۱۳۹۱ بهمن ۲۱, شنبه

ابن الوقت
انتشار این شعر زیبای شاعر انقلابی ایران محمد علی افراشته وصف حال اوضاع سیاسی کنونی در خارج از کشور است. حزب ما به انتشار مجدد آن دست می زند که همه بدانند مبارزه با فرصت طلبان و اپورتونیستها و طلبکاران بی مایه و بیکاره سابقه ای بس طولانی دارد و بخشی از مبارزه طبقاتی است.

"هست افراشته اشعار تو حلواعسلی

من یکی مخلص گفتار تو هستم به علی

شعر دیدیم، ولی شعر تو چیز دگر است

سنگر کارگر و مقبره گنجبر است

نیست تشبیه گُل و لاله و روی دلدار

هست بحث از عرقِ گرمِ فلان سوهانکار

گفته هایت اثری دارد در خواننده

به خصوص آنکه نشسته است به قلب بنده

منم آن منشی بیچاره که یک عمر دراز

میزنم هی قلمِ مفت، هزاری یک غاز

گوشه حجره تاریک، خفه چون زندان

بسکه گفتم دو و سه پنج، شدم نی قلیان

عینک نمره ای و موی سفید و رخسار

شاهد هستند که من خورد شدم زیر فشار

محرم دزدی و بدجنسی ارباب منم

تشنه لب در همه عمر، لبِ آب منم

اندر این مملکت، این مفتخور بی هم چیز

هست چون گربه مولا سر هر سفره عزیز

من بیچاره که در واقع یک رنجبرم

با همه جوش و جلا کوفت ندارم بخورم

حزب توده که حمایت کند از کارگران

بس صلاح است که وارد بشوم چون دگران

میل دارم بشوم وارد آن حزب شما

در صف روشنفکران، ولی ... اما، اما

مشورت کردم با خاله و شوهر خاله

هر دو گفتند کمی حوصله کن امساله

صبر کن تا که شود حزب کمی دامنه دار

دولت وقت از آنِ حزب بیاید سرکار

کار بر توده شود حاکم، نه پول و پَلا

چکش آهنی اشرف شود از طوق طلا

نان برای همه، فرهنگ برای همگی

نه یکی گرسنگی میرد، ترکیده یکی

درِ فرهنگ شود گر به همه بگشوده

ای بسا نابغه ها هست میان توده

مثل امروز نباشد که خرفتی خرپول

گفت گر ماست سیاهست، نمایند قبول

الغرض شیفته حزب شدم صد چندان

ولی.... اما به همان سبک و سیاق خاله جان

با چنین منطق شایسته و با این اوصاف

حزب البته خوبست، ولی بنده معاف

گاهی اندر جلسه اسم مرا یاد کنید

بنده را مستمع آزاد قلمداد کنید

حزب توفیق اگر یافت که ما هم هستیم

شاه سابق اگر آمد که سلامت جستیم"

نقل از "آی گفتی"

اثر شاعر بزرگ مردمی محمد علی افراشته

نشریه شماره 38 سازمان مارکسیستی لنینیستی توفان


بر گرفته ازتوفان شماره 155 بهمن ماه 1391، فوریه سال 2013، ارگان مرکزی حزب کارایران

صفحه حزب کار ایران (توفان) در شبکه جهانی اینترنت. www.toufan.org

نشانی پست الکترونیکی(ایمیل). toufan@toufan.org

اطلاعیه حزب کاریران(توفان)
درمحکومیت ترور نفرت انگیز شکری بلعید رهبرحزب متحد میهنی تونس

شکری بلعید، مبارز محبوب و خستگی ناپذیر راه آزادی واستقلال و یکی از مخالفین سرسخت حکومت تازه به دوران رسیده به رهبری حزب النهضه اسلامی که با توطئه وتقلب ودخالت امپریالیسم به قدرت رسید ٬صبح چهارشنبه ۶ فوریه درمقابل خانه اش ترورشد.

این ترور جنایتکارانه ازجمله سلسله اقدامات سرکوبگرانه و حملات وحشیانه ای است که مدتهاست با حمایت وپوشش دولت حاکم علیه جبهه خلق تونس که جبهه متشکل از آزادیخواهان ونیروهای دمکرات وچپ و مردمی است ادامه دارد.دراین جبهه حزب کار تونس٬حزب مارکسیست لننیست تونس نیز بعنوان یکی از اعضای با نفوذ وفعال حضور دارد.
این قبیل توحش وبربریت یادآور انقلاب بهمن ایران و تعرض گام به گام نیروهای پس مانده حزب الله به نیروهای رادیکال وسکولار ومردمی ایران و سرکوب دستآوردهای  انقلاب و نیروهای انقلابی می باشد.

ترور شکری بلعید  یک اقدام  رذیلانه وتروریستی  وناشی ازضعف وزبونی رژیم ارتجاعی اسلامی حاکم از یک طرف وپیشروی جبهه خلق تونس است که هرروز با گسترش نفوذش درمیان مردم محروم و روشنفکران وبرای محقق ساختن اهداف انقلاب ملی و دمکراتیک هراس مرگ دردل کوراندیشان ضد بشر حاکم ونیروهای میرنده جامعه افکنده است.ازاین رو ترور شوم ضدانسانی شکری بلعید فقط محدود به او نمی گردد بلکه تیری است بسوی تمامی نیروهای دمکرات٬چپ واتحادیه های کارگری وزنان و تشکلات لائیک ومترقی جامعه که درخلال دوسال انقلاب تونس مورد تعرض افسارگسیخته ارتجاع قرار داشته و این وحشیگریها همچنان ادامه دارد.

حزب کاریران(توفان) ضمن محکوم کردن این عمل شنیع وجنایتکارانه وابراز همبستگی با خانواده ویاران شکری بلعید وجبهه خلق تونس همه نیروهای مترقی وانقلابی و چپ را درمحکومیت رژیم ارتجاعی تونس واقدامات جنایتکارانه جاری فرا می خواند.

حزب کاریران(توفان) ازانقلاب تونس ونیروهای متشکل درجبهه خلق که برای تعمیق انقلاب واستقرار نظامی دمکراتیک و ملی میرزمند حمایت می نماید وازهیچ کوششی درافشای جنایتکاران رژیم اسلامی تونس که دست دراز شده امپریالیسم وبقایای رژیم بن علی است دریغ نخواهد ورزید.

حزب کاریران(توفان) ازفراخوان اعتصاب عمومی اتحادیه های کارگری و جبهه خلق تونس دراعتراض به ترور شکری بلعید ودراعتراض به اوضاع ملتهب وناهنجار موجود وانحلال دولت و تشکیل یک مجلس موسسان دمکراتیک که مورد حمایت همه آحاد مردم تونس است پشتیبانی میکند.


زنده باد انقلاب تونس!
مرگ برارتجاع وامپریالیسم!

زنده باد همبستگی بین المللی!


حزب کاریران(توفان)
پنجشنبه ۷ فوریه ۲۰۱۳

www.toufan.org

۱۳۹۱ بهمن ۱۴, شنبه




دررابطه با اطلاعیه ای که در سایت رسمی سندیکای شرکت واحد قرار گرفته است

توطئه جدید وزارت اطلاعات یا اقدامی دشمن شاد کن؟

برکناری منصور اسالو از ریاست هیئت مدیره سندیکا


 

1391/11/02 ساعت 17:59:33
از : سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

به : فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل (
ITF)

موضوع : برکناری منصور اسالو از ریاست هیئت مدیره سندیکا

احتراما" سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه اعلام می دارد ؛
منصور اسالو را به علت انجام تخلفات متعدد و عدم پایبندی به تعهدات خود و نادیده گرفتن هشدارها و اعتراضات درونی سندیکا ، از ریاست هیئت مدیره برکنار کرده و از این تاریخ هیچگونه سمت و مسئولیتی در این سندیکا ندارد و از آن نهاد کارگری خواستار قطع همه ارتباطات ،همکاری ها و حمایتها از نامبرده می باشد.
یادآوری می شود سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه هیچ نماینده وسخنگویی در خارج از کشور ندارد.
با امید به گسترش صلح ،عدالت و صداقت در همه جهان
سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
دوم بهمن یک هزاروسیصد و نود و یک

رونوشت:
- سازمان جهانی کار (
ILO)
- کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری (
ITUC)
- کنفدراسیون کارگران فرانسه (
CGT)
- کلیه اتحادیه ها و نهاد های کارگری داخلی و بین المللی

 

آقای داود رضوی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد در مقاله ای که به مناسبت سالگرد هجوم عوامل خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار به سندیکا ی شرکت واحد نوشته است ضمن نقد دیدگاههای مخالفین چپ نمای سندیکا به اقدامات سرکوبگرانه رژیم جمهوری اسلامی در برخورد با این تشکل مستقل کارگری چنین اشاره می کند:

"هر چند که کارگران در فرو پاشیدن رژیم پهلوی نفش اساسی و مهمی داشتند، اما از همان سالهای اول انقلاب تشکل های مستقل کارگری را به عناوین مختلف مورد سرکوب قرار دادند و از هیچ ظلمی در مورد کارگران و تشکل های کارگری کوتاهی نکردند، بطوری که حتی به رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد آن زمان، در حکم بدوی اعدام دادند و حال با گروه های کارگری دیگر چه ها که نکردند بماند…؟

1        1- نزدیک به ۴۰۰ مورد بازداشت اعضای سندیکا ۲- دستیگری چندین خانواده به همراه فرزندانشان در ساعت ۲.۵ بامداد در حالی که همسرانشان در بند ۲۰۹ بازداشت بودند ٣- کتک خوردن و زخمی شدن دهها تن از اعضای سندیکا که منجر به جرح هم گردیده ۴- پرتاپ کردن بمب اتش زا به محل سندیکا که بخشی از ساختمان در اتش سوخت ۵- اجیر کردن چماقداران توسط عوامل خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار و حمله ۲۰۰نفر از این ارازل و اوباش به محل سندیکا و غارت اموال سندیکا در حضور پلیس و عوامل امنیتی، بجای اینکه پلیس ضاربین و چماقدارها را دستگیر کند، رئیس و نایب رئیس سندیکا را که زخمی بودند و نیاز به درمان داشتند دستگیر کردند ۶- محکوم شدن بیست نفر از اعضای هیئت مدیره سندیکای و فعالین شرکت واحد در دادگاه انقلاب از ۶ ماه حبس تا ۶ سال که اسانلو و مددی هرکدام ۵/۵ سال و ۴ سال از عمر ٨ ساله این سندیکارا در زندان بودند که هم اکنون یکی دیگر از اعضای هیئت مدیره سندیکا، رضا شهابی در حال سپری کردن محکومیت ۶ سال زندانش است ۷- اخراج بیش از ٣۰۰ تن از رانندگان فعال سندیکائئ ٨- بازداشت تعدادی از دانشجویان و اعضای فعالین تشکل ها ی کارگری مستقل در رابطه با سندیکای شرکت واحد ۹-تحت فشار گذاشتن تعدادی از روزنامه ها بخاطر چاپ مطالب سندیکا و حتی در مواردی بسته شدن ان نشریات، که یکی از موارد اتهامی، نشر مطالب سندیکا بوده. ۱۰-تصمیم گیری در رابطه با اخراج اعضای اصلی سندیکا در بالاترین مقامات امنیتی کشور که رونوشت مدارکش موجود است ۱۱- ارسال مدارک محرمانه به تمام ادارات کار استان کشور جهت جلوگیری از بازگشت بکار اعضای هیئت مدیره و اعضای اصلی سندیکا ۱۲- امنیتی برخورد کردن حاکمیت با سندیکای کارگران شرکت واحد از همان ابتدا تا به امروز و تهدید اعضای هیئت مدیره سندیکا برای جلوگیری کردن از جلسات هیئت مدیره سندیکا که اخرین مورد به هفته گذشته برمیگردد."

داود رضوی ضمن بیان موارد گوناگون دفاع از حقوق صنفی کارگران و زحمتکشان به تاثیرات فعالیت سندیکائی و موضعگیری سندیکا در مورد مسائل اجتماعی و سیاسی که دقیقا تاثیرگذار در زندگی کارگران و زحمتکشان ایران است اشاره می کند:

"متحد کردن بخشی از جامعه کارگری و همراه کردن کارگران بخش های دیگر با کارگران شرکت واحد، مطرح کردن نام کارگران کشور و توجه کارگران جهان را به کارگران کشور و عضویت سندیکای شرکت واحد در اتحادیه های بزرگ حمل و نقل بین الملی و… ،موضع گرفتن سندیکای کارگران شرکت واحد در مورد انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم که میشود این دو دوره را از بدترین دوره ها برخلاف شعارهای فریبنده برای کارگران بشماریم، باید بگویم که سندیکا طبق بیانه ای نظر خودش را نسبت به انتخابات اعلام کرد که بخشی از آن را یاد آور میشوم.

امروز برای کارگران و خانواده یشان تشویق به شرکت در انتخابات یکی از بی معناترین بحث های موجود میباشد چرا که کارگران در سه دهه گذشته، تمام روسای جمهور از دوره جنگ و دوره سازندگی و دوره اصلاحات و هم چنین رئیس جمهور مهرورز را تجربه کرده اند… در حالی که کاندیداهای رئیس جمهور ازادانه از سالن ها، مسجد ها و حسینه ها و دانشگاه ها جهت سخنرانی استفاده میکنند، که هر نشست و تجمع کارگری با سرکوب روبرو میشود، حتی خیابان و پارک هم از مردم دریغ می شود و در طبیعی ترین جایی که کارگران می توانند بدون هزینه در ان جمع شوند مورد شبیخون و هجمه و سرکوب قرار می گیرند."

منصور اسالو دبیر سندیکای کارگران شرکت واحد در گزارش سالانه وضعیت سندیکا در سال 1391 می نویسد:

نقض حقوق کارگران که همانا حقوق بشر است کماکان در ج-۱ و در شرکت واحد اتوبوسرانی بر علیه فعالین کارگری و سندیکایی ادامه دارد و ج-۱ با انواع ترفندها و روشها سعی‌ بر جلوگیری از گسترش و ژرفش جنبش کارگری و سندیکایی دارد و از تشکل و سازمان دهی‌ وحشت دارد و با سرکوب خشن و گسترده و با ایجاد انواع رعب و وحشت و ترس و تهدید و تطمیع کارگران به خصوص کارگران نا آگاه سعی‌ در پراکنده کردن آنها دارد.

از جمله عده‌ای را وسوسه کردند تا بازخرید شوند و با پول باز خریدی خود مشتری اتوبوس‌های خصوصی آقایان شوند و مفت و بدون بیمه و باز نشستگی و سوابق کار تا آخر عمر برای آقایان مدیران شرکت واحد که حالا صاحبان شرکتهای حمل و نقل درون شهری شده‌اند کار بی‌ جیره و مواجب انجام دهند. حتئ با ایراد فشار و ایجاد ترس و تلفن زدن و تهدید به دستگیری عده‌ای از اعضای سندیکا را وادار به استعفا از سندیکا ، باز خرید کردن، تعهد به عدم حضور در جلسات سندیکا و جلسات هیئت مدیره سندیکا، وادار شدن به ورود به بخش خصوصی بر خلاف آئین سندیکا و بازنشستگی زود هنگام، خرید اتوبوس‌های بخش خصوصی و به نوعی کار فرما شدن و همکاری با کارفرما و حراست و منابع نیرویی انسانی‌ و بخش‌های امنیتی ج- ا به خصوص در اطلاعات شهر ری.

همچنین فشارها و کنترلها و تهدید مضاعف حکومت و ترس از بی‌کاری و زندانی و بی‌ پولی‌، برخی‌ دیگر از اعضای سندیکا را وادار به مهاجرت از کشور نمود.

لذا برای رشد فعالیت‌های سندیکایی باید مبارزه برای رشد آزادیها و دمکراسی هماهنگ با اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر در دستور کار قرار گیرد. در ادامه توضیح فشارها و آزارهای غیرقانونی بر سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، بررسی چگونگی نشست جلسات هیات مدیره سندیکا در این روزها می تواند زاویه و نوع فشار و میزان ایستادگی افراد در برابر این فشارها را به خوبی نمایان کند که باز هم برخلاف آئین نامه ها و مقررات و کنوانسیون های بین المللی و قوانین داخلی خود ج-ا می باشد. حدود ۲ ماه و نیم پیش یعنی اواسط آبان ماه ۱۳۹۱ در ملاقاتی که رئیس هیئت مدیره و نایب رئیس و چند تن از فعالین سندیکا در منزل نایب رئیس داشتند، بنا به پیشنهاد چند نفر از فعالین سندیکا که در جلسات خانگی ماههای قبل هم حضور داشتند، از جهت پیگیری و سامان دادن به پراکندگی وضعیت سندیکا و متشکل و متمرکز کردن فعالیت های سندیکایی، تصمیم گرفتند که آقای منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکا بر طبق مفاد یکی از مواد اساسنامه سندیکا که دعوت از اعضای سندیکا برای تشکیل جلسات سندیکا را به عهده رئیس هیئت مدیره نهاده است، از تک تک افرادی که با رأی مجمع عمومی سندیکا به عنوان بالاترین مرجع تصمیم گیری در سندیکا در تاریخ ۱۳/۳/۱۳۸۴ به عضویت هیئت مدیره سندیکا انتخاب شده بودند، جدای از شرایط و اتفاقات بعدی که برای آنها افتاده است، دعوت به حضور در جلسه رسمی هیئت مدیره سندیکا به عمل آورد. این درخواست حضوری و چهره به چهره باشد و از افرادی که دعوت می شوند امضاء بگیرند که برخی از آنها بعد از دعوت شدن از امضای دعوت نامه استنکاف نمودند. این گرفتن امضا برای آن بود که در آینده این افراد نتوانند بگویند که بی خبر بوده اند. لذا در پیامد این تصمیم گیری، آقای منصور اسانلو، رئیس هیئت مدیره سندیکا در روزهای آتی در نقاط مختلف تهران حضور پیدا کرد تا بتواند رو در رو و بدون استفاده از تلفن (بدلیل شرایط ویژه امنیتی و تعقیب و مراقبت های عوامل اطلاعات) اعضای هیئت مدیره را دعوت به حضور در جلسه کرد. که در یک روز از آن روزهایی که برای دعوت از آقایان می رفت، آقایان عباس نژند کودکی و داوود رضوی با ایشان همراهی داشتند و بالاخره پس از دعوت از همه آقایان برای اولین نشست اعضای هیئت مدیره سندیکا بعد از آزادی اسانلو و مددی از زندان، در تاریخ ۱۷/۹/۹۱ جلسه سندیکا در منزل یکی از اعضای بازنشسته سندیکا در منطقه تهران پارس تشکیل شد؛ بعضی از اعضای دعوت شده در این جلسه شرکت نکردند.

در این جلسه بعد از گفتگوهای جمعی، قرار شد که برای بار دوم هم، از اعضای هیئت مدیره دعوت بعمل آید تا در جلسه بعدی، خط مشی های اجرایی هیئت مدیره سندیکا را طراحی کنند. در طی این فرصت دعوتنامه برای اول دیماه ۱۳۹۱ تنظیم و توسط رئیس هیئت مدیره سندیکا، منصور اسانلو، دعوت بعمل آمد. چند روز بعد، قبل از اول دیماه، در بیمارستان سینای تهران، که گروهی از اعضای سندیکا به اتفاق رئیس و نایب رئیس هیئت مدیره برای ملاقات با عبدالفتاح سلطانی وکیل مدافع حقوق بشر و حقوق کارگران (که دهها بار در دادگاهها و هیئت های تشخیص و تخلفات ادارات کار استان تهران همچون دیگر وکلای محترم سندیکا در جهت دفاع از حقوق کارگران اخراجی سندیکا حضور یافته بود) رفته بودند از سوی نائب رئیس هیئت مدیره به رئیس هیئت مدیره گزارش داده شد که از ادارات اطلاعات و امنیت به منازل و موبایل های برخی از افراد سندیکا تلفن شده است و آنها را تهدید کرده اند که ما می دانیم شما دو هفته قبل یک جلسه هیئت مدیره در تهران پارس برگزار کرده اید، آنرا نادیده گرفتیم، اما اگر در جلسه دوم هیئت مدیره که ما خبر داریم در خانه مادر آقای اسانلو قرار است تشکیل شود شرکت کنید دوباره اخراج، دستگیر و به زندان برده خواهید شد. رئیس هیات مدیره پس از شنیدن این گزارش گفت: " با توجه به اینکه ما از قبل افراد را برای جلسه دعوت کرده ایم من بر سر دعوت خویش ایستاده ام اما اگر شما و دیگران برای شرکت در جلسه مانعی دارید و نمی خواهید جلسه را تشکیل بدهید مرا مطلع کنید تا بدانم که جلسه تشکیل نمی شود و برای آن روز کار دیگری را پیش بینی کنم." پس از آن نائب رئیس به منزل مادر اسانلو رفته و بعد از مذاکره با ایشان به این نتیجه رسیدند که جلسه را تشکیل ندهند و این همان چیزی بود که اطلاعاتی ها می خواستند و می خواهند که جلسات هیات مدیره سندیکا و مجمع عمومی سندیکا هرگز تشکیل نشود تا در اختلافات درونی که توسط عوامل نفوذی خود در درون سندیکا ایجاد میکند، سندیکا را از درون متلاشی کرده و رهبران آنرا به دست اعضای نفوذی و نا آگاه و دنباله رو و سنتی بی اعتبار و در نتیجه کارگران را از رهبری آماده پرداخت هزینه ها و با تجربه و عملگرا محروم نماید.

در پی این اخطار از سوی اطلاعات برخی از افراد اعلام کردند که به جلسه نخواهند آمد. در طی همین مدت هم، آقای سلطانعلی شکاری و یکی دیگر از اعضا استعفای خود را از هیئت مدیره سندیکا کتبا و شفاها اعلام کرده بودند. همچنین به دلیل حمله ای که به همسر آقای غلامی طی ماه پیش در شهر ساری که برای دیدار فرزندش رفته، شده بود و تحت فشار قرار گرفته بودند و ضمن سرقت لوازم ایشان و ضرب و شتم بی رحمانه که به این خانم محترم در داخل مینی بوسی که توسط آن ربوده شده بود، ضاربان کیف او را خالی کرده و دفترچه بیمه تأمین اجتماعی او را یافته، بازکرده و اسامی خودش و همسرش را به او گفته و فریاد زده اند تو همسر همان غلامی سندیکایی هستی، این یک زنگ خطر بود تا به شوهرت بگویی پایش را از بساط سندیکا بیرون بکشد که ایشان هم طی هفته بعد خودش را بازخرید کرد و عملا با قطع ارتباط شغلی، ارتباطتش با سندیکا هم قطع شد.(اسناد ۳۶ – ۵۳)

برای همه فعالین سندیکائی و کارگری در ایران و در سراسر جهان که در جریان فعالیت ده ساله اخیر جنبش سندیکاهای مستقل کارگری هستند کاملا روشن است که حاکمیت ضد کارگری جمهوری اسلامی و دستگاههای ضد امنیتی آن لحظه ای در برخورد خصمانه و رذیلانه با این جنبش کوتاهی نکرده اند و از انواع شیوه های  تهدید و ارعاب و اخراج وسرکوب و زندان و شکنجه و تهدید خانواده ها و بستگان و توطئه و خدعه و نیرنگ و تطمیع و فرستادن جاسوس و خبرچین به درون سندیکا به منظور سرکوب این جنبش استفاده کرده اند و در زمانی که بساط ننگین این حکومت به دست توانای کارگران و زحمتکشان ایران برچیده نشود استفاده خواهند کرد.

ایجاد  بدبینی ، تهمت ، افتراء ، تخریب  و ترورشخصیت و تهدید و تطمیع  که منجر به تفرقه و جدائی و تلاشی درونی تشکیلات شود از شگردهای تمام سازمانهای ضد امنیتی و سرکوبگر در سراسر جهان از جمله وزارت اطلاعات ایران است. در مورد سندیکاهای مستقل کارگری ایران به دلیل آگاهی و دانش و تجربه و صداقت و روحیه رزمندگی و استقامت قابل تحسین رهبران آن نتوانستند با کاربرد فشارهای بیرونی آن را نابود کنند ؛ آنها تمام تلاش خود را کردند تا این سمبل های مقاومت و فداکاری را از توده زحمتکشان  ایران گرفته و آنان را خورد کرده و به شکست و سازش بکشانند ولی موفق نشدند. حال می خواهند با ایجاد شکاف و دامن زدن به اختلافات درونی و تخریب شخصیت این سمبل های مقاومت و ایستادگی از  طریق و زبان خود فعالین سندیکائی به این خواست رذیلانه برسند. اینکه یک تشکیلات سالم نباید قائم به یک شخصیت باشد و باید در تصمیم گیریهای درونی خود بر اساس اساسنامه خود به شیوه ای دمکراتیک تصمیم گیری کند امری است طبیعی و طبیعی است که تشکیلاتی در تصمیمی مشترک و دمکراتیک رهبری جدیدی انتخاب کند ، ولی این امری طبیعی نیست که به هر دلیلی با بیانیه ای چنین توهین آمیز و دشمن شاد کن با یکی از فداکارترین و مقاومترین فعالینش برخورد کند!

وظیفه همه فعالین جنبش کارگری و سندیکائی ایران حفظ و گسترش وحدت و همبستگی کارگران و زحمتکشان علیه دشمنان طبقاتی آنهاست. باید از این همبستگی مانند مردمک چشم حفاظت کرد و آب به آسیاب دشمنان طبقاتی نریخت.

موفقیت جشن سالگرد پایه گذاری کنفدراسیون جهانی و تاثیرات آن

جشن یادمان پنجاهمین سالگرد پایه گذاری کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی(اتحادیه ملی) در روز شنبه 5 ژانویه در شهر فرانکفورت با شکوه تمام برگذار شد. بیش از پانصد نفر از اعضاء و یاران پیشین و آزادیخواهان و میهندوستان ایرانی از اقصا نقاط جهان، ایران، آمریکا، آلمان، سوئد، اتریش، فرانسه، هلند، بلژیک، انگلستان، ایتالیا، سوئیس.... با علاقه و شور و شوق فراوان دراین گردهم آئی حضور یافتند و با این یادمان و برگذار کنندگان آن ابراز همبستگی نمودند. اهمیت ذکر حضور این جمع بزرگ در این جشن فقط به لحاظ کمی مطرح نیست، بلکه از منظر کیفی و تاریخی نیز قابل تامل است. در شرایطی که گروههای اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی و بویژه آن دسته که از سوی امپریالیستها حمایت مالی می شوند و با تشکیل کنفرانس ها و کنگره های امپریالیست ساخته قادر به سازماندهی بیش از چهل یا پنجاه نفر نمی شوند، حضور با شکوه  بیش از پانصد نفر در جشن یادمان پنجاهمین سالگرد پایه گذاری کنفدراسیون جهانی آنهم با کمترین امکانات مالی و تبلیغاتی و بطور سراسری از ایران، آمریکا و سایر کشورها تا شهرهای مختلف آلمان و بخرج خود، بسیار حائز اهمیت است و بی شک از احترام عمیق به سنن مبارزاتی کنفدراسیون جهانی و مبارزه با ارتجاع و امپریالیسم و استقلال و اتکاء به نیروی خویش نشات می گیرد.

حزب ما درارگان مرکزی خود توفان شماره 144 مورخ اسفند ماه 1390 در مقاله ای به ضرورت برگذاری پنجاهمین سالگرد تاسیس کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی اشاره داشت و نوشت: "تجلیل از این تاریخ و مبارزه یک نسل دانشجویان انقلابی ایران در خارج از کشور، بسیار ضروری است. این تجلیل که باید با تدارک صورت گیرد، بویژه از این جهت اهمیت دارد که پاره ای از اعضاء سابق این سازمان با اظهار ندامت، به ایده آلهای ضد امپریالیستی و دموکراتیک این سازمان پشت کرده و به صف دشمنان مردم ایران، به صف امپریالیستها و صهیونیستها و نوکران تروریست بومی آنها پیوسته اند. تجلیل از مبارزات کنفدراسیون جهانی در عین حال بیان خط کشی روشن میان دوستان و دشمنان مردم ایران خواهد بود. بر این مبناست که حزب کار ایران(توفان) با اعتقاد عمیق به حفظ سنتهای انقلابی کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی، به گردهمآئی همه یاران و رفقا، و بویژه به دبیران سابق کنفدراسیون جهانی تا قبل از انشعاب آن سازمان، که هنوز به مبارزه ضد استبدادی و ضد شاهی، ضد امپریالیستی و دموکراتیک اعتقاد دارند، به دیده مثبت نگریسته و برای برگزاری این روز تاریخی که آنرا مفید تشخیص می دهد، از جانب خود آماده همکاری است". و برهمین اساس حزب ما همه رفقای هوادار و خوانندگان نشریات توفان و همه دوستان و یاران مبارز را فراخواند تا دامن همت به کمر بندند و با همکاری صمیمانه و دست در دست یکدیگر به پای برگزاری پنجاهمین سالگرد این تجربه بی همتا و تاریخی مردم ایران روند. زیرا تجلیل از برگزاری  چنین مراسمی تجلیل از خدمات شایسته ای بود که در دفاع از حقوق صنفی و سیاسی دانشجویان، در دفاع از مبارزات خلقهای قهرمان ایران، در نبرد علیه رژیم سفاک و وابسته به امپریالیسم دربار پهلوی و در راه تحقق خواستهای ملی و دمکراتیک و عدالتخواهانه مردم ایران انجام می گرفت. ستایش از این تجربه تاریخی دانشجویان ایرانی از این جهت نیز مهم است که این دستآوردها محصول مبارزه مشترک همه نیروهای ملی دمکراتیک و بویژه کمونیستها در خارج از کشور در زمان ستمگری شاه بود و متعلق به سازمان سیاسی معینی نیست. هیچکس چه در گذشته و چه در حال نمی تواند ادعای مالکیت کنفدراسیون را بنماید و مبارزات کنفدراسیون را که نتیجه فداکاری هزاران نفر از دانشجویان ایرانی بود که وقت و یا حتی زندگی خود را در این راه گذاردند، بر اساس مقام و منزلت فردی خویش توصیف کند. کنفدراسیون، دبیران منتخب کنگره های رسمی داشت که بر اساس منشور و مصوبات کنگره های کنفدراسیون، باید سیاست این سازمان را در طی یکسال تا کنگره بعدی به پیش می بردند، ولی کنفدراسیون نه "رئیس" داشت و نه "آقا بالا سر". کنفدراسیون میراث خواری نمی تواند داشته باشد. بهمین جهت نیز کنفدراسیون سازمانی توده ای بود و نه محل تجمع پیشاهنگان و لذا سرنوشت آن علیرغم نفوذ سازمانهای سیاسی از طریق فعالان از خود گذشته خویش در داخل آن، در روند یک گفتگوی دمکراتیک با شرکت توده عظیم دانشجو در مراجع علنی، رسمی و بطور شفاف تعیین می شد. سازمان مارکسیستی لنینیستی توفان همانقدر در این مبارزه دمکراتیک شرکت و نقش داشت که سایر نیروها و سازمانهای ملی دمکراتیک در خارج از کشور در آن نقش داشتند. و بهمین جهت نیز تجلیل از این دستآوردها یک امر جمعی است و باید با اعتقاد به همین سیاست جمعی به پیش برده می شد. کنفدراسیون زمانی متلاشی شد که به این اصول سنتی خیانت شد.

این نشست باید نقش آموزشی ایفاء می کرد و باید یادآور این حقیقت می شد که کنفدراسیون از حقوق دمکراتیک  همه زندانیان سیاسی زمان شاه، صرفنظر از افکار و ایدئولوژی آنها حمایت می کرد. کنفدراسیون همانقدر از حقوق خمینی و طالقانی و مهندس بازرگان و داریوش فروهر دفاع می کرد که از حقوق پرویز نیکخواه، بیژن جزنی، مسعود احمد زاده، شکرﷲ پاکنژاد، حنیف نژاد، رضائی، مسعود رجوی، بجنوردی، حسین رضائی و...  به دفاع بر می خاست. شکنجه در اساس خود زشت بود، دادگاههای نظامی سری در اساس خود محکوم بود و در این امر کنفدراسیون کوچکترین تزلزلی از خود بروز نمی داد. کنفدراسیون به همه آموزش داد که حقوق انسانها و ملتها و دول را به نوع ایدئولوژی آنها وابسته نکنیم. کوچکترین لغزش در این عرصه سقوط به اعماق دره است.

بنظر حزب ما کنفدراسیون در انجام این امر مهم بسیار موفق بود و این گردهمآئی در فرانکفورت به نسل جوان ایران نشان داد که دفاع از حقوق دمکراتیک را نباید به نوع ایدئولوژی پیوند بزنند. این درس مهمی است که باید آنرا آویزه گوش گردانید.

کسانی که امروز نمی فهمند و یا نمی خواهند بفهمند که حق حیات ملت فلسطین به نوع رهبری ایدئولوژیک آن وابسته نیست، کسانیکه نمی خواهند بفهند که سرزمینهای دیگران را نمی شود به بهانه نادرست بودن و یا حتی ارتجاعی بودن ایدئولوژی حکومتهایشان اشغال کرد، کسانی که نمی خواهند بفهمند و یا خود را به نادانی می زنند که سطح تاریخا "نازل" فرهنگی هیچ ملتی را نمی شود، بهانه تجاوز و اشغال آن کشور قرار داد و به جارزن استعمار تبدیل شد، کسانی که نمی خواهند بفهمند که تجاوز و شکنجه انسانها محکوم است، حتی اگر ایدئولوژی آنها حزب اللهی باشد، این عده درسی از مبارزه دمکراتیکِ آزموده توسط هزاران توده دانشجو در خارج از کشور بر ضد نظام ستمشاهی نگرفته اند. آنها دمکرات نیستند، آنها خود را پشت "مدرنیسم" پنهان کرده اند و هوادار تجاوز امپریالیستها به ایران و تحریمهای و تنبیهات غیر قانونی اقتصادی آنها هستند. ریشه های این اتخاذ موضع تنها همدستی با امپریالیستها نیست، دشمنی با دموکراتیسم نیز هست.

بنظر حزب ما یادمان پنجاهمین سالگرد پایه گذاری کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی(اتحادیه ملی) مبارزه ضد امپریالیستی این سازمان را به عنوان درس بزرگی به نسل جوان ایران ارائه داد. این نشست دستآورد بزرگ مبارزه ضد امپریالیستی کنفدراسیون را که بخش جدا ناپذیرِ هر جنبش دمکراتیک است، به همه معرفی نمود. این نشست نشان داد که مبارزات درخشان و سراسری اعضاء و یاران کنفدراسیون در دفاع از مبارزات قهرمانانه خلقهای ویتنام، فلسطین، ظفار و الجزایر و همه خلقهای دربند جهان تا به چه حد در وحدت و احترام متقابل این خلقها موثر بوده است. پیامهای دولت موقت ویتنام جنوبی به کنگره کنفدراسیون، سازمان جوانان حزب کار آلبانی و یا پیام دولت ویتنام شمالی و پیامهای سایر نهضتهای آزادیبخش به کنگره های کنفدراسیون اتفاقی نیست و نبود. زیرا کنفدراسیون بر پرچم مبارزاتی اش علاوه بر شعار استقلال و آزادی، شعارهمبستگی بین المللی را نیز حک کرده بود، کنفدراسیون ازجنبشهای آزادیبخش الهام می گرفت و پیوند عمیقی بین مبارزات کنفدراسیون و مبارزات دیگر جنبشهای رهائیبخش ایجاد شده بود. بر اساس همین اصول می توان شرکت اعضای کنفدراسیون در اعتراضات جهانی علیه توحش و بربریت تهاجمات امپریالیستی و نقض حق حاکمیت و خود تعیینی سرنوشت خلقها را توضیح داد.

این دستآورد بویژه در شرایط امروز که مشتی ایرانی فاقد اصول و فرصت طلب از مبارزه ضد امپریالیستی به بهانه "سکولاریسم" و "مدرنیسم" چشم پوشیده اند و کشکول دریوزگی را برای دریافت کمکهای مالی به در خانه سازمانهای جاسوسی امپریالیستی-صهیونیسستی می برند، بسیار با اهمیت است. این تغییر رنگها از چشم مردم ایران پنهان نمی ماند و یاران کنفدراسیون این سیاستهای جاسوس پرور، که خود را تنها پشت کوه جنایات رژیم منفور جمهوری اسلامی پنهان می کنند، خواهد شناخت.

کنفدراسیون مبارزه دمکراتیک و ضد امپریالیستی را کوچه یک طرفه نمی دید. اگر کسی از همه مردم دنیا بخواهد که نقض حقوق بشر در زمان شاه و در زمان رژیم استبدادی جمهوری اسلامی در ایران را محکوم کند، نمی تواند در مورد نقض حقوق بشر در سایر ممالک مهر سکوت بر لب زند و تجاوز و تخریب و آشوب و شکنجه در سایر جاها را برسمیت بشناسد. کنفدراسیون جنایات امپریالیستهای بلژیک، فرانسه و آمریکا را در کنگو محکوم کرد و از حقوق مردم کنگو به حمایت برخاست. کنفدراسیون در کنار خلقهای عرب در مبارزه شان بر ضد استعمار و تجاوز باقی ماند و هرگز بیان تاریخا نادرست "خلیج عربی" از جانب آنها را وسیله دامن زدن به ناسیونالیسم و همدستی با امپریالیسم و صهیونیسم نگردانید. کنفدراسیون بدرستی و با آگاهی جبهه مبارزات انقلابی و دمکراتیک را از ضد انقلابی و ارتجاعی تمیز می داد و قربانی دسیسه های دشمنان نمی شد. بهمین جهت کنفدراسیون از احترام عمیق برخوردار بود، بهمین جهت کنفدراسیون بر اصولیت پا می فشرد و ابن الوقت نبود.

مراسم یادمان پنجاهمین سالگرد پایه گذاری کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی(اتحادیه ملی) نشان داد که وصول پیروزی سهل و ساده نیست. بسیاری از فعالان و رهبران کنفدراسیون در زمان شاه و شیخ جان خویش را بر سر آرمانهایشان گذاردند و در رسالت تاریخی خود در ستیز با  ظلمت و تاریک اندیشی و اختناق و سرکوب و بی قانونی سنگر مبارزه را ترک نکردند. و اکنون که آنها در بین ما نیستند سنگر مبارزه آنها در راه کسب آزادی و تحقق حقوق بشر و استقرار دمکراسی خالی نمانده است.

درس بزرگ دیگری که دستآورد مبارزه کنفدراسیون جهانی بود و در روند این مراسم بازتاب می یافت، وحدت مبارزاتی و یکپارچگی خلقهای ایران علیه دربار پهلوی، امپریالیسم و ارتجاع بود. شعار زنده باد وحدت خلقهای ایران، اتحاد، مبارزه و پیروزی روح حاکم بر  یادمان پنجاهمین سالگرد تاسیس کنفدراسیون جهانی بود و نشان می داد که فعالان سیاسی ملتهای گوناگون ایران به درک اولویتها دست یافته و بر ضد نفرت ملی و همدستی با امپریالیسم مبارزه می کردند. فعالان سیاسی ملیتهای ایران می دانستند که مبارزه بر رفع ستم ملی در ایران بدون مبارزه با امپریالیسم و استقرار دموکراسی در ایران مقدور نیست. همدستی با ارتجاع و امپریالیسم که ناقض حقوق همه ملتهاست، نمی تواند جای وحدت دمکراتیک خلقهای ایران را بگیرد و به عامل نفاق و نفرت ملی بدل شود، که ما نتایج فاجعه بار آن را در یوگسلاوی و سایر ممالک دیده ایم. روح حاکم بر این مراسم سرشار از تفاهم و همبستگی و یگانگی خلقهای ایران بود و این طبیعتا به مذاق دشمنان مبارزه دمکراتیک که بخش لاینفک مبارزه بر ضد امپریالیسم است هرگز خوش نمی آید. ولی این مبارزه آزموده است که راهش را در میان نسل جوان باز می کند. رفع ستم ملی از گذر مبارزه بر ضد امپریالیسم، صهیونیسم و ارتجاع می گذرد و یک امر طبقاتی است. البته تلاش برای سازماندهی چنین بزرگداشتی که می تواند برای درس آموزی به نسلهای آینده ایران نیز مفید باشد، بدون بیان نفرت و دسیسه چینی و خرابکاری از جانب همه آن کسانی که منافع طبقاتی و یا شخصی حقیر خویش را  در خطر می دیدند و می بینند، بوجود نیآمد.

این فعالیت دشمن شکن، فرصتی شد برای دشمنان مردم ایران و عمال امپریالیسم تا چهره خود را شفافتر به نمایش بگذارند. دشمنان سوگند خورده مردم ایران درمقابل آکسیونی که مظهر مبارزه علیه ارتجاع و امپریالیسم و علیه غلام حلقه بگوش آنها دربارپهلوی بود، نتوانستند آرام بگیرند. آنها در مقاله ای در تارنمای حزب مشروطه ایران(دمکرات لیبرال) در فردای این گردهمآئی تحت عنوان "پایکوبی و دست‏افشانی و باده‏نوشی کنفدراسیون و کنفدراسیونی‏ها بر روی گور ایران و ملت ایران" نوشتند:

"بجای اینکه کنفدراسیون و کنفدراسیونی‏ها پس از 50 سال که از تاسیس کنفدراسیون و پیوستن‏شان به آن می‏گذرد یک نقد جدی و بیغرض و سازنده را در چندین جلد به ملت ایران تقدیم می‏کردند و از پیشگاه ملت ایران بخاطر خطاهای سیاسی‏شان در گذشته و بویژه در 34 سال گذشته عذرخواهی می‏کردند با کمال وقاحت نه تنها به هیچ خطایی اعتراف نمی‏کنند، بلکه به کنفدراسیون و خودشان مهر تایید می‏زنند و بخود مدال‏های افتخار آویزان می‏کنند که شاه را سرنگون کردند....".

حزب مشروطه ایران(دمکرات لیبرال) که رهبر و بنیاگزارش داریوش همایون، رئیس حزب رستاخیز دربار پهلوی و همدست ساواک و مدافع دیکتاتوری سلطنتی بود، هنوز نفهمیده و نمی خواهد بفهمد که تجلیل از مبارزات کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی تجلیل از مبارزات ضد استبدادی، ضد اجنبی پرستی، ضد زندان و شکنجه و تیرباران و در دفاع از حقوق حقه ملت ایران و استقرار آزادی، دمکراسی، استقلال و حقوق بشر بوده است. کنفدراسیون وظیفه داشت تا به افشای کودتای خائنانه 28 مرداد 32 بپردازد، ماهیت کثیف دربار فاسد، نوکر و دزد پهلوی را افشاء سازد، از مبارزات  تمام آحاد مردم ایران برای استقلال و آزادی  به دفاع بر خیزد و به وظیفه میهنی خویش عمل نماید. اعضای کنفدراسیون با آگاهی سیاسی بالا و با تلاش خستگی ناپذیر بعنوان یک پشت جبهه نیرومند و سازمان یافته دمار از روزگار رژیم منفور پهلوی و اربابانش در آوردند و اجازه ندادند تا غارت ثروت مردم ایران  و بزم و عیش و نوش و شکمبارگی  و فساد دربار شاه، بعنوان دمکراسی و دروازه تمدن و پیشرفت و مدرنیسم در افکار عمومی اروپا و آمریکا جلوه داده شود. کنفدراسیون بخوبی از عهده این مسئولیت مهم برآمد و عرصه را بر رژیم شاه تنگ کرد و تصویر درستی از اوضاع ایران ارائه داد و افکار عمومی مردم مترقی را با خود همراه ساخت.

 دفاع از همه زندانیان سیاسی، از افتخارات کنفدراسیون جهانی بود و همین امر سبب شد تا  حکم بسیاری از فعالین سیاسی اعدامی، به حبس ابد تقلیل یابد و سرانجام با انقلاب شکوهمند مردم ایران از زندان آزاد شوند. حضور آنها در این روز تاریخی در فرانکفورت کشیده محکمی به سلطنت طلبان بود که آرزوی مرگ آنها را داشتند و هنوز نیز بر این "فرصت از دست رفته" غبطه می خورند.

بخشی از همین رهبران کنونی جمهوری اسلامی که نجات جانشان را مدیون این سیاست دموکراتیک کنفدراسیون جهانی بودند، خود بعد از تثبیتشان در قدرت به همان روشهائی متوسل شدند که شاه به آنها برای تقویت نظامش متوسل شده بود و دیدیم که راه به جائی نبرد. حال تاریخنویسان "مدرن" سلطنتی، همه آن عده ای که تاریخ خود را با تاریخ زندگی شعبان بی مخ ها پیوند زده اند، می پندارند با جعل تاریخ کنفدراسیون و یورش به دستآوردهای آن توسط عمال نقابدار و بی نقاب خویش قادرند این تاریخ افتخار آفرین را از ذهنها بزدایند.

این نوکران امپریالیسم که در پرتو عقبگرائی و ریاکاری جمهوری اسلامی، نقاب مدرنیسم و سکولاریسم بر چهره زده اند، هنوز پس از گذشت 34 سال از زندگی در زباله دان تاریخ، نفهمیده اند که دوران رژیمهای استبدادی، چه شاه و چه شیخ بسر آمده است. آنها هنوز وقیحانه در رویای احیای همان استبداد سلطنتی و یا سلطنت استبدادی و بخور و بپاش و غارت و چپاول مردم ایران بسر می برند و به نیروهای ترقیخواه و میهندوست ایران یورش می آورند و  خواستار "معذرت خواهی" کنفدراسیون جهانی از بقایای دربار پهلوی می باشند!!. آنها مخالف برپائی چنین بزرگداشتی بوده اند و حال که تمام دسیسه هایشان با شکست روبرو شده است به یورش رو در روی روی آورده اند.

مقاله نویس حزب مشروطه(لیبرال دمکرات) از آنجا که اعتقادی به نیروی لایزال مردم ندارد و ضد انقلاب است، می پندارد که انقلاب عظیم مردم ایران که نظام پوسیده پهلوی را درهم کوبید، کار کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی در خارج از کشور بوده است و از این بابت باید "اعتراف به اشتباهاتش کند". آنها هنوز نیز نفهمیده اند که انقلاب ایران بیان خواستهای سه نسل، انقلابی بزرگ و میلیونی، توده ای ترین انقلاب قرن بیستم و برای آزادی و استقلال و عدالت اجتماعی بود، این انقلاب ناشی از مناسبات ظالمانه سیاسی و اقتصادی حاکم بر ایران و سلطه امپریالیسم بوده و میلیونها نفر از مردم ایران، از دانشجو گرفته تا کارگر و  آموزگار و دانش آموز و زنان و همه زحمتکشان برای چنین خواست عادلانه ای به میدان آمدند و دست به انقلابی زدند که منطقه و جهان را تکان داد. انقلاب کار مردم ایران بود و دانشجویان خارج از کشور از مردم ایران و از خواست آزادی و دمکراسی و استقلال جانانه دفاع نمودند و این نیز جزو افتخارات کنفدراسیون جهانی و برگ زرینی در تاریخ مبارزه دمکراتیک و ضد استعماری ملت ایران است.

مقاله نویس حزب مشروطه(لیبرال دمکرات) در ادامه می نویسد:

"شما کنفدراسیونی‏ها با جعل و تحریف تاریخ کنفدراسیون برای خود تاریخی پرافتخار که افسانه‏ای بیش نیست آفریده‏اید که به آن باور ندارید ولی برای مردمفریبی آنرا حقیقت محض جلوه می‏دهید... یا حمایت‏تان از مشتی کمونیست تروریست بنام ظفار...."

 تاریخ پر افتخار کنفدراسیون افسانه نیست، یک واقعیت تاریخی غیرقابل انکار است. اگر افسانه بود سلطنت طلبان خودفروخته چنین برافروخته نمی شدند و ترسی از افسانه بخود راه نمی دادند. همبستگی بین المللی و دفاع از جنبشهای رهائیبخش بخشی از مبارزات درخشان کنفدراسیون جهانی بوده و طبیعی بود که چنین مبارزه ای به مذاق رژیم وابسته پهلوی این حامی قتل عام خلقهای ویتنام، فلسطین، الجزایر، کنگو و ظفار.... این ژاندارم منطقه و دست دراز شده دکترین نیکسون در منطقه، خوش نیاید و بر این مبارزات همانند اربابانش برچسب تروریستی بکوبد. پس مانده های رژیم پهلوی و همدستان ایرانیشان امروز نیز با همین رویه و مرام ارتجاعی مبارزات خلقهای عراق، افغانستان و فلسطین و لبنان را تروریستی دانسته و از تروریسم دولتی  امپریالیستها و در راس آن امپریالیست آمریکا و صهیونیستهای اسرائیلی بی قید و شرط دفاع می کنند و شرم ندارند که از تجاوز نظامی به ایران نیز دفاع کرده تا بر ویرانه خاک ایران بساط کپک زده دستگاه فاسد و خودفروخته سلطنت قرون وسطائی را با رهبری رضا نیم پهلوی بر پا سازند. پاره ای از آنها آرزوی دوران پهلوی "مدرن و سکولار" را دارند و به گذشته خود، به انقلاب شکوهمند بهمن که بزرگترین همه پرسی تاریخی قرن بیستم بود و بیان روشن رای اکثریت سه نسل بود احترام نمی گذارند و تف می اندازند و به عنوان اقلیتی خودفروخته و جاسوس مدعی دموکرات بودن نیز هستند. دموکراسی در قاموس این مستبدها فقط تحقق خواستهای خود آنهاست.

یورش به دستآوردهای کنفدراسیون جهانی اتفاقی نیست و برای آن صورت می گیرد که مبارزه بر ضد رژیم منفور پهلوی که گویا غیر مذهبی بوده است، مبارزه بر ضد امپریالیسم و صهیونیسم تخطئه شود. واقعیت این است که روی کارآمدن رژیم زن ستیز و ارتجاعی جمهوری اسلامی نتیجه طبیعی سیاستهای  ضد مردمی و عقب مانده و استبدادی رژیم منفور پهلویست که بیش از پنجاه سال با غارت ثروت مردم ایران و سرکوب وحشیانه نیروهای مترقی و مبارز بوِیژه کمونیستها زمینه سیاسی کسب قدرت رابرای نیروی مذهبی میرنده و ضد کمونیست روحانیت که صاحب منبر و مسجد و تکایا و امکانات مالی در زمان وی بودند، فراهم آورد و از درون پنج دهه "دروازه تمدن" پهلوی خردجال خمینی بیرون خزید! حقیقتا که شاه و شیخ دو روی یک سکه اند، هر دو مردم فریب، دورو و عتیقه ای از دوران قرون وسطا هستند. شگفت آور نیست که سلطنت طلبان که سرگردان از یک سمینار امپریالیست ساخته به سمینار دیگر می روند از حضور بیش از 500 نفر در جشن کنفدراسیون به خشم آیند.

 رسانه های امپریالیستی نیز زیرکانه از کنار این یادمان تاریخی گذشتند واز هرگونه پوشش تبلیغاتی  برای این مراسم تاریخی اجتناب ورزیدند و جز این نیز انتظاری نمی رفت. زیرا چنین رسانه هائی بلندگوی تبلیغاتی و استعماری ممالک امپریالیستی اند و هرگز بی گدار به آب نمی زنند. آنها موظفند نشستهای مزدوران امپریالیست را در خارج تبلیغ کنند. آنها به نشستهای مشکوک ده نفره پوشش تبلیغاتی جهانی می دهند. رضا پهلوی را قلاده به گردن، از این فرستنده به فرستنده دیگر می برند، برایش کلاس بازیگری و پخش اکاذیب می گذارند، ولی حاضر نیستند به نشستی به این شکوهمندی پوشش تبلیغاتی دهند. آنها هر گامی که بر می دارند و هر پوشش تبلیغاتی که ساز می کنند دارای هدف مشخص سیاسی و برای تولید افکارعمومی بنفع غارتگران بین المللی است. جالب توجه است که رسانه هائی نظیر بی بی سی، رادیو فردا، تلویزیون صدای آمریکا، رادیو آلمان، رادیو فرانسه، خبرگزاری سوئد، شبکه اطلاع رسانی "پرس اسوسیشن"... و دهها رسانه های مشابه درهمین چند ماه قبل در مرحله اول دادگاه جمهوری اسلامی در لندن که توسط عده ای فریبخورده سیاسی و آلت دست امپریالیست برگزار شده بود، بیش از پانصد میلیون نفر را در سراسر جهان در جریان این دادگاه امپریالیست ساخته قرار دادند. زیرا خوب می دانستند که این دادگاه یک ابزار مناسب تبلیغاتی برای اهداف دراز مدت استعماری آنهاست. آنها با اِشراف بر نظرات حاکم بر این دادگاه و مدیریت آن توسط آقای پیام اخوان که در محاکمه میلوسوویچ رئیس جمهور قانونی یوگسلاوی در دادگاه دن هاگ شرکت داشت، آگاه بودند. آنها می دانستند که این تریبونال فاقد مواضع ضد امپریالیستی و ضد تحریم و تجاوز علیه ایران است. در صورتی که ماهیت سیاسی تاریخی یادمان پنجاهمین سالگرد کنفدراسیون جهانی و روح حاکم بر مبارزات نزدیک به دو دهه کنفدراسیون جهانی ضد امپریالیستی و ضد استعماری بوده و همین امر خود دلیلی بر آن بوده تا رسانه های  ارتجاعی و استعماری فوق از پوشش خبری به چنین یادمانی امتناع ورزند.

موفقیت جشن پنجاه سالگی تاسیس کنفدراسیون جهانی را که تاثیرات زیادی بویژه در ایران گذارده است از یک جنبه دیگر هم باید بررسی کرد. این جشن روند اپوزیسیون سازی امپریالیستی در خارج از کشور را که با مشتی ایرانی خودفروخته براه افتاده است، برهم زده، حسابهای آنها را بر هم ریخت. این جشن مهر باطله به همه آنها کوفت و کارنامه مردودی آنها را در نزد ملت ایران صادر کرد و به نمایش عموم گذارد. این جشن به همه مراکز پشت پرده که خود را در محافل امپریالیستی سخنگو و مخرج مشترک نیروهای اپوزیسیون جا می زدند و سالها تلاش داشتند و دارند که هدایت اپوزیسیون ایران را از طریق مجاری خود ساخته مصنوعی و بی پشتوانه خویش، اداره کرده و از طریق این مراکز مجوف و پوشالی اداره رهبری را در دست گیرند برهم زد. این جشن تاج ساختگی سرداران بی سپاه را از تارکشان برداشت و آنها را همانگونه که بودند و هستند به همگان معرفی کرد. خشم و نفرتی که امروز دارد تنوره می کشد تا با گرد و خاک از تاثیر این کار موفق بکاهد، از همین جا سرچشمه می گیرد. دیگر با استشهادهای محلی بی اعتبار نمی شود رهبر جنبش شد. شرایط پیش از برگذاری این جشن، دیگر شرایط بعد از آن نیست. حسابها و صورت حسابها برهم خورده است. سلطنت بازگشتنی نیست، باید در فکر سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی با دست مردم ایران بود. تاریخ را باید به جلو سوق داد و نه زیر روپوش "مدرنیسم و سکولاریسم" به عقب. باید در پی جمهوری مردمی بود و نه بازگشت به قرون وسطی. ما دیگر سلطنت و جمهوری سلطنتی نمی خواهیم. ما طالب جمهوری مردمی هستیم.

حزب ما بر آن است که جمعبندی و انتقال تجربه یک دوره از مبارزات درخشان دانشجوئی به نسل جوان ایران که در گیر مبارزه مرگ و زندگی با یکی ازهارترین رژیمهای  قرون وسطائیست، ضرورتی دو چندان دارد. باید این تجارب مبارزاتی را به نسل بعدی منتقل کرد تا از گذشتگان برای عبور از پرتگاههای راه خویش بیآموزند. از نظر حزب ما برگزاری این جشن نخستین گام مهم در جهت تحقق این امر بوده است. یورش ارتجاع و ضد انقلاب با نقابهای رنگارنگ به این مراسم، سندی انکار ناپذیرِ موفقیت این یادمان بوده است.

 

بر گرفته ازتوفان شماره  155 بهمن ماه 1391،  فوریه سال 2013،  ارگان مرکزی حزب کارایران

صفحه حزب کار ایران (توفان) در شبکه جهانی اینترنت. www.toufan.org

نشانی پست الکترونیکی(ایمیل).                                                                 toufan@toufan.org

۱۳۹۱ بهمن ۸, یکشنبه

قطعنامه پایانی کنفرانس خاورمیانه

مبنی بر مطالبات عدالتخواهانه و آزادی طلبانه خلقها و مداخلات


کنفرانس دموکراتیک خلقها که در تاریخ 20 و 21 اکتبر سال 2012 با شرکت نمایندگان ملیتها و احزاب مختلف از کشورهای مصر، تونس، مراکش، لبنان، فلسطین، اردن، ایران، عراق، سوریه، ترکیه و آلمان در شهر استانبول تشکیل شده بود با موفقیت به کار خود پایان داد.

این کنگره که در رابطه با مبارزه خلقهای بپا خاسته عرب و مداخلات امپریالیستی به سوریه و در حالی که برخوردها در این کشور همچنان ادامه دارد و در زمانی که در همه کشورهای منطقه و بویژه در ترکیه مبارزه آزادیخواهانه کُرد بردیگر مبارزات آزادیخواهانه تآثیر گذاشته و به پیش می رود، برگذار شد. کنفرانس ما به دنبال بحثهای زنده: بار دیگر محتویات قیامهای اعراب را که بر اساس آرزوهای خلقها مبنی بر نان، تساوی، عدالت و آزادی است تایید می نماید.

2- کنفرانس ما هم رای است که این مبارزات خلقها در خاورمیانه و آفریقا رژیمهای اوتوکراتیک را که وسیله تحمیل سیاستهای نئولیبرال امپریالیستها و همیاران آنان که بوسیله طبقات حاکم محلی بوجود آورده شده اند و باعث تعمیق بیکاری، تهیدستی و بینوائی شده و شرایط کار و زندگی خلقها را به شدیدترن وجهی به وخامت سوق داده اند را، هدف قرار داده است

3- کنفرانس بر این نظر است که به دنبال سقوط رژیمهای دیکتاتوری اتوکراتیک بن علی و مبارک در تونس و مصر که کشورشان را بموازات منافع امپریالیستهای غربی اداره می کردند، امپریالیستها به خاطر ادامه هژمونی خویش تاکتیک و سیاستهای جدیدی را پیش گرفته اند. با این همه کنفرانس پشتیبانی خود را از تداوم انقلاب و بوجود آوردن یک جامعه آزاد و عادل اعلام می دارد

4- کشورهای بزرگ غربی نه تنها در این دو کشور، بلکه در تمام منطقه با کسب همدستان جدید در صدد توسعه تکیه گاههای خود برآمدند، در میان این تکیه گاههای جدید آن دسته از جنبشهای اسلامگرا که سیاستهای نئولیبرال را پذیرفته اند از اهمیت ویژه ای برخوردارند.

5- کشورهای بزرگ غربی که قیامهای خلقهای عرب را غنیمت شمردند با گفتمانها "مبارزه علیه ستمگران"، "آزادی" مداخله علنی نظامی علیه لیبی را عملی نمودند، اینک در سوریه بدنبال آزمایش آلترناتیوهای متفاوتی هستند.

6- رژیم اسد در سوریه به خاطر اینکه متفق استراتژیک ایران می باشد، بقدر کافی قدرتمند است و بخاطر اینکه از سوی روسیه و چین پشتیبانی می شود، امپریالیستهای غربی که قادر به مداخله عملی نظامی علنی نیستند، ترکیه را به عنوان قدرت ضربتی در مرکز نقشه مداخله گرانه خود قرار دادند. در این رابطه، کلیه پایگاههای نظامی پیمان ناتو که تهدید مشترک علیه خلقهاست بویژه آن عده که در ترکیه قرار دارند باید برچیده شوند.

7- حکومت حزب عدالت و توسعه که سیاست "اسد دشمن" امروز را جایگزین "برادر اسد" دیروز کرده و نه تنها از دارو دسته های مسلح در سوریه بطور علنی پشتیبانی می نماید، همچنین از نظر سیاسی نیز شورای ملی سوریه واز نظر نظامی ارتش آزاد سوریه را سازمان می دهد و با استفاده از کلیه کار راهها وشیوه ها آنها را مسلح نموده، قرارگاه، پایگاه در اختیارشان قرار می دهد به آنها آموزش می دهد، پشتیبانی تدارکاتی و همآهنگی های راهبری تامین می نماید.

8- کنفرانس ما، کلیه تحرکات مقدماتی جهت مداخلات نظامی کشورهای بزرگ غربی و در راس آنها آمریکا علیه سوریه و بدنبال آن مداخله علیه ایران را شدیدا محکوم می کند. پشتیبانی خود را از کلیه مبارزات به خاطر صلح عادلانه و پایدار اعلام می کند.

9- همچنین کنفرانس ما، خلقهای منطقه را در مقابل سیاستهای ترکیه درقبال سوریه را که دست در دست دولتهای بزرگ امپریالیستی غرب و در راس آنها آمریکا عمل نموده و متکی به نفاق مذهبی است به هشیاری دعوت می کند. کنفرانس گفتمان "یا اسد، یا مداخلات نظامی" که راه حل را به بن بست می کشاند را مردود شمرده و متفاوت از اینها و علیه آنها اعلام می دارد که یک اپوزیسیون خلقی، دموکراتیک و لائیک در جهت منافع خلقهاست و از آن پشتیبانی می نماید. کنفرانس تاکید می کند که چنین مخالفتی بسود منافع اساسی خلقهای سوریه و کلیه خلقهای منطقه می باشد. کنفرانس ما، از مطالبات و مبارزاتی که در جهت سوریه ای آزاد، مستقل که در آن خلقها حق تعیین سرنوشت خود را بدست آورده اند پشتیبانی می نماید.

10- کنفرانس ما از فعالیتهای توده ای خلقها در جهت کسب حق تعیین سرنوشت خویش پشتیبانی می کند، نه از آن عده فعالیتهایی که از بیرون تغذیه کرده سازمان می یابند و جدا از خلقها و علیرغم خلقها در جهت در هم کوبیدن اپوزیسون واقعی خلقها عمل می کنند. در این رابطه کنفرانس ما، همبستگی خویش از مبارزات خلق کرد در کردستان غربی که در جهت تعیین سرنوشت خود و خودمختاری مبارزه اعلام می دارد و از مبارزات خلق فلسطین که صهیونیسم اسرائیل را هدف خویش قرار داده اعلام می دارد. کنفرانس می پذیرد که ترک بدون قید و شرط سرزمینهای اشغالی فلسطین از سوی اسرائیل و کسب عضویت سازمان ملل به عنوان دولتی مستقل و متکی بخود، به سود کلیه خلقهای منطقه می باشد.

11- کنفرانس با حرکت از این واقعیت که کلیه فشار و شدت جنسیت گرایانه در منطقه بویژه علیه زنان در نتیجه سیاستها و شرایط اجتماعی موجود بوده، اشاره دارد که کلیه جنبشهای دموکراتیک انقلابی و اعتراضی باید اهمیت خاصی در جهت حفظ دستاوردهای زنان و مطالبات تساوی خواهانه و آزادیخواهانه و رهایی طلبانه زنان مبذول دارند. کنفرانس ما، از مبارزات آزادیخواهانه زنان بمثابه مهمترین بخش مبارزات مردمی در منطقه پشتیبانی می نماید. به زندانیان زندانهای اسرائیل درود می فرستد.

12- کنفرانس می پذیرد که اعتصاب غذاهایی که در زندانهای ترکیه ادامه دارد، به عنوان بخشی از مبارزات خلقهایمان در راه آزادی و دموکراسی بوده و مطالبات اسیران را پذیرفته و از این مطالبات پشتیبانی می کند.

13- کنفرانس امیدوار است که اتحاد مبارزاتی و عزم اخذ سرنوشت مشترک خلقها که در اینجا متبلور شده است بطور سازمانیافته ادامه یابد و در شرایط نوین تکرار گردد.

*****

بر گرفته ازتوفان شماره 154 دی ماه 1391، ژانویه سال 2012، ارگان مرکزی حزب کارایران

صفحه حزب کار ایران (توفان) در شبکه جهانی اینترنت. www.toufan.org

نشانی پست الکترونیکی(ایمیل). toufan@toufan.org
کنفرانس ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی در استانبول


در تاریخ 20 و 21 ماه اکتبر 2012 در شهر استانبول در ترکیه، کنگره دمکراتیک خلقهای ترکیه به ابتکار رفقای ترکیه و به دعوت آنها برگذار شد. هیات نمایندگی حزب کار ایران(توفان) نیز در این نشست شرکت داشت و نقطه نظریات حزب کار ایران(توفان) را به صورت موجز در مورد اوضاع جهانی، منطقه و ایران در این کنگره بیان نموده و متن تکثیر شده آن را در اختیار هیاتهای نمایندگی قرار داد.

این کنگره متشکل از 21 سازمان، احزاب دمکراتیک، احزاب چپ، نویسندگان، هنرمندان، اتحادیه های کارگری و اتحادیه های دمکراتیک مدافعان حقوق بشری بود. این جمعیت برای آزادی های دموکراتیک خلقهای گوناگون ترکیه از قبیل کردها، عربها، ارمنی ها، لازها، گرجی ها و... مبارزه می کند و قصد دارد مبارزه اش را تا سطح کشورهای خاورمیانه در جهت آزادی خلقهای منطقه بسط داده و اتحادی از تمامی خلقهای خاورمیانه بوجود آورد. این دسته بندی دارای جهتگیری سیاسی مترقی در مقابل امپریالیسم جهانی بویژه سیاستهای امپریالیستی و تجاوزات و تحریمهای آنها را در منطقه بوده و این تشبثات امپریالیستی صهینیستی در منطقه را شدیدا محکوم می کند.

این دسته بندی با اعتقاد به آزادی های سیاسی و برابری حقوق خلقها، در جهت برقراری عدالت اجتماعی، صفوف خود را متحدتر می سازد.

کنگره دموکراتیک خلقها از کشورهای خاورمیانه که شامل احزاب و سازمانهای زیر می شوند، دعوت به عمل آورده بود تا در این نشست شرکت کنند:

اردن: یک شخصیت سیاسی

الجزایر: حزب کارگر الجزایر

ایران: حزب کار ایران(توفان)

بحرین: سازمان دمکراتیک کار

ترکیه: حزب کار ترکیه

تونس: حزب کار تونس

سوریه: جبهه آزاد خلق

عراق: شخصیت چپ مستقل

عراق: نماینده ای از کردهای عراق

عربستان سعودی: مدیر مرکز تحقیقات عربی

فلسطین: جبهه خلق برای آزادی فلسطین

لبنان: حزب کمونیست لبنان

مراکش: حزب راه دمکراسی

مصر: حزب کمونیست مصر

یمن: حزب سوسیالیست یمن

در ضمن تعدادی از دانشگاهیان ترکیه، نویسندگان و نمایندگان مستقل از مجلس ترکیه در این کنفرانس شرکت داشتند.

در این نشست مباحث بر سر مسایل خاورمیانه، بویژه مبارزات خلقهای عرب و مداخلات امپریالیستی در سوریه و نقش ترکیه در منطقه دور می زد. سخنرانان همنظر بودند که مبارزات خلقها برای آزادی و برابری و عدالت اجتماعی در خاور میانه و آفریقای شمالی نظیر مصر و تونس و... پس از سالها اختناق و ضعف نیروهای مترقی، برای مقابله با نیروهای مترقی، توسط امپریالیستها به گمراه کشانده شده و همچون انقلاب 57 ایران با سازش با نیروهای ارتجاعی و عقبگرد در نیمه راه به شکست انجامیده است. گرچه مبارزه هنوز ادامه دارد ولی نیروهای ارتجاعی بر مسند قدرت دست یافته اند و در پی سرکوب نیروهای انقلابی هستند. امپریالیسم در جهت برقراری سیاست های نئولیبرالی خود، هر جا به نفعش باشد، نیروی های اسلامی را پر و بال داده و به عنوان اهرم سرکوب خلقها و مانعی در برابر خواسته های به حق خلقها برای نیل به آزادی سازماندهی می کند. کنفرانس تجاوزات امپریالیستی به لیبی و سوریه و تمهیدات و تحریمهای نظامی بر ایران را محکوم کرده و حق تعیین سرنوشت این کشورها را در مقابل رژیمهای فاشیستی و مستبد حاکم، وظیفه خود مردم و خلقهای تحت ستم این کشورها می داند و نه نیروهای تجاوزگر خارجی.

کنفرانس از مبارزات به حق خلق کرد در ترکیه برای نیل به آزادی های دمکراتیک و حق آزادانه استفاده از زبان مادری و فرهنگ ملی به صورت رسمی حمایت کرده و سیاستهای دولت ترکیه با حمایت نیروی ناتو، علیه خلقهای گوناگون ترکیه را محکوم می کند و از خواست خودگردانی خلق کرد در ترکیه به دفاع بر می خیزد.

نمایندگان کشورها به اتفاق ضمن ابراز خشنودی از برقرای این کنفرانس خواستار تداوم آن شدند. آنها بر این بودند که تداوم این چنین کنفرانسهائی ضمن آشنائی بیشتر با مسایل و نظریات نمایندگان این کشورها، در جهت همبستگی خلقهای منطقه گامهای مثبت را برخواهد داشت.

در پایان کنفرانس شرکت کنندگان دست در دست هم با خواندن سرود انترناسیونال به این نشست دو روزه پایان دادند.

در طی کنفرانس هیات نمایندگی ما با سایر احزاب و نمایندگانشان تماس برقرار کرد و به تبادل تجربه دست زد. در یکی از این تماسها با نماینده جبهه خلق برای آزادی فلسطین رابطه فعالان جبهه خلق با سازمان حماس در نوار غزه مطرح شد. رفقای جبهه خلق به صراحت به ما ابراز داشتند که آنها با نظریات حماس طبیعتا مبارزه می کنند و آنها را افشاء می نمایند، ولی در مقابل اشغال صهیونیستها و تجاوزگری آنها برای پاکسازی قومی، با همه نیروهای مخالف تجاوز و اشغالگری در جبهه واحدی مبارزه می کنند. آنها به مبارزه مسلحانه در دو جبهه دست نزده و متوسل به جنگ داخلی برای سرکوب هر دو طرف نمی شوند. این شکل مبارزه در شرایط کنونی از نظر آنها مردود است.

*****

بر گرفته ازتوفان شماره 154 دی ماه 1391، ژانویه سال 2012، ارگان مرکزی حزب کارایران

صفحه حزب کار ایران (توفان) در شبکه جهانی اینترنت. www.toufan.org

نشانی پست الکترونیکی(ایمیل). toufan@toufan.org