گام نخست پاره ای مفاهیم را بدقت توضیح داده و تفسیر کنیم تا عمق اهمیت برخورد به آموزش دولت برای همگان روشن گردد.
درک رایج و غیر علمی از دولت :
هر روز گوش مردم با این واژه آشناست که در رادیو، مطبوعات و یا رسانه های جمعی مرتب تکرار می گردد، اینکه دولتی سقوط کرده است، اینکه دولت جدیدی بر سرکار آمده است، اینکه دولتی استعفا داده است، اینکه دولتی استیضاح شده است، اینکه دولتی بودجه اش را تعیین کرده است، اینکه پارلمان بودجه دولتی را برسمیت شناخته و تصویب کرده است، اینکه ...
همه بوقهای تبلیغاتی بورژوازی صبح و ظهر و شب، پیش و پس از غذا باین کار مشغولند و ایدئولوژی خود را در مغز مردم جا می دهند و برای خود افکار عمومی می سازند. آزادی بیان آنها در خدمت پخش دروغ و اکاذیب و فریب مردم است، بدون آنکه کسی به این تزویر بورژوازی ظنین شود.
نخست باید تعریف دولت را از درک متعارف و عامیانه عمومی جدا نمود. در میان مردم درک رایج از دولت این است که دولت شامل دولتمردان و یا کابینه است. آنها از رجال و مردان سیاسی صحبت می کنند. وقتی مثلا از "دولت" مصدق نام می برند و آنرا در مقابل "دولت" زاهدی قرار می دهند و یا زمانیکه امینی را بجای شریف امامی می نشانند برایشان تغییر "دولت" به مفهوم تغییر دولتمردان سیاسی، تغییر نخست وزیر و هیات وزراء و یا تغییر کابینه منظور است. این تعریف وارونه و ضد علمی و برای انحراف افکار عمومی و فریب آنها صورت می گیرد.در زبانهای اروپائی ما با واژه
state
Staat و در آلمانی و یا
در انگلیسی روبرو هستیم که بیانگر مفهوم دولت است.در حالیکه هیات دولت و یا کابینه و یا دولتمران همراه نخست وزیر در این زبانها شباهتی با مفهوم دولت ندارند. در آلمانی از
Regierung
و در انگلیسی از
goverment
صحبت می گردد که با مفهوم دولت به مفهوم رایج نزد ما ایرانیها یکسان است. ولی با مفهوم علمی دولت فرق دارد. دولت، نخست وزیر و هیات وزیران که هر روز قابل تغییرند نیست، دولت عام تر است، استمار دارد، ادکان سرکوب و تضمینهای اسقرار وبقاء نظام است و هر روز قابل تعویض نیست. وقتی شما تعریف نا درست دولت را بپذیرید عملا ماهیت دولت را از روی خصوصیات افراد تعریف می کنید و نه از روی خصوصیات نظام. در برخورد مارکسیستی به مساله دولت
را state
دولت بمنزله مجموعه ای از دستگاههای سرکوب شامل ارتش، قوای انتظامی، سازمان امنیت و گروههای شبه نظامی همراه با دادگاهها و زندانهای تعریف میکنند. آن طبقه و یا گروهبندی اجتماعی که بر سر قدرت است و حکومت می کند برای حفظ منافع اقتصادی وسیاسی خود از ابزاری برای بقاء خود سود می جوید که ضرورتا عامل سرکوب طبقات فرودست است. دولت در حقیقت آن دستگاه سرکوبی است که برای حفظ نظام حاکم فعال است. اینکه چه کسی در کابینه باشد و یا ترکیب هیات وزیران وسیاستمداران چه باشد در ماهیت دستگاه دولتی تغییری نمیدهد. نظام حاکم آن دولتمردی را که با مجموعه خواستهای نظام منطبق نباشد و نتواند خود را بر آن وفق دهد و بسخنی "عوضی" در راس هیات وزیران قرار گرفته باشد یا توسط همان دولتمرادان و یا در مرحله نهائی با کودتا سر به نیست می کند . مجلس بخش اساسی دولت نیست زیرا با انحلال آن نظام پاشیده نمی شود ولی انحلال ارتش به پاشیدگی نظام منجر می گردد. همین مثال دو دو تا چهار تا نشان می دهد که ارکان دولت همان پایه های سرکوب نظام است. کمونیستها وقتی از دولت سخن می رانند دولت را به همین مفهوم قبول دارند و مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند.
پیدایش دولت:
دولت از بدو پیدایش بشریت وجود نداشت جوامعی بودند که کار خویش را بدون وجود دولت پیش می بردند و اساسا از دولت و یا قدرت سیاسی آن تصوری هم به ذهن خویش خطور نمی دادند. در خانواده دودمانی(دودمان به معنای نسب و خویشاوندی خونی است)که انسانها بر اساس خویشاوندی خونی با هم می زیستند از دولت خبری نبود. در جامعه بدوی که از دودمانهای کوچک پدید آمده بود با سلطه آداب و قدرت و نفوذ ریش سفیدان بر می خوریم. جامعه فاقد یک پدیده ای است که خود را با نیروی قهر بر تر از دیگران دانسته و خویش را بر راس جامعه قرار دهد. دولت همراه با تکامل اجتماع پدید آمد و وابسته به مرحله معینی از رشد اقتصادی بود. وقتی جامعه به طبقات تقسیم شد وجود دولت بعلت این تقسیم بندی ضروری گردید. هگل دولت را "تحقق ایده اخلاق" و یا "نمودار و تحقق عقل" تعریف می کرد. وی برای تنظیم امور جامعه و رفع "انحرافات" آن، به دولت متوسل می شود و آنرا "پویه روح مطلق بر روی زمین" می داند. دولت در حقیقت همان کاری را که خدا در آسمان به منزله روح مطلق انجام می دهد
بر روی زمین بعهده گرفته است. پس دولت هدفی است که باید بر روی زمین به آن رسید تا تعادل عقلی جامعه بر قرار شود و تضادها و ناهماهنگی های جامعه بر طرف گردد. اندیشمندان بورژوازی دولت را ارگانی برای حفظ نظم و امنیت تعریف می کنند که برای تعدیل تصادمات اجتماعی ایجاد شده است و قصد دارد بین منافع متفاوت گروهها و طبقات آشتی بوجود آورد. دولت مظهر آشتی طبقاتی می گردد. در حالیکه لنین بر این نکته انگشت می گذارد که اگر آنطور که ادعا می شود با استناد نا درست به نظریه مارکس آشتی طبقات ممکن بود، دولت نه می توانست پدید آید و نه پایدار بماند. زیرا با رسیدن طبقات به آشتی لزوم دولت و شرط بقاء آن نه آشتی بلکه مبارزه طبقات است که به آشتی نمی رسند و در حال مبارزه با یکدیگر هستند. این امر لزوم دولت و استمرار آن را می طلبد و ثابت می کند. اینجاست که معلوم می گردد که دولت آلت و ارگان سرکوب یک طبقه بدست طبقه دیگر است. نظم حاکم، نظم ستمگران بر ستمکشان است و دولت عامل حفظ این امنیت بنفع اقلیت در مقابل اکثریت می باشد. دولت ارگان سیادت طبقاتی است و حاکی از ایجاد "نظمی" است که این ستمگری را با تعدیل تصادمات طبقات، قانونی و استوار می سازد. بورژواها این "نظم" را همان آشتی طبقات وانمود می کنند که دولت چون یک پدیده غیر طبقاتی بر بالای سر جامعه قرار گرفته و پارسا گونه و از روی حسن نیت طرفین نزاع را به آشتی باز میدارد زیرا نمودار اخلاق است، تحقق عقل و دانائی است، نیروئی خداگونه است. ستمگر نیست ناظم است.
برای کمونیستها برخورد به مساله دولت یک مساله اساسی است. نوع برخورد باین مساله محکی است برای شناختن کمونیستها از ضد و یا غیر کمونیستها. پذیرش تئوری دولت از دیدگاه مارکسیستی قطب نمای تحلیل کمونیستها در مسایل اجتماعی است. هر کس که ماهیت دولت را نشناسد و به سلاح تحلیل مارکسیستی مسلح نباشد قادر نخواهد بود رهبری تصادمات اجتماعی را بکف آورد و قصد نیل به قدرت سیاسی را بنماید. کمونیستها بصورت تاریخی به پدیده دولت بمنزله یک مقوله اجتماعی برخورد می نمایند و این مقوله را در تکامل تاریخی و پیدایش، تکامل و مرگ آن بررسی می کنند. دولت بنظر آنها از آسمان نیافتاده و یا محصول عقل کلهای جامعه نیست.
علت پیدایش دولت بعلل درونی جامعه وابسته است، تقسیم جامعه به دنبال ظهور مالکیت خصوصی بر وسایل تولید به طبقات ناسازگار و لزوم ایجاد نهادی تضییقی برای حفظ تعادل درونی جامعه وجود دولت را ضروری می سازد. در غیر این صورت در نبود این مرکز قدرت، "امنیت" جامعه مختل می گردد. انگلس با مطالعه تاریخ یونان و روم و اقوام ژرمنی باستان به این نتیجه رسید که قدرتی خاص لازم می آید که بر راس جامعه قرار گیرد و تنازع طبقاتی را "نرم کند" و اجازه دهد تا مبارزه طبقاتی منحصرا در عرصه اقتصادی و در حد حفظ "نظم" و در چارچوب "زمین و خون" انجام گیرد. "قدرت عامه" دارای واحدهای مسلح و زندانها و هر نوع نهادهای تضییقی شد که بدون فرض این "اضافات مادی" تصور دولت("قدرت عامه")محال است. (منتخب آثار مارکس و انگلس جلد 3 ص 328)
و یا
دولت عبارتست از "پر قدرت ترین طبقه که از لحاظ اقتصادی مسلط است ولی با واسطه دولت به طبقه ای که از لحاظ سیاسی نیز حاکم است بدل می شود و وسایل جدید برای تحت سلطه نگاه داشتن و بهره کشی طبقه ستمدیده کسب می نماید" (منتخب آثار مارکس و انگلس جلد 3 ص 328 )
اهمیت مساله دولت:
شاید بتوان از زبان رفیق لنین اهمیت آموزش دولت را به بهترین وجهی بیان داشت:
"قبلا گفتم که بزحمت میتوان مساله دیگری را یافت که باندازه مساله دولت بوسیله نمایندگان دانش، فلسفه، حقوق، اقتصاد و جریده نگاری بورژوائی، بطور عمدی و غیر عمدی، دستخوش آشفتگی شده باشد. تا امروز غالبا این ساله را با مسایل مذهبی مشتبه می گردانند، و می کوشند تعالیمی غالبا بغرنج با استدلالی و بر داشتی نظری و فلسفی بسازند مشعر بر اینکه دولت، امری الهی است، امری مافوق طبیعت است، نیروئی است که بشریت با آن زندگی کرده است، نیروئی است که از بشر سرچشمه نمی گیرد، حامل چیزی غیر بشری است، به انسانها چیزی غیر بشری می دهد و یا می تواند بدهد، نیروئی است که از خدا ناشی می شود. و باید گفت که این تعالیم بقدری با منافع طبقات استثمارگر- مالکان و بزرگ سرمایه داران- در پیوند است، بقدری به منافع آنها خدمت می کند، بقدری کلیه عادات، کلیه معتقدات و همه دانش آقایان نمایندگان بورژوازی را اکنده است که شما در هر قدم با بقایای آن برخودر می کنید.. این مساله از آن جهت این چنین دستخوش بغرنجی و آشفتگی گردیده که بیش از هر مساله دیگری (از این حیث فقط مبادی علم اقتصاد بر آن مقدم است)با منافع طبقات فرمانروا تماس دارد. تعالیم مربوط به دولت در این راه بکار می رود که امتیازات اجتماعی را تبرئه کند، وجود سرمایه داری را تبرئه کند. پس در این مساله انتظار بی طرفی داشتن یا در این مساله چنان برخورد کردن که گویا ممکن است مدعیان علمیت در این مورد نظریه ای صرفا علمی ابراز دارند، اشتباهی عظیم خواهد بود". (دولت اثر لنین، سخنرانی در دانشگاه آسوردلف در ژوئیه 1919 )
تعریف دولت از دیدگاه مارکسیسم:

انگلس انطور که لنین توضیح می دهد ضمن تجزیه و تحلیل تاریخی خود می گوید:"دولت بهیچ وجه نیروئی نیست که از خارج به جامعه تحمیل شده باشد و نیز دولت، بر خلاف ادعای هگل، "تحقق ایده اخلاق"، نمودار و تحقق عقل نیست" بلکه :
"دولت محصول جامعه در پله معینی از تکامل آن است، وجود دولت اعترافی است باین که این جامعه سر در گم تضادهای لاینحلی با خود گردیده و به نیروهای متقابل آشتی نا پذیری منشعب شده است که خلاصی از آن در ید قدرتش نیست. و برای اینکه این نیروهای متقابل یعنی این طبقات دارای منافع اقتصادی متضاد، در جریان مبارزه ای بی ثمر، یکدیگر و خود جامعه را نبلعد، نیروئی لازم آمد که ظاهرا مافوق جامعه قرار گرفته باشد، نیروئی که از شدت تصادمات بکاهد و آنرا در چهارچوب "نظم" محدود سازد. همین نیروئی که از درون جامعه برون آمده ولی خود را مافوق آن قرار می دهد و بیش از پیش با آن بیگانه می شود- دولت است(نقل از انگلس ص 178- 177 چاپ آلمانی).
و یا لنین می گفت:
"دولت محصول و مظهر آشتی نا پذیری تضادهای طبقاتی است. دولت در آنجا، در آنزمان و در حدودی پدید می آید که تضادهای طبقاتی در آنجا، آنزمان و در آن حدود بطور آبژکتیف دیگر نمی توانند آشتی پذیر باشند. و بالعکس: وجود دولت ثابت میکند که تضادهای طبقاتی آشتی ناپذیرند".
رویزیونیسم و آموزش مارکسیستی دولت :
در کنگره بیست و دوم حزب "کمونیست" اتحاد جماهیر شوروی سابق، خروشچف علنا پرچم جدیدی بدست گرفت که بر روی آن نوشته بود که خصوصیت حزب پرولتری تغییر کرده است. وی جایگزین کردن باصطلاح "دولت عموم خلقی" را بجای دولت دیکتاتوری پرولتاریا اعلام داشت. در برنامه حزب "کمونیست" اتحاد جماهیر شوروی سابق گفته شد:" دولتی که به صورت دولت دیکتاتوری پرولتاریا پا به عرصه وجود نهاده بود، در مرحله تازه کنونی به دولت همه خلقی، به ارگان بیانگر منافع و اراده همه خلق مبدل گردیده است".
در این جا دولت بیکباره به همان عامل نظم در خدمت عموم بدل شده و دیگر ارگان سیادت طبقاتی نیست. دولت با تبدیل به ارگانی برای بیان منافع عمومی خود را بمنزله دولت و محصول ستمگری و سرکوب یک طبقه بدست طبقه دیگر نفی کرده و لزوم بقاء و استمرار خود را بزیر سئوال برده است. دولت در حقیقت زوال یافته است.
در این تحریف آگاهانه مارکسیسم درباره آموزش دولت دارودسته رویزیونیستی خروشچف تلاش دارند ماهرانه و بهر شگردی که هست دیکتاتوری پرولتاریا را به عدم دموکراسی متهم سازند. آنها می گویند که تکامل آتی دموکراسی و تبدیل آن به باصطلاح "دموکراسی واقعی عمومم خلق" فقط در شرایط تبدیل دولت دیکتاتوری پرولتاریا به باصطلاح "دولت عموم خلقی" ممکن است. خروشچف حتی اینطور وانمود می کرد که گویا الغای دیکتاتوری پرولتاریا مبین مشی "تکامل همه جانبه دموکراسی" می باشد و گویا "دموکراسی پرولتری به دموکراسی سوسیالیستی عموم خلق تبدیل می شود".(سخنرانی خروشچف در باره برنامه حزب کمونیست اتحاد شوروی و گزارش کمیته مرکزی در بیست و دومین کنگره حزب کمونیست اتحاد شوروی اکتبر 1961 ).
هر کس که با آموزش طبقاتی و بویژه آموزش در باره دولت از نظرگاه مارکسیسم آشنا است، هر کس که فهمیده دموکراسی پدیده ای طبقاتی است و دموکراسی بی قید و شرط و دموکراسی ناب وجود خارجی ندارد و تنها از بوق تبلیغاتی عوامفربیانه امپریالیستها و عمالشان سر داده می گردد، آنکس می فهمد که خروشچف به ریاکاری مشغول است و ماهیت مارکسیسم لنینیسم را آگاهانه تحریف می کند.
هر شخصی که از مارکسیسم لنینیسم حتی اندکی سر در آورد و آثار بزرگان مارکسیسم را خوانده باشد آگاه است که هم دموکراسی و هم دیکتاتوری بمثابه شکل دولت مفهوم طبقاتی دارند. تنها دموکراسی طبقاتی موجود است و هیچ باصطلاح "دموکراسی عموم خلقی" نمی تواند وجود خارجی داشته باشد. در این جا خروشچف نظریات کائوتسکی را تبلیغ می کند.
مارکسیت لنینیستها می دانند که جامعه بدون دولت، جامعه بدون طبقه است و جامعه بدون طبقه فقط در دنیای کمونیسم و در مقیاس جهانی تحقق می پذیرد. وجود دولت پرولتری و دیکتاتوری طبقه کارگر تا زمان وجود طبقات و دشمنان داخلی و خارجی ضروری است و نمیتوان جای آنرا با مفاهیم غیر طبقاتی که در واقع کودتائی علیه دیکتاتوری پرولتاریاست تعویض نمود. خروشچف و رویزیونیستهای در قدرت به خوبی به این امر واقف بودند. خطای آنها معرفتی نبود. طبقاتی بود.
مارکس در انتقاد از برنامه گوتا نوشته است:" بین جامعه سرمایه داری و کمونیستی دورانی وجود دارد که دوران تبدیل انقلابی اولی به دومی است. مطابق با این دوران یک دوران گذار سیاسی نیز وجود دارد و دولت این دوران چیزی نمی تواند باشد جز دیکتاتوری پرولتاریا"(انتقاد از برنامه گوتا آوریل تا مه 1875 ).
و یا ، "کسی که فقط مبارزه طبقاتی را قبول داشته باشد، هنوز مارکسیست نیست و ممکن است هنوز از چهارچوب تفکر بورژوائی و سیاست بورژوائی خارج نشده باشد. محدود ساختن مارکسیسم به آموزش مربوط به مبارزه طبقات- به معنای آنست که از سروته آن زده شود، مورد تحریف قرار گیرد و به آنجا رسانده شود که برای بورژوازی پذیرفتنی باشد. مارکسیست فقط آنکسی است که قبول نظریه مبارزه طبقات را تا قبول نظریه دیکتاتوری پرولتاریا بسط دهد. وجه
تمایز کاملا عمیق بین یک خرده بورژوازی عادی(و همچنین بورژوازی بزرگ) با یک مارکسیست در همین نکته است. با این سنگ محک است که باید چگونگی درک واقعی و قبول مارکسیسم را آزمود. لنین "دولت و انقلاب" اوت- سپتامبر 1917 ).
خروشچف با طرح این مساله در اساس مارکسیسم لنینیسم تحریف کرد و دست خود را برای آزادی دشمنان مارکسیسم باز نمود، با این کار دولت رویزیونیستی دست مدیران و قشر ممتاز پدید آمده در شوروی را در غارت طبقه کارگر باز گذارد و از سرکوب آنان ومبارزه با بروکراسی چشم پوشید. برای رویزیونیستها دیگر هیچ دشمن طبقاتی که لزوم سرکوبش احساس شود وجود نداشت. این امر یک خطای معرفتی نبود، ناشی از درک نادرست از آموزش مساله دولت نبود، ناشی از این بود که خروشچف می خواست تئوریهای خود را با شرایط جدیدی که در شوروی پدید آمده بود تطبیق دهد، خروشچف در مقابل بروکراسی که شامل مدیران کارخانجات و کادرهای بالا و فاسد حزبی بود لنگ می انداخت. دیکتاتوری پرولتاریا چون شمشیر دموکلس مانع رشد این بروکراسی می شد حال آنکه تئوری دولت عموم خلق که فاقد مضمون طبقاتی بود راه را بر هر رشد طبقات غیر پرولتری باز می گشود. مافیای دوران برژیف، رفرمهای کوسیگین، صعود گورباچف و یلتسین ادامه بروز رویزیونیسم در شوروی بود و یک شبه پدید نیآمد.
کسی که این را نفهمد مارکسیست نیست و از تجربه شکست سوسیالیسم و تشدید مبارزه طبقاتی در شوروی برای استقرار سوسیالیسم در ایران هیچ نیآموخته است. ادامه دارد

نقل از توفان الکترونیکی شماره 22 خرداد ماه 87
http://www.toufan.org/
toufan@toufan.org

۱۳۸۷ خرداد ۲۶, یکشنبه



دخالت نیروی انتظامی برای پایان اعتصاب کارگران
1387/03/2616:15
اعتصاب کارگران کوره پزخانه های ارومیه با مداخله عوامل انتظامی و بازداشت ۲۴ نفر از کارگران وارد مرحله جدیدی شده است.
فعالان کارگری از تلاش عوامل انتظامی برای شکستن اعتصاب چند روزه کارگران کوره پرخانه های ارومیه خبر می دهند.به گزارش دسترنج، بیش از ۳ هزار کارگر کوره پزخانه های ورامین در هفته های اخیر به منظور افزایش دستمزدهای خود و آنچه که بهبود وضعیت بهداشتی و رفاهی محل کار و زندگی خود می نامند، دست به اعتصاب زده اند.به گفته جعفر عظیم زاده، از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران، اعتصاب کارگران کوره پزخانه های ارومیه با مداخله عوامل انتظامی و بازداشت ۲۴ نفر از کارگران وارد مرحله جدیدی شده است.وی افزود: از روز ۲۴ خرداد عوامل لباس شخصی و بعضا مسلح انتظامی به منظور پایان دادن به این اعتصاب در محل کار و زندگی این کارگران مستقر و به گشت زنی مشغول بودند.عظیم زاده گفت: در نتیجه این وضعیت، علاوه بر بازداشت ۲۴ کارگر و نامعلوم بودن وضعیت آنها، اعتصاب ۲۰ روزه این کارگران نیز درهم شکست شده است.این در حالی است که پیشتر فعالان کارگری در تشکیلات خانه کارگر از آمادگی کارفرمایان و صاحبان این کوره پزخانه ها برای افزایش دستمزد کارگران و برآورده کردن خواسته های آنها خبر داده بودند.کارگران کوره پرخانه های وارمین را خانواده هایی تشکیل می دهند که تمامی اعضای آنها از کودک و خردسال گرفته تا زن و شوهر، بیش از ۱۲ ساعت در شبانه روز به ساخت آجرهای خشتی مشغول هستند.علاوه بر موضوع پایین بودن دستمزدها، مشکل عمده این کارگران شامل در دسترس نبودن مایحتاج اولیه زندگی، سطح پایین امکانات بهداشتی و محدودیت در برخورداری از خدمات بیمه های اجتماعی است.

فعالان حقوق بشر در ايران

به نام آزادي

اعتراضات دانشجویان زنجان ادامه دارد

بغض فروخفته دانشگاه زنجان شکست، تحصن ادامه داردبعد از سه سال تحمل بي شرمي مدعيان عدالت، دانشجويان دانشگاه زنجان نگذاشتند به اسم دين بار ديگر مسولان مستبد دانشگاه به يک دانشجوي دختر تعرض کنند.اين بار نوبت معاونت دانشجويي دانشگاه زنجان ( دکتر مددي) ، همان کسي که چند روز پيش به عنوان دبير هيات نظارت حکم انحلال انجمن اسلامي دانشگاه زنجان را امضا کرد، بود تا يک دختر دانشجو را تحت فشار قرار دهد تا به وي تجاوز کند و در حالي که هنوز جوهر امضا حکم انحلال انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان خشک نشده به خيال اين که در دانشگاه هيچ ديده بان مدني وجود ندارد و هيچ صداي مخالفي باقي نمانده يک دختر بي پناه را مورد اذيت و آزار قرار دهد. اما در ساعت 7 عصرروز شنبه 25/3/87 عده اي از دانشجويان دانشگاه به اتاق معاونت دانشجويي رفتند و نگذاشتند معاونت دانشجويي به خواسته پليد خود برسد. و تجمع سه هزار نفري دانشجويان در جلوي ساختمان مرکزي دانشگاه گواهي بر اين مطلب بود که دانشگاه هنوز زنده است. در اين تجمع که تا پاسي از شب نيز ادادمه داشت دانشجويان دختر و پسر دانشگاه زنجان به محض حاضر شدن رياست دانشگاه در جمع دانشجويان يکصدا استعفاي کادر رياست دانشگاه را خواستار شدند.عده اي زيادي از دانشجويان دانشگاه زنجان شب را در سالن ورزش دانشگاه سپري کردند تا صبح با اضافه شدن باقي دانشجويان به جمع متحصنين، تحصن تا رسيدن به خواسته هاي دانشجويان که توسط شوراي متحصنين اعلام خواهد شد ادامه پيدا کند. ضمناً امتحانات يکشنبه و دوشنبه دانشگاه زنجان لغو شد.اين چندمين بار است که مسولان مدعي صالحات، با سواستفاده از فضاي خفقان بوجود آورده اينچنين محيط پاک دانشگاه را آلوده به فساد مي کنند.انجمن اسلامي دانشگاه زنجان از تمام انجمن هاي اسلامي دانشگاههاي سراسر کشور و تمام تشکل ها و نهاد هاي مدني درون و بيرون دانشگاه مي خواهد که با حمايت خود از اين تحصن کمک نمايند تا دست مسولين مستبد آلوده به فساد از دانشگاه، مهد آزادي، کوتاه شود.-تصاوير و ويدئو مربوطه در لينکهاي مروبطه قابل روئيت است .
اطلاعيه شماره يک شوراي متحصنين دانشگاه زنجان پيرامون مسائل رخ داده اخير
متاسفانه صحن مقدس دانشگاه بار ديگر شاهد هتک حرمت دانشجويي و توهين به کل مجموعه دانشجو و دانشگاه بود. عصر روز شنبه 25 خرداد 87، معاونت دانشجويي فرهنگي دانشگاه زنجان، در هنگام تعرض به يکي از دانشجويان دختر دانشگاه توسط عده اي از دانشجويان هوشيار دانشگاه غافل گير شد و در پي اين واقعه کليه دانشجويان بيدار دانشگاه زنجان بي درنگ و به صورت خود جوش با اقدام آغازين خوابگاه برادران اقدام به آغاز تجمع کردند و پس از همراه شدن دانشجويان دختر، در مقابل ساختمان مرکزي متحصن شدند. سپس با حضور رئيس دانشگاه متحصنين به سوي سالن ورزشي دانشگاه حرکت کردند و با حضور رئيس و معاونين او در سالن ورزشي دانشگاه، دانشجويان خواسته هاي خود را مطرح کردند که اين خواسته ها توسط شوراي متحصنين به شرح زير تبيين شد:(طبيعي است که اين خواسته ها در خواست هاي اوليه بوده و دانشجويان محق هستند به اين خواسته ها بيافزايند و يا از آن ها بکاهند.)1-لغو کليه امتحانات دانشگاه زنجان تا زمان اجراي کليه درخواست هاي دانشجويان2-مخفي ماندن هويت دختر قرباني اين حادثه غير اخلاقي و عدم پيگرد قانوني، چه در دانشگاه و چه در مراجع قضايي ديگر3-برکناري بي قيد شرط دکتر مددي، معاونت دانشجويي فرهنگي دانشگاه4-برکناري هيئت رئيسه دانشگاه به خصوص رئيس دانشگاه5-پايان گرفتن برخورد هاي حراست با دانشجويان در محيط دانشگاه و خوابگاه ها و تعويض رئيس حراست6-بررسي مجدد همه ي پرونده هاي کميته انضباطي در دوره دبيري آقاي مددي ( لازم به ذکر است که دکتر مددي دبير کميته انضباطي دانشگاه زنجان بوده است.)7-به هيچ عنوان برخوردي با متحصنين چه در طول دوران تحصن و چه بعد از آن صورت نگيرد8-پايان گرفتن برخورد ها با تشکل ها، کانون ها و نشريات دانشجويي و قوميتيضمنا تحصن تا تحقق کامل تمام خواسته هاي دانشجويان ادامه مي يابد