۱۳۸۹ آبان ۸, شنبه

تجهیز نظامی عربستان سعودی خطر برای مردم منطقه است

مطبوعات خبر دادند که کنسرنهای اسلحه سازی آمریکائی بزرگترین قراردادهای تسلیحاتی را با ممالک عربستان سعودی و کویت منعقد کرده اند. بهای این تسلیحات 60 میلیارد دلار با عربستان سعودی می باشد که شامل بطور عمده هواپیماهای مدرن جنگی و احتمالا تجهیزات دریائی و دفاع موشکی است. مطبوعات، چنین تجارتی را در آمریکا بی سابقه می دانند. آمریکائی ها هنوز در حال مذاکره با پادشاه عربستان سعودی هستند تا نیروهای دریائی این کشور را مدرنیزه کنند و قراردادهائی نان آب دار بیشتری در مورد استقرار موشکهای مدرن در عربستان به ارزش ده ها میلیارد دلار منعقد کنند.

بر اساس گزارش کارخانجات اسلحه سازی این اقدام منجر به ایجاد 75 هزار فرصت شغلی در آمریکا خواهد شد. این تجارت شامل 84 فروند جنگنده اف 15 و تجهیز 70 فروند جنگنده عربستان و خرید سه مدل هلیکوپتر نظامی است. آمریکائی ها این سه مدل هلیکوپترها را به این شرح توصیف کردند׃ 70 فروند هلیکوپتر "آپاچی"، 72 فروند هلیکویتر "بلاک هاوک" و 36 فروند هلیکوپتر "لیتل بیرد". شرکتهای اسلحه سازی "لاکهید مارتین"، "ریتئون"، "بوئینگ" و غیره از این معامله سودهای سرشار برده اند.

چندی بعد مطبوعات در کنار فروش تسلیحات به عربستان سعودی و کویت اشاره کردند که قراردادهائی نیز با امارات متحده عربی و پادشاهی عمان بسته شده است. بهای فروش این تسلیحات تا سال 2014 به این ممالک به 90 میلیارد یورو خواهد رسید(عربستان سعودی 50 میلیارد-اتحادیه امارات 5/26 میلیارد-عمان 2/9 میلیارد-کویت 3/5 میلیارد). چنین رقم بالائی تنها ظاهر قضیه است و در پشت آن ارقام سرسام آورتری مطمئنا پنهان است که بعلل امنیتی و کتمان توان رزمی بر قلم نمی آورند. این اقلام تازه جدا از سرمایه گذاریهای تسلیحاتی است که آمریکائیها و فرانسویها جداگانه در امارات متحده عربی، کویت و عربستان سعودی انجام داده اند.

فروش این حجم از تسلیحات به عربستان سعودی را می توان از جنبه های متعدد مورد ارزیابی قرار داد. به اعتراف کارشناسان آمریکائی فروش چنین حجمی از اسلحه بیش از 80 هزار فرصتهای شغلی در آمریکا ایجاد خواهد کرد. در نتیجه آن نیروی خرید مردم افزایش یافته، رونق بازار داخلی در آمریکا تشدید شده و این امر می تواند با تاثیر گذاری بر روی شاخه های دیگری از تولید به وضعیت اقتصادی آمریکا سرو سامان دهد و طول عمر امپریالیست آمریکا را افزایش دهد تا وی بتواند بر بحران عمیق آمریکا با منتقل کردن بار آن بر دوش همه ممالک جهان مسلط شود. هم اکنون بدهکاری دولت آمریکا 1650 میلیارد دلار است یعنی 94 درصد قدرت اقتصادی آمریکا. در میان سالهای 2006 تا 2009 از حجم سرمایه گذاری در آمریکا به مقدار یک سوم کاسته شده است. آمار ماه سپتامبر وضعیت سیاهی از درجه اشتغال در آمریکا ترسیم می کند. بر تعداد بیکاران بیش از آنچه انتظار می رفت افزوده شده است. دولت چین و ترکیه اعلام کردند که برای مبادلات بازرگانی استفاده از دلار را ضروری ندانسته از تجارت با دلار صرفنظر خواهند کرد و این به آن مفهوم است که آنها برای کسب ارز خارجی ای بنام دلار تلاشی در بازار آزاد نخواهند کرد. فشار به دلار بی پشتوانه روز بروز در حال افزایش است و جنگ عراق و افغانستان آنرا هر روز از روز قبل بی ارزشتر می کند.

بهانه فروش چنین تسلیحاتی به عربستان سعودی را مطبوعات غرب و آمریکا خطر موهومی ایران عنوان می کنند و به مانورهای اخیر ایران در خلیج فارس استناد می نمایند. آنها به صراحت می گویند با افزایش قدرت دفاعی عربستان، برتری قدرت نظامی این کشور را نسبت به ایران تامین کرده ایم. البته پوچترین استدلالی که می توان برای توجیه چنین خریدهائی بکار برد همان ترس از ایران است. ایران فقط زمانی برای عربستان سعودی خطر بالفعلی محسوب می شود که آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کنند و منطقه را به خون و آتش بکشند. در شرایط عادی خطر نظامی از جانب ایران عربستان سعودی را تهدید نمی کند. دامن زدن به دشمنی ایرانی و عرب از جانب عمال سلطنت طلب و اسرائیلیها در ایران در خدمت ایجاد فضائی تشنج آمیز برای بهره برداری امپریالیستها در منطقه است. در همین سال گذشته امپریالیست فرانسه به بهانه لولوی ایران پایگاه های عظیم دریائی در ابوظبی مستقر ساخت و قراردادهای ساخت نیروگاههای اتمی را با امارات متحده عربی منعقد گردانید. تاریخ اما نشان داده است که این عربستان سعودی و کویت بودند که به یاری صدام حسین برای تجاوز به ایران آمدند و این عربستان سعودی بود که بهای نفتش را برای مبارزه با ایران تقلیل داد و باعث رونق اقتصادی ممالک امپریالیستی گردید. البته تنها نباید فروش تسلیحات را از جنبه اقتصادی بررسی کرد مهمترین جنبه آن بخش سیاسی است.

با افزایش قدرت نظامی عربستان سعودی آمریکا در حقیقت از نفت عربستان و قدرت سعودیها حمایت می کند که پشتوانه دلارهای آمریکائی است. هم اکنون نوسانات ارزی فشار سختی به سرمایه مالی در آمریکا وارد می آورد. بی اعتباری دلار که کاغذ پاره ای شده است به پشتوانه کالا نیاز دارد . این کالا در حال حاضر نفت عربستان سعودی است که مجبورند آنرا در بازار جهانی تنها به دلار بفروشند. این بدان معناست که ممالک نیازمند مواد فسیلی باید دلارهای بی پشتوانه آمریکا را با نفت معاوضه کنند. در عمل این نفت عربستان سعودی است که دلار را روی پای خود نگهداشته است. تازه امپریالیست آمریکا همین درآمد را از طریق فروش تسلیحات به بازرا مالی آمریکا بر میگرداند. با این کار امپریالیست آمریکا بار بحران داخلی خویش را بدوش عربستان سعودی انداخته و اندوخته های آنها را که از فروش نفت کسب شده مجددا به بازارهای آمریکائی سرازیر می کند.

عربستان سعودی یکی از مهره های مهم امپریالیست آمریکا در منطقه است که با یاری آنها القاعده و طالبان از طریق پاکستان در افغانستان علیه روسها تقویت می شدند و امروز نیز در منطقه در پشت جنگ پنهان شیعه و سنی قرار داشته و برای دامن زدن باین جنگ به سنی ها برای تفرقه در منطقه کمکهای فراوان مالی می کند. نقش عربستان سعودی در پاکستان، افغانستان، عراق، سوریه و لبنان و منطقه مخرب تر از نقش ایران است. تقویت عربستان سعودی با انگیزه مهار ایران صورت می گیرد زیرا دریای نفت عربستان سعودی در منطقه شیعه نشین این کشور قرار داشته و عربستان سعودی باید هر زمان آماده باشد تا نفوذ ایران را در این منطقه سرکوب کند. سیاستهای اخیر تجاوز کارانه عربستان سعودی در یمن و بمباران شیعیان یمن به بهانه های پوچ که خطری بالقوه برای رژیم سعودی بودند بیانگر آن است که این رژیم تا به چه حد به داشتن یک ارتش قدرتمند نیاز دارد.

ولی مهمترین جنبه ای که از دید همگان پنهان می ماند و بر آن به بهانه خطر ایران سرپوش گذارده می شود کنترل تمام ماشین نظامی عربستان سعودی توسط آمریکاست.

موشکهای پیشرفته، رادارهای پیشرفته، هواپیماهای پیشرفته، سامان نگهداری آنها و تامین تجهیزات لازم و وسایل یدکی همه در انحصار کارشناسان آمریکائی است. اگر بخاطر بیاورید همین اقدام خائنانه را شاه ایران با خرید تسلیحات آمریکا در ایران انجام داد و حق مصونیت ارتش آمریکا را در ایران برسمیت شناخت. وقتی انقلاب شد آمریکائیها بسیاری از دستگاههای مدرن الکترونیکی را که حضورشان را در ایران برای خویش خطری می دانستند با خود بهمراه بردند. آنها راداری را که در مرز شوروی مستقر ساخته بودند و جاسوسی می کردند با همدستی دولت بازرگان از ایران خارج کردند در حالیکه این اقدام به معنی نقض حاکمیت ملی ایران بود. اگر پول این رادار را دولت ایران داده بود که اینطور بود این کار امپریالیست آمریکا دزدی محسوب می شود. 50 هزار مستشار آمریکائی با پول ملت ایران تسلیحات آمریکائی را کنترل می کرد تا از آنها در زمان جنگ علیه روسها استفاده کرده و در زمان صلح عامل فشاری برای آنها باشد. ایران به پاس همین تسلیحات عظیم به نیمه مستعمره آمریکا بدل شده بود و نقش ژاندارم منطقه را در خدمت سیاست توسعه طلبانه و تجاوزکارانه آمریکا در منطقه بعهده گرفته و خلقهای منطقه را سرکوب می کرد.

عربستان سعودی دارای آن چنان کارشناسان آموزش دیده نیست تا بتواند چنین حجمی از تسلیحات را هدایت و نظارت کنند. ارتش عربستان سعودی عملا در دست امپریالیست آمریکاست و سعودیها هرگز نظارتی بجز یک نظارت صوری بر آنچه خریده اند ندارند. دولت سعودی با این کارش پای ده ها هزار نفر مستشار آمریکائی را برای اخلال در منطقه به عربستان باز کرده و دست آمریکائیها را در محاصره نطامی ایران باز می گذارد. در شرایط اضطراری ارتش آمریکا با تکیه به همین تسلیحات که با نام مستعار تسلیحات عربستان سعودی به منطقه آورده است به ایران حمله خواهد کرد. امپریالیست آمریکا منطقه را به انبار باروت بدل کرده و مسلما این همه تسلیحات را از نظر جنبه تزئینی به منطقه نیآورده است. آنها در اندیشه استفاده ازآن علیه جنبشها و ممالک منطقه هستند.

البته این سیاست آمریکا به مسابقه تسلیحاتی در منطقه منجر می شود. اسرائیل از هم اکنون خواهان هواپیماهای پیشرفته تر از آمریکاست تا در برابر خطر احتمالی و موهومی حمله نظامی عربستان سعودی به اسرائیل که در واقعا یک حمله تخیلی است مجهز باشد.

دولت آمریکا به اسرائیل اطمینان خاطر می دهد که با فروش این تسلیحات امنیت اسرائیل به خطر نمی افتد. آمریکا در این زمینه کاملا حق دارد چون سامانه هدایت هواپیماها و رایانه هائی که در آنها نصب شده است تحت کنترل کامل آمریکائی هاست. آنها می توانند از بلند شدن هواپیما در مواقع ضروری ممانعت کنند و یا آنها را از پائین هدایت نمایند. خلبانان عربستان سعودی اگر واقعا هم وجود داشته باشند که این دوره های نظامی و آموزشی را دیده باشند عملا آلت دست مستشاران آمریکائی هستند. آمریکا با فروش این همه تسلیحات با یک تیر چند هدف را زده است و عربستان سعودی درجه چاکرمنشی و وابستگی خویش را به آمریکا به نمایش گذارده است.

نشریه کلنر شتات آنسایگه درشماره 9 تا 10 اکتبر نوشت׃ "ایالات متحده آمریکا 20 هواپیمای شکاری ضد رادار" را به اسرائیل داده است. این قرار داد 75/2میلیاردها دلار ارزش دارد. هواپیماهای بسیار مدرن اف-35 که توسط شرکت لاکهید مارتین ساخته شده اند توسط رادار به سختی قابل ردیابی هستند و باید میان سالهای 2015 تا 2017 به اسرائیل تحویل داده شوند. اسرائیل مدعی است که به این هواپیماها برای مبارزه با برنامه اتمی ایران نیاز دارد. در حالیکه آمریکائیها سبیل روسها را چرب کرده اند تا قرارداد معتبر و رسمی و قانونی خودش را با ایران بی شرمانه نقض کند و نشان دهد که امضاءهای امپریالیستها فاقد ارزش است و در این دنیا فقط زور کاربرد دارد، خود میلیاردها دلار به اسرائیل سلاح می فروشد و وی را تا دندان مسلح می کند. تجربه نقض قرارداد رسمی و معتبر از طرف روسیه و تائید همه ممالک امپریالیستی از این عمل ضد قانونی به ما می آموزد که باید به روی پای خود بایستیم و هرگز اختیار غنی سازی اورانیوم و نیروگاه هسته ای بوشهر را در اختیار امپریالیستها قرار ندهیم، به حرفهای امپریالیستها اعتماد نکنیم و بدانیم که امپریالیستها دشمنان بشریت هستند و در پی غارت جهانند.

تنها ملتی که به نیروی خود در درجه اول تکیه کند از امکان پیشرفت و ترقی برخوردار است. و دولتی که به فرار مغزها دامن زند و بی مغزها را بر سر کار آورد آخر باید به نوکری اسرائیلیها و آمریکائیها رود و کفشهای کثیف آنها را واکس بزند. این خطرناکتر از تسلیحات عربستان سعودی است.

*****

بر گرفته ازتوفان شماره 128 آبان ماه 1389 نوامبر 2010، ارگان مرکزی حزب کارایران

صفحه توفان در شبکه جهانی اینترنت. www.toufan.org

نشانی پست الکترونیکی(ایمیل). toufan@toufan.org