۱۳۹۱ شهریور ۵, یکشنبه


 جنگ نیابتی در سوریه

امر برخورد به مسئله سوریه در میان نیروهای انقلابی و ضد امپریالیست بتدریج بیک ملاک تعیین مرز میان نیروهای انقلابی و ضد انقلابی بدل شده است. زیرا اغتشاش مزدوران و عناصر نفوذی و وارداتی، در سوریه، ماهیتا تلاشی برای تسلط بر منطقه است و تنها باید از این دریچه مسئله را مورد بررسی علمی قرار داد.

امر برخورد به مسئله سوریه نشان می دهد که چه نیروهائی در سیر تحولات و روند تکامل تضادها در جهان، در جبهه انقلاب قرار می گیرند و چه کسانی در جبهه جهانخواران و زورگویان و درندگان تاریخ. نزاع بر سر حق وتوی روسیه و چین نیست که مشتی ایرانی خودفروخته چهره های خوفناک و خون آشام خویش را در پس پرده گریه و زاری هومانیستی برای فریب افکار عمومی پنهان کرده اند.

رویدادهای سوریه و نوع برخورد به آن نشان می دهد که هر نیروی سیاسی چه تصویر و تصوری از منظره سیاسی عمومی جهان و مسیر تحولات آن دارد.

عوام فریبان ایرانی و غیر ایرانی هومانیسم امپریالیستی و کشتار "حولا" به دست تروریستها را، موذیانه به حساب اسد می گذارند، کشتار تک تیراندازها در "حمص" و "درا" را، در حین نمایشات مسالمت آمیز خیابانی، تا جنگ داخلی را تدارک ببینند، به حساب اسد می گذارند. آنها با هومانیسم جنایتکارانه خود تل کشته ها می آفرینند، تا قتل عام و کشتار تروریستها را توجیه کنند و تکیه به بیگانگان را باعث افتخار بدانند. پناه گرفتن 8 هزار تروریستهای وارداتی را در خانه های مردم غیر نظامی و اشغال این محله ها و خانه ها به زور اسلحه را، این هومانیستها به حساب جنگ داخلی می گذارند و بر تجاوز به حریم مردم توسط تروریستها و سپر دفاعی کردن مردم عادی را وسیله شرکت در کُر تبلیغاتی امپریالیستهامی کنند. این هومانیستهای امپریالیسم مانند اربابانشان، هومانیسم را وسیله کاسبکاری سیاسی و از کشته پشته ساختن کرده اند.

هومانیسم این افراد که بر سر استفاده از حق وتوی روسیه و چین جنجال می کنند، هومانیسم آدمکشانی است که خنجرهای خویش را در قفا دارند و مترصدند که آنرا در سینه خلق سوریه فرو کنند. عربده کشی آنها ناشی از ناراحتی از سختی اهدافشان است که با شکست روبرو می شود. آنها ناراحت اند، زیرا کشتار مردم سوریه بدست امپریالیستها و تروریستها با مقاومت سرسختانه اسد و مردم سوریه بتاخیر افتاده است.   

برای داوری مارکسیستی لنینیستی از رویدادهای سوریه کافی نیست تا سر دماغ خویش را ببینیم و همان نظریاتی را نشخوار کنیم که امپریالیستها هر روز و هر شب با ماشین تبلیغاتی عظیم شستشوی مغزی خویش، بنام رسانه های گروهی "دموکراتیک" به خورد ما می دهند.

کمونیستها بر اساس مارکسیسم لنینیسم رویدادهای جهان را از منظر مبارزه طبقاتی و ضد امپریالیستی بررسی کرده و تعیین می کنند که گرایش مبارزاتی که در جریان است در ادامه خود بطور عینی به کدام جبهه و طبقه اجتماعی خدمت می کند.

اینکه گفته شود رژیم اسد مستبد است و یا زندانهای مخوف دارد که مخالفان را در آن اسارتگاه ها بدون حمایت حقوقی محاکمه و محکوم می کند، اینکه بگوئیم رژیم اسد نظام تک حزبی بعث را در طی بیش از نیم قرن در سوریه مستقر ساخته و مخالفان را سرکوب نموده است، اینکه بگوئیم رژیم اسد جنبش فلسطین را در گذشته به خاک و خون کشانده است، اینکه بگوئیم رژیم اسد با امپریالیست آمریکا بر سر اعتراف گیری از اسرای سوری وابسته به القاعده همکاری می کرده است و... اگر ناشی از اظهار فضلهای ژورنالیستی و بی بو  و حاصیت نباشد، اگر ناشی از آشفته فکری و کج فهمی مبارزه طبقاتی نباشد، اگر ناشی از کوته نظری سیاسی نباشد، اگر ناشی از تحلیل نادرست سیاسی نباشد، مسلما ناشی از آگاهی و همدستی با امپریالیست و تحقق سیاست ضد بشری است که امپریالیستها می خواهند به زور به همه ممالک جهان تحمیل کنند.

امپریالیستها مدعی می شوند که رژیم اسد حقوق بشر را به زیر پا می گذارد، رژیم اسد مستبد است، رژیم اسد اپوزیسیون را در داخل سوریه سرکوب می کند، رژیم اسد فاسد است و... حتی اگر همه این مواردی که امپریالیستها بیکباره یادشان آمده و تکرار می کند درست باشد، باید پرسید مگر رژیم عربستان سعودی، رژیمهای امارات متحده عربی، رژیم کویت، رژیم بحرین، رژیم اردن، رژیم مراکش و... این متحدان امپریالیستها، همه دمکرات و انقلابی تشریف دارند؟ که وجدان امپریالیسها جریحه دار شده است؟ از کی تا به حال نقض حقوق بشر موجب دغدغه خاطر امپریالیستهاست؟

طبیعی است که امپریالیستهای جنایتکار که میلیونها انسان را در سراسر کره خاکی به قتل رسانده اند و هنوز هم سرزمینهای کره، افغانستان، عراق و... در اشغال خویش دارند، نمی توانند از کشتار انسانها وجدانی معذب داشته باشند. کسانی که دوبار بمب اتمی را برای نابودی انسانها بعد از خاتمه جنگ، به کمک گرفته اند، کسانی که با بمب ناپالم میلیونها ویتنامی، کامبوجی و کره ای را کشته اند و با بمبهای اورانیومی یوگسلاوی و عراق و افغانستان را بمباران و آلوده کردند، هرگز نمی توانند وجدانی آسوده و انسانی داشته باشند. ناموس آنها کسب سود حداکثر است و برای کسب آن هدف، به هر جنایتی تن در می دهند.

امپریالیسم آمریکا برای سیطره بر جهان و محاصره روسیه و چین و کنترل اروپا از طریق تسلط بر منابع انرژی و مواد اولیه، به آن نیاز دارد که پشت جبهه خویش را تقویت کرده و حلقه محاصره رقبای خود را تنگتر کند. این سیاست راهبردی به آنجا منجر شده است که امپریالیست آمریکا با پنهان شدن در پشت حقوق بشر، حقوق ملتها را به زیر پا می گذارد و احترام هیچ یک از قوانین بین المللی را محفوظ نمی دارد. آنها برای نیل به اهدافشان اپوزیسیون سازی می کنند. به آنها پول و تسلیحات می دهند، برایشان پوشش تبلیغاتی و "کارزارهای حقوق بشری" به راه می اندازند. از آنها دست دراز شده سیاست امپریالیستی می سازند که ما در ایران با کارزار تریبونال لندنی روبرو هستیم. هدف آنها از این اپوزیسیون سازی که با فشار مالی و سیاسی و تبلیغاتی، توسط مشتی گرداننده خودفروش ایجاد می شود، خرابکاری و تجزیه طلبی در درون ممالکی است که در متن سیاست راهبردی آمریکا مناسب تشخیص داده نمی شوند. تریبونال لندنی باید نقابی باشد بر شمشیرهائی که در خفا تیز می کنند تا در ایران هم "مناطق آزاد" و "دولت آزاد" برای درخواست از امپریالیستها بخاطر تجاوز "قانونی" به ایران فراهم آورند. "ارتش آزاد سوریه" عکسبرگردان "ارتش آزادی ایران" است که سازمان مجاهدین خلق هم رئیس جمهورش را از قبل تعیین کرده است و هم ارتش "آزادی بخشش" را. ما می بینیم که تلاش امپریالیستها در سوریه برای ایجاد منطقه "آزاد" برای ایجاد یک پوشش حقوقی موذیانه است. در این امر عربستان سعودی و قطر و ترکیه پیشتازند. یکی تامین مالی می کند، دیگری پلی برای اعزام تروریستها به سوریه می شود. بر اساس اخبار و اسناد منتشر شده توسط روزنامه های اروپائی، انترناسیونالیستهای جهادیست از افغانستان، لیبی، چچن، تونس، مصر، پاکستان، مالی، لیبی و... با حقوق های کلان توسط سازمان بلاک واتر در قطر و سازمانهای امنیت عربستان سعودی، ترکیه، سیای آمریکا، سازمان امنیت پاکستان سازمان دهی شده و از طریق لبنان و ترکیه به خاک سوریه برای بمب گذاری و اشغال خانه های مردم و سپر قرار دان مردم غیر نظامی و ایجاد بلوا و آشوب و دامن زدن به جنگ خانه به خانه و اغتشاش گسیل می شوند. سلاحهای مدرنی که در اختیار دارند قابل خریداری از بازارچه های ترکیه نیست، باید توسط کشتی و هواپیما بدست آنها برسد. امپریالیست آمریکا تصمیم دارد، رژیم بشار اسد را سرنگون کند و رژِیمی دست نشانده بر سر کار آورد که این رژیم مذهبی و متعصب از هم اکنون با تبلیغات نفرت انگیز جنگ شیعه و سنی نشان می دهد که هدفش قتل عام مردم سوریه است و می خواهد بر ماهیت جنگ تجاوزکارانه امپریالیستها در منطقه پرده استتار بکشد. تئوری ارتجاعی و خوفناک جنگ شیعه و سنی از سوریه و عراق شروع می شود و به لبنان و ایران می رسد. امپریالیستها که خود از جنگ مستقیم و در گیری با ایران هراس دارند می خواهند از طریق جنگ فرسایشی و نیابتی به خواستهای خود برسند. این سیاست جنایتکارانه بر دریائی از خون مستقر می شود که امپریالیستها از دامن زدن به آن ابائی ندارند. ایمن الظواهری رهبر کنونی القاعده در بیانیه خود اظهار داشت که هدف سربازان القاعده -که بیاری ترکیه و کردهای عراق به داخل سوریه اعزام می شوند- این است که با سرنگونی اسد و رژیم عراق و وحدت سوریه و عراق به ایران حمله کند. جنایاتی که امپریالیستها تحت نام حقوق بشر و تقویت تروریسم در منطقه تدارک می بینند، دامنه اش بسیار بزرگتر از شهر حلب است. آنها برای ادامه تجاوز، صدای اپوزیسیون مترقی سوریه را که خواهان مبارزه با تروریسم و جلوگیری از تجاوز به سوریه است خفه کرده اند و مخالفت خویش را با اصلاحات بشار اسد که مورد موافقت این جناح از اپوزیسیون است اعلام می کنند. کفتارهای امپریالیست تنها خون می خواهند و بس.   

هدف فتح سوریه با تبلیغات جنایتکارانه جنگ شیعه و سنی است. آنها در منطقه در پی دامن زدن به کشتار قومی و جمعی اند، نه نجات جان کسی، تصویری که آنها ترسیم می کنند تاریک و خوفناک بوده و تنها نتیجه اش دربدری و بحران آفرینی و متزلزل کردن همه ممالک منطقه است تا با نفاق افکنی جهان را غارت کنند. این حرکت، میلیونها انسان را فاقد خانه و کاشانه می نماید، میلیونها انسان را آواره می کند و از سرزمینها خویش می راند، این سیاست برای سیطره بر جهان و تسلط بر نفت خاورمیانه و تسلط بر نقاط راهبردی نظامی جهان است. ایستادن بر سر چهار راه های جهانی ست تا کسی بدون چراغ سبز امپریالیستها مجاز به حرکت نباشد. جهانی را که امپریالیسم ترسیم می کند جهان تسلط دیوها و غولها، جهان تجاوز و مکیدن خون است. امپریالیستها نه برای حقوق ملتها ارزشی قایلند و نه برای حقوق انسانها. آنها از مستبدانی که در جانب آنها بوده اند، همیشه حمایت کرده و تا به امروز هم حمایت می کنند. خوشخیالی و خود فریبی و عوامفریبی است، اگر چنین جلوه دهیم که امپریالیستها خواهان کشف حقایقند و می خواهند حقایق کشتار انقلابیون در اسپانیا، آرژانتین، شیلی، برزیل، گواتمالا، اندونزی، ایران و سوریه بر ملا شود. چقدر باید مزدور و ابله باشند کسانی که تصور کنند خیمه و خرگاهی که امپریالیستها برای آنها بپا می کنند و خدمات و پوشش تبلیغاتی که آنها در اختیارشان می گذارند، ناشی از انساندوستی آنهاست. چقدر باید کسانی احمق و خودفروخته باشند که نفهمند و یا نخواهند بفهمند که سرنگونی رژیمهای ایران و یا سوریه و نظایر آنها تنها باید با دست توانای ملتهای خودشان و بر ضد دخالت و دسیسه های امپریالیستها و صهیونیستها انجام گیرد. هر کس مبارزه بر ضد رژیم جمهوری اسلامی را با مبارزه بر ضد امپریالیسم و صهیونیسم پیوند نزند، عامل آگاه یا ناآگاه دشمنان مردم ایران است. هرگز به این دسته ها اعتماد نکنید. ما هم اکنون با کارزار مجاهدین و سلطنت طلبان و فریب خوردگان در تریبونال لندنی روبرو هستیم که سرنخش در دست محافل امپریالیستی است و تدارک جنگ علیه ایران را می بینند. سرمشق سوریه برای تجربه اندوزی در مورد ایران بسیار آموزنده است. همه این دارو دسته های ایرانی همان اپوزیسیونی هستند که آمریکا دارد آنها را عَلَم می کند. اپوزیسیونی که می خواهند در پارکابی امپریالیستها به ایران حمله کنند و جنگ داخلی راه بیاندازند. شعارِ "ما بی وطنیم" و "افتخار می کنیم که بی وطنیم" الهام بخش اعمال زشت آنهاست. آنها این شعار امپریالیستی را نفهمیده و موذیانه به کمونیسم نسبت می دهند. خط مشی منصور حکمت بر همه این مدعیان مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی مسلط شده است. آنها خواهان آزادی و استقلال ایران نیستند، آنها خواهان ایرانی زبون و مستعمره امپریالیستها هستند. مصالحه با این خودفروختگان بر ضد مصالح مردم ایران و طبقه کارگر ایران است. باید در کنار امپریالیستها این اپوزیسیون خودفروخته و نوکر اجنبی را افشاء کرد و مردم را نسبت به ماهیت آنها آگاه نمود وگرنه بسیار دیر خواهد شد. 

  

برگرفته از توفان شماره 150 ارگان مرکزی حزب کارایران شهریور ماه1391


toufan@toufan.org