۱۳۸۷ تیر ۲۶, چهارشنبه


اخراج کارگران بيمار "شتاب شيمي" قزوين
1387/04/2514:04
12 کارگر بيمار کارخانه شتاب سيمي قزوين که دچار بيماري‌هاي حاد شغلي شده بودند روز يکشنبه از کار اخراج شدند.
"عيد علي کريمي" فعال کارگري در قزوين با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: متاسفانه مسوولان اداره کار در اقدامي تعجب انگيز بجاي برخورد با مديريت شرکت، راي اخراج کارگران مذکور را صادر کردند.او گفت: کارگران با انتقاد از راي اداره کار، خواستار احقاق حقوق شغلي و بازگشت به کار خود شده‌اند.کريمي گفت: مسوولان با اتهام عدم رعايت بهداشت و ايمني محيط از سوي کارگران راي مذکور را صادر نمودند.

۱۳۸۷ تیر ۲۵, سه‌شنبه


یک هزار امضای فعالین عرصه های مختلف در اعتراض به حکم دادگاه تجدید نظر عابد توانچه

" اعتراض "
طیف گسترده ای از فعالین در ایران و خارج از کشور :


"حکم صادره از سوی دادگاه تجدید نظر برای عابد توانچه منصفانه نیست و با قوانین مصوب

حقوق بشر مغایر است !"


به نام انسان ، آزادی و برابری

در چند ماه گذشته شاهد وقایعی در خصوص سرکوب و بازداشت گسترده ی دانشجویان دانشگاه های مختلف ایران بوده ایم که به جرأت می توان گفت در سال های اخیر کم نظیر و بی سابقه بوده است . در پی اعلام برگزاری مراسم روز دانشجو در شانزده آذر و برگزاری آن در روز سیزدهم آذر سال هشتاد و شش ٬ از چندین روز پیش از برگزاری مراسم ، دستگیری دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب آغاز شد، به گونه ای که از ساعاتی پیش از لحظه یشروع تجمع در روز ۱۳ آذر مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران ، بیش از ۲۰ تن از دانشجویان چپ با شیوه های مختلف بازداشت شده بودند .اماموضوع به همین جا ختم نشد بلکه طی اقدامی بی سابقه ، پس از پایان تجمع نیز در محوطه ی دانشگاه اقدام به تعقیب و دستگیری تعدادی از دانشجویان کردند. بدین ترتیب بالغ بر پنجاه نفر از دانشجویان چپ دانشگاه های تهران ، مازندران، اهواز و شیراز ربوده و بازداشت شدند که اکثر دانشجویان بازداشتی در تهران در بند ۲۰۹ (بند اطلاعات) زندان اوین تحت بازجوئی قرار گرفتند . پس از گذشت مدت زمان طولانی بازداشت شدگان با تامین وثیقه های بسیار سنگین که تهیه و پرداخت آن از عهده ی خانواده های آنان خارج بود بطورمشروط رها شدند .سپس دادگاه هایی برای رسیدگی به اتهامات آنان برگزار و برای برخی ا حکام سنگینی تعیین کرده اند . در میان این دستگیر شدگان فرهاد حاجی میرزایی همچنان در بازداشت غیر قانونی به سر می برد و تا این لحظه از وضعیت او اطلاع دقیقی در دست نیست و برای او حتی وثیقه ی مشروط هم تعیین نشده است . عابد توانچه نخستین فرد از میان طیف گسترده ی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بود که دادگاه رسیدگی به پرونده ی او تشکیل شد و بدون حضور وی و یا وکیل حقوقی او و یا حتی ارائه ی دفاعیه ای از سوی او ٬ به هشت ماه حبس تعزیری محکوم گردید و در ادامه ی روند رسیدگی به پرونده اش ٬ دادگاه تجدید نظر نیز بدون دعوت از او و یا تشکیل دادگاه با حضور وکیل حقوقی پرونده و ارائه ی لایحه ی دفاع با حضور ایشان تائید نموده و عابد حداکثر ظرف ده روز آینده روانه ی زندان خواهد شد . شواهد حاکی از آن است که به زودی و طی برگزاری جلسه ای دادگاه مجدد حکم سی و دو ماه حبس تعزیری دیگری به اتهام توهین به رهبری و اغتشاش با تبانی قبلی به هشت ماه حبس تعزیری صادر شده کنونی او افزوده خواهد شد درحالیکه این پرونده کمترین ارتباطی به دستگیری او در سال هشتاد و شش ندارد چرا که اساساً بازداشت عابد و نگهداری او در بند سیصد و بیست و پنج زندان اوین که هرگز برای آن دادگاهی تشکیل نشد و از سوی دیگر علت آن اعتراضات دانشجویی دانشگاه پلی تکنینک تهران در سال هشتاد و پنج بوده است . با توجه به موارد فوق پرواضح است که در صورت زندانی شدن عابد ٬ دوران حبس طولانی تری با درنظرگیری فعالیتهای سابق او بدون هیچ گونه درنظر گیری مراحل قانونی وحق دفاع حضوری همراه با وکیل مدافع به وی ابلاغ و پرونده سازیهای بیشتر صورت خواهد گرفت.

ما جمعی از فعالین سیاسی ٬ دانشجویی ٬ کارگری ٬ حقوق بشر و زنان ٬ در ایران و خارج از کشور ضمن محکومیت گسترش برخورد پلیسی و قضایی با دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ، خواستار لغو فوری و بی قید و شرط حکم هشت ماه حبس تعزیری عابد توانچه می باشیم و اعلام می داریم که در صورت عدم تحقق این امر و عدم توقف اجرای حکم زندان برای عابد ٬ از تمام امکانات و توانایی های خود در جهت نیل به مقصود استفاده می نماییم .
2000713
علم الهدی امام جمعه مشهد، روز گذشته در خطبه های نماز این شهر افراد بی حجاب را از یک ماده منفجره و بمب خطرناک تر دانسته و گفت: ” بی حجاب یک جاسوس مزدور بی‌جیره مواجبی است که روز و شب برای آمریکا جاسوسی می‌کند.علم الهدی گفت: ” وقتی که حجاب و عفت در جامعه نباشد و زن بی‌حجاب ملعبه و منشا تحریکات هرزگی نسل جوان شود، فحشا در زندگی جوانان جولان می‌دهد و بهترین ابزار جدایی جامعه از دین فراهم خواهد شد.”علم‌الهدی افزود: “این مردم غیرت دارند و بی‌ناموس نیستند، آن که بی‌ناموس است راضی می‌شود زنش بی‌حجاب باشد و ملعبه شهوت‌رانی و هرزگی مردان …شود. عفت زن مسلمان خیلی قیمتی است، باید توجه داشت بی‌حجابی تنها گناه و فعل حرام نیست، امروز یک جنایت وحشتناک است. بی حجاب یک جاسوس مزدور بی‌جیره مواجبی است که روز و شب برای آمریکا جاسوسی می‌کند، بدون این که حقوقی بگیرد و ابزار دست استکبار شده تا سفره دین را از زیر پای جوانان جمع کند.”

وی خطاب به متولیان فرهنگی و نیروهای امنیتی گفت: “بی‌حجابی مساله کوچکی نیست که از کنار آن بگذریم. تمام مردم به عنوان مسلمان باید با آن برخورد کنند. بی حجاب با آن قیافه ناهنجارش از یک ماده منفجره و بمب خطرناک‌تر است.”

۱۳۸۷ تیر ۲۴, دوشنبه


خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان:

تایید حکم اعدام 3 فعال کُرد در دیوان عالی کشور
خلیل بهرامیان: به دادگاه لاهه شکایت می کنم
دیوان عالی کشور،حکم اعدام سه فعال کُرد به نامهای "فرزاد کمانگر"،علی حیدریان" و " فرهاد وکیلی" را که به "محاربه" متهم شده بودند،تایید کرد.
دیوان عالی کشور،حکم اعدام سه فعال کُرد به نامهای "فرزاد کمانگر"،علی حیدریان" و " فرهاد وکیلی" را که به "محاربه" متهم شده بودند،تایید کرد.پیشتر شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران،این سه تن را به اتهام "عضویت در یک حزب مخالف نظام" و "محاربه" به اعدام محکوم کرده بود و این حکم برغم اعتراضاتی که نسبت به صدور آن صورت گرفته بود،به تایید دیوان عالی کشور نیز رسیده است. "خلیل بهرامیان" وکیل مدافع این سه فعال محکوم به اعدام در گفتگویی با "خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان" گفت:"هر چند کتبا تایید این احکام به من ابلاغ نشده اما در مراجعه ای که به دادگاه انقلاب داشتم،شفاها آن را تایید کردند،به همین دلیل من هنوز از جزییات حکم جدید آگاهی کامل ندارم".آقای بهرامیان در پاسخ به اینکه برای ابطال این احکام چه اقدامی خواهید کرد،گفت" در مورد دادگاه بدوی، اصلاً دادگاهی تشکیل نشد. دادگاهی چند دقیقه ای که اصلاً فرصت دفاع ندادند؛من از تمام پتانسیل قانونی برای اعتراض استفاده خواهم کرد، اما اگر اینجا جواب قانع کننده ای مبنی بر تبرئه ایشان دریافت نکنم، به دادگاه لاهه شکایت خواهم کرد".در خاتمه، وکیل مدافع این سه فعال کُرد تاکید کرد" به نظر بنده این احکام، احکامی کاملاً امنیتی بوده و قوه قضائیه و دادگاه در صدور آنها دخالتی ندارند و از سوی ارگان های دیگر صادر می شوند".
فرزاد کمانگر پیشتر با بسیاری از نهادهای مدنی همکاری داشت و از گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در کامیاران بود.وی در زندان،با انتشار نامه ای به شرح شکنجه ها و آزارهایی پرداخته بود که در جریان بازجوییها بر او اعمال کرده بودند.
جمعه 21 تیر 1387
اعتصاب مجدد کارگران کارخانه لاستیک البرز
دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۷
به گزارش دسترنج، یکی از کارگران کارخانه لاستیک البرز گفت: با وجود آنکه از زمان آغاز دوباره اعتصاب آرام کارگران، مدیریت حقوق اردبیهشت ماه تعدادی از پرسنل را پرداخت کرده است اما هیچ کدام از کارگران حاضر به شکستن اعتصاب خود نشده‌اند.

روز گذشته کارگران لاستیک البرز اعلام کردند که به دلیل پرداخت نشدن مطالبات معوقه خود دست از کار خواهند کشید.

به گفته این کارگران کارفرما قول داده بود که از روز شنبه نسبت به پرداخت تدریجی مطالبات اردیبهشت ماه ۱۲۰۰ کارگر کارخانه لاسیتک البرز اقدام کند.

از زمان پایان گرفتن اعتصاب گسترده کارگران لاستیک البرز که به پرداخت بخشی از مطلبات معوقه این کارگران و تهیه مواد موادخام تولید منجر شد؛ کارفرما با تقسیم بندی کارکنان خود به ۹ گروه، مطالبات کارگران را بصورت تدریجی پرداخت می‌کند.

کارخانه لاستیک الیرز که ۱۲۰۰ کارگر دارد به دلیل پرداخت نشدن مطالبات کارگران و توقف تولید از زمستان گذشته به مدت چند ماه صحنه اعتصاب‌های کارگران بود.

سرانجام این اعتصاب‌ها که اواخر فروردین ماه به اوج خود رسیده بود با مداخله جنجالی عوامل انتظامی و دستگیری کوتاه مدت گروهی از کارگران پایان یافت.

به گفته کارگران با وجود بازار فروش مطلوب کارفرما و مدیریت خصوصی کارخانه هنوز انگیزه‌ای قوی برای تولید وجود ندارند زیرا به دلیل خرید نامنظم مواد خام بسیاری از ظرفیت‌های کارخانه دست نخورده باقی مانده است.
قوانین جدید تشدید سرکوب و اختناق در ایران
کانون نویسندگان ایران در تبعید
حکومت اسلامی ایران که عامل و بانی اصلی همه مشقات و دردها و رنج های جامعه ایران اعم از گرانی، بیکاری، عدم وجود حداقل آزادی های فردی، اجتماعی و سیاسی است، هر روزه طرح و پروژه جدیدی را نیز برای تشدید سرکوب و اختناق به مرحله اجرا می گذارد.
اما سران جهل و جنایت حکومت اسلامی ایران، به جای انجام وظایف خود در قبال مردم و حل مشکلات اقتصادی، همواره به دنبال تدوین قوانین غیرانسانی و تشدید سانسور و سرکوب هستند. پس از این که لایحه «طرح تشديد مجازات اخلال در امنيت روانی جامعه» در مجلس جانیان مورد بررسی قرار گرفت؛ ستادی ‏متشکل از فرماندهان نیروی انتظامی، بسیج، سپاه به همراه دیگر مسئولان قضایی موظف به شناسایی، ساماندهی مبارزه ‏با جرم و اجرای احکام تشکیل شده است.
در این طرح، برای دست اندرکاران وبلاگ ها با مضمون «ترویج الحاد» مجازات مرگ در نظر گرفته شده است. سران حکومت اسلامی و در راس همه علی خامنه ای، رهبر حکومت جهل و جنایت اسلامی که در جهان به عنوان دشمن درجه یک آزادی بیان شهرت دارد علاوه بر سرکوب اعتراضات بر حق زنان، دانشجویان، کارگران، تعطیلی روزنامه ها و زندانی کردن و تحت تعقیب قرار دادن روزنامه نویسان، اکنون برای وبلاگ نویسان نیز مجازات مرگ در نظر گرفته است، و با قوانین آزادی ستیز و ضد انسانی بار دیگر اوج وحشی گری حکومت شان را به نمایش می گذارند.
در کلیه جنبش ها و عرصه های اجتماعی از عرصه مطبوعات تا جنبش دانشجویی، جنبش زنان و جنبش کارگری سانسور و سرکوب با شدت بیش تر ادامه دارد. در این جا فقط به تازه ترین نمونه هایی از انبوه جنایات حکومت اسلامی اشاره می کنیم.
- «افشین شمس قهفرخی»، دبیر و عضو انجمن کاریکاتور اصفهان، یکی از فعالین کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری و عضو کميته دفاع از محمود صالحی، از سوی ماموران امنیتی حکومت اسلامی در اصفهان، به دليل فعاليت های کارگری و دفاع از حقوق کارگران در محل کار خود در شهرستان اليگودرز در تاريخ سيزده هم تير ماه 1387 دستگير و روانه زندان دستگرد اصفهان شد. در اين رابطه روز شنبه پانزدهم تير ماه، منزل پدر وی در اصفهان، مورد بازرسی قرار گرفته و کليه دست نوشته های وی که در رابطه با مسائل کارگری بود توسط مامورين اداره اطلاعات اصفهان جمع آوری شده است.
- صديق مينايی، روزنامه نگار و همکار هفته نامه توقيف شده ئاسو در پی مراجعه به شعبه چهارم بازپرسی دادگستری سنندج بازداشت شد. اتهامات مينايی، تبليغ عليه نظام و ارتباط با رسانه های ضد انقلاب و... عنوان گرديده است.
- 72 نفر از سینماگران سرشناس ایران، در نامه ای به رییس دیوان عدالت اداری حکومت اسلامی، خسارات ناشی از توقیف فیلم هایی که با مجوز وزارت ارشاد تولید شده را بسیار سنگین خوانده و خواستار رسیدگی به این موضوع شده اند. این سینماگران، در نامه خود به علی رازینی، نوشته‌ اند: «تعداد فیلم‌ هایی که پس از دریافت مجوز ساخت و نمایش، به بایگانی سپرده می‌ شوند، روز به روز بیش تر می ‌شود و متاسفانه نه تنها پیگیری‌های فرسایشی برای رفع این موانع سودی نمی ‌بخشد، گاه تنها نظر شخصی یک مدیر، باعث تباه‌ شدن همه زحماتی می ‌شود که سینماگران برای ساخت و ارایه اثر خویش کشیده ‌اند.»
- هانا عبدی، فعال حقوق زنان، دانشجوی 21 ساله دانشگاه پیام نور بیجار و از اعضای انجمن زنان آذرمهر کردستان كه از یازدهم مهر ماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در شهر سنندج بازداشت شده بود در يك حكم بی سابقه به 5 سال حبس محكوم شد. در این رابطه محمد شریف، وکیل هانا عبدی، این حکم به شدت غیرمتناسب نامیده است.
مامورین امنیتی حکومت اسلامی، در آستانه سالروز 18 تیر، شبیخون به کوی دانشگاه در تیر ماه 1378، نیروهای سرکوبگر خود را در دانشگاه ها و اطراف آن ها به منظور جلوگیری از اعتراضات دانشجویی مستقر کرده است. هم چنین این روزها مامورین اطلاعاتی حکومت اسلامی فعالین دانشجویی را تهدید و تعقیب و دستگیر می کنند.
- در پى اعتراضات دانشجويان دانشگاه تبريز نسبت به مسائل دانشجويان ستاره دار و اقدامات غيرقانونى حراست، 37 تن از دانشجويان به كميته انضباطى دانشگاه احضار شده اند.
- ماموران امنیتی حکومت اسلامی، دو تن دیگر از فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد مشهد با اسامی «سجاد رجبی» و «محمد میزبان» را بازداشت کردند. پیش از این نیز 3 دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد به اسامی «توحید دولتشناس»، «محمد زراعتی» و «فرزاد حسن زاده» از سوی ماموران امنیتی دستگیر شدند. - در تهران، «مهدی خدایی»، فعال دانشجویی دانشگاه آزاد شهر ری توسط ماموران امنیتی بازداشت شده است.
- دادگاه حکومت اسلامی، 4 تن از فعالین چپ جنبش دانشجویی به نام های انوشه آزاد فر، محمد پور عبدلله، نسیم سلطان بیگی و بیژن صباغ را احضار کرده است. نامبردگان در جریان مراسم روز دانشجو در آذر ماه سال گذشته بازداشت و پس از مدتی با قرار وثیقه آزاد شدند.
- عسگر اکبرزاده و حسین حسینی از فعالین دانشجویی آذربایجانی که در خرداد و تیر ماه سال جاری توسط ماموران امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات اردبیل منتقل شده بودند روز دوشنبه ۱۰ تیر به بند ۷ زندان مرکزی اردبیل انتقال یافتند.
- روز سيزدهم تير ماه 1387، حکم نهايی و قطعی هشت ماه حبس تعزيری عابد توانچه، از سوی دادگاه تجديد نظر تاييد شد. در هيچ يک از مراحل دادرسی و بررسی پرونده عابد توانچه به ايشان و وکيل حقوقی وی دکتر حاجی مشهدی امکان حضور و ارائه دفاع داده نشد و لايحه دفاع هم با اصرار و فشار وکيل پرونده از سوی دادگاه پذيرفته شد. تنها «جرم» عابد و همه دانشجویان دربند و تحت تعقیب دفاع از حقوق دانشجویان، مردم محروم و آزادی خواهی و برابری طلبی است.
- هنوز دو روز از تائيد حکم اعدام فرزاد کمانگر، معلم کرد، نگذشته بود که انور حسين پناهی نيز به اعدام محکوم شد. انور حسين پناهی، معلم اهل منطقه ليلاخ کردستان، پاييز سال گذشته به اتهام «محاربه» و «اقدام عليه امنيت ملی» بازداشت و روزانه بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر قروه شد. حسين پناهی، طی مدت بازداشت در اعتراض به شکنجه های اعمال شده به مدت 13 روز را در اعتصاب غذا به سر برد اکنون، به بازداشتگاه اطلاعات سنندج منتقل شده است.
- منصور اسانلو، رئيس هيئت مديره سنديكای كارگران شركت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه كه در تاريخ 6/3/1387 جهت جراحی چشم از زندان اوين به بيمارستان لبافی نژاد منتقل شده بود در تاريخ 28/3/1387 از بخش مراقبت های ويژه بيمارستان لبافی نژاد به بهداری زندان اوين منتقل شد.
هر گاه زنان، دانشجویان، کارگران و مردم آزادی خاوه و تحت ستم در مقابل عدم این همه یب حقوقی و ظلم و ستم و سرکوب دست به اعتراض و مقاومت می زنند از سوی نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی مورد هجوم، ضرب و شتم، دستگیری، زندان و اخراج قرار می گیرند. اکنون زندانی های حکومت اسلامی مملو از زندانیان سیاسی و یا کسانی به دلیل فقر و فلاکت اقتصادی دست به بزهکاری زده اند، است.
اکثریت مردم ایران، روزبروز فقیرتر می شوند و دستمزدهای ناچیز مزدبگیران نیز به موقع پرداخت نمی گردد. این در حالی است که براساس آمار، درآمد حکومت اسلامی ایران، فقط از منبع فروش نفت خام در سه سال گذشته رقمی در حدود 200 میلیارد دلار بوده است. اما سهم مردم از این درآمدهای کلان، جز فقر و سیه روزی و سرکوب چیز دیگری نبوده است.
کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، ضمن محکوم کردن آزار و اذیت، تعقیب، دستگیری، محاکمه و زندانی کردن فعالین جنبش زنان، دانشجویان، کارگران و هم چنین نویسندگان، هنرمندان، روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و...، مصرانه خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و آزادی بیان و تشکل است. هم چنین از تمامی تشکل های نویسندگان و روزنامه نگاران، سازمان ها و نهادها دمکراتیک و مدافع آزادی بیان و آزادی های فردی و اجتماعی، احزاب سیاسی انسان دوست و آزادی خواه در سطح بین المللی می خواهیم به هر شکل ممکن، برای آزادی همه زندانیان سیاسی، لغو هرگونه شکنجه و اعدام و آزادی بیان و تشکل در ایران، دست به مبارزه پیگیری بزنند.
کانون نویسندگان ایران (در تبعید) بیست و چهارم تیر 1387 - چهاردهم ژوئیه 2008
سگ زرد برادر شغال است

دولت اسرائیل یک دولت یهودی است. دولت ایران یک دولت اسلامی شیعه دوازده امامی است. هر دو این دولتها دول مذهبی اند و برای سایر اقلیتهای مذهبی تولید درد سر می کنند. قوانین اساسی در هر دو کشورها بر اساس تلمود و یا قرآن تدوین شده است و خرافات را برای تحمیق مردم و شستشوی مغزی آنها در قوانین کشور داخل کرده اند.
اسرائیل خود را یک دولت یهودی می داند، یعنی هویت خویش را بر اساس موازین دین یهود و باورهای به آن تعریف می کند. همین نوع تفسیر از دولت یعنی اینکه حقوق شهروندی که دستآورد بشریت در چندین قرن پیش بوده است زیر پا گذارده می شود و بازگشتی به قعر تاریخ است. دولت در ممالک دموکراتیک و پیشرفته و متمدن بورژوازی دولتی جدا از مذهب و بر اساس حقوق تعریف شده شهروندان در قانون اساسی عمل می کند. البته ناگفته پیداست دولت به مفهوم حکومت همواره محصول مبارزه آشتی ناپذیر طبقاتی بوده و در آینده نیز تا طبقات وجود دارند باقی خواهد ماند ولی قبول این اصل نباید ما را از تحلیل مشخص از شرایط مشخص دور کند و تفاوتهای مهم میان دولت ارتجاعی جمهوری اسلامی، اسرائیل یا دولت دموکرتیک سوئد و نروژ و... نبینیم.
امسال 60 سال از تاسیس دولت اسرائیل می گذرد. اسرائیل سر پل امپریالیست آمریکا در منطقه ثروتمند و مملو از منابع انرژی خاور میانه و نزدیک است. اسرائیل یک دولت نژاد پرست و فاشیستی است. دولتی است که در منطقه خاورمیانه به تفرقه افکنی، دسیسه چینی، تفنن، تخریب مشغول است. این دولت شاخکهای کسب خبر امپریالیسم در منطقه است. این کشور یهودیان جهان و بویژه منطقه را در درون خودش جمع کرده و با شستشوی مغزی آنها یک ظرفیت عظیم تجربی و فرهنگی جاسوسی پدید آورده است. دولت اسرائیل دولتی ضد دموکراتیک و ضد بشری است. همدستان اسرائیل در منطقه بویژه بخش بزرگی از ناسیونال شونیستها کرد مرتبا از دموکراتیک بودن اسرائیل سخن گفته و اسرائیل را تنها دولت دموکراتیک در منطقه تبلیغ می کنند. این ریاکاری و چاپلوسی بادمجان دورقابچینان ناسیونالیست کُرد برای پرده پوشی و توجیه همدستی آنها با صهیونیستها بر ضد خلقهای منطقه است. ملا مصطفی بارزانی افتخار می کرد که بر ضد اعراب با اسرائیل همدست است. هم اکنون جلال طالبانی و مسعود بارزانی و عبداﷲ مهتدی، حزب دموکرات کردستان ایران و نظایر آنها همه و همه با اسرائیل در منطقه همکاری دارند. دولت اسرائیل از دولت دست نشانده اکراد در شمال عراق حمایت همه جانبه می کند.
پیروان منصور حکمت سالها بعنوان بلندگوی موساد از سیاستهای اسرائیل در “ساختمان سوسیالیسم کیبوتسی“!؟؟؟ دفاع کردند و اعلام کردند که دولت اسرائیل را دموکرات دانسته و آنها را بر عربهای مسلمان ترجیح می دهند. این سیاست سیاست دستگاههای جاسوسی اسرائیل در همه جهان است تا اعمال ضد بشری و جنایتکارانه خویش را بر ضد خلقهای منطقه در لباس “دموکراتیک“ توجیه کند. یک دولت اشغالگر و آدمکش، نژاد پرست و وحشی خون آشام نمی تواند دموکرات باشد.
امروز در اثر مبارزه حزب کار ایران(توفان) دارودسته های اسرائیلی پیرو منصور حکمت آنچنان بی آبرو شده اند که جرات ندارند به صراحت از صهیونیستهای اسرائیلی دفاع کنند. آنها از سیاستهای اسرائیل در منطقه بر ضد جنبش آزادیبخش فلسطین و لبنان و افغانستان و عراق حمایت می کنند و حاضرند در پارکابی امپریالیست آمریکا به ایران حمله کنند. این همدستان سیاست اسرائیل از بمب اتمی اسرائیل که دنیا و منطقه را تهدید می کند و بمب اتمی واقعی است و تعداد آن بنا بر روایتی به 150 عدد می رسد سخنی نمی گویند ولی مرتب از بمب اتمی واهی آخوندها سخن رانده و حق مسلم ایران را در غنی سازی اورانیوم نفی می کنند. این عده حتی از جیمی کارتر آمریکائی که صدای اعتراضش به جنایتکاری اسرائیل بلند شده است عقب مانده ترند. این عده چه بخواهند و چه نخواهند، چه آگاه باشند و چه خودشان را علیرغم افشاءگریهای ما به نادانی بزنند سیاست صهیونیستها را در منطقه مورد تائید قرار می دهند. شعاردادن آنها علیه جمهوری جنایتکار اسلامی کوچکترین تغییری در ماهیت سیاست ارتجاعی و اسرائیل پسند آنها نمی دهد. حمایت از سیاست اسرائیل در منطقه اشکال مختلف دارد. از راست تا “چپ“ کشیده می شود. حزب ما این سیاستها را با تمام قوا افشاء می کند.
در اسرائیل در سالهای 1980 اقلیتی از یهودیان پیدا شدند که با این تعریف از کشور اسرائیل مخالف بودند. دولت اسرائیل در سال 1985 با تصویب اکثریت قاطع نمایندگان کِنِسِت(مجلس اسرائیل-توفان) در قانون اساسی آورده شد که به موجب آن هیچ حزبی که برنامه اش آشکارا با اصل “دولت یهود“ مباینت داشته باشد و یا پیشنهاد تغییر این اصل را از طرق دموکراتیک مطرح کند اجازه شرکت در انتخابات را ندارد. ما ایرانیها با همین پدیده طور دیگری آشنا هستیم. در ایران یک شورای نگهبان وجود دارد که وظیفه تشخیص این امر را بعهده گرفته است.
دولت اسرائیل خود “دولت یهود“ را رسما چنین بیان می کند. آقای اسرائیل شاهاک که یک اسرائیلی مترقی است از این تقلب دولت اسرائیل و رسانه های گروهی جهان پرده بر داشته و در کتاب خود بنام “تاریخ یهود آئین یهود“(نشر قطره در ایران) از این تعریف رسمی نام برده است. بر اساس این تعریف رسمی ، “اسرائیل منحصرا “متعلق“ به اشخاصی است که صرفنظر از محل زندگیشان، توسط مقامات اسرائیل به عنوان “یهودی“ شناخته شوند، ولاغیر. به عبارت دیگر اسرائیل به شهروندان غیر یهودی آن که رسما از نظر طبقه اجتماعی، شهروند درجه دو شناخته شده اند، تعلق ندارد، این عملا بدین معناست که اگر اعضاء یک قبیله پروئی به آئین یهود در آیند و بر این اساس یهودی محسوب شوند، بلافاصله شهروند اسرائیل شناخته خواهند شد و تقریبا از 70 درصد اراضی ساحل غربی(معادل 92 در صد مساحت کل اسرائیل) که رسما فقط به یهودیان اختصاص دارد، می توانند استفاده کنند. تمام غیر یهودیان(نه فقط فلسطینیها) از استفاده از اراضی ساحل غربی منع شده اند(این ممنوعیت شامل عربهای اسرائیلی که خدمت وظیفه خود را در ارتش اسرائیل گذرانده و به مدارج بالا رسیده اند نیز می گردد.) مورد پروئیهای جدید الخلقه در اراضی ساحل غربی نزدیک نابلس در سرزمینی که سکونت غیر یهودیان در آنجا رسما مستثنی شده بود، اسکان داده شدند. همه دولتهای اسرائیل حاضرند هر خطری از جمله خطر جنگ را بپذیرند تا اینکه این شهرکها که منحصرا از کسانی که خود را “یهودی“ می خوانند(و نه اسرائیلی آن گونه که اغلب رسانه های گروهی به دروغ ادعا می کنند) تشکیل شده است، صرفا تحت سلطه “یهود“ بماند.
...
در عین حال ضرورت فوری دیگری نیز برای ارائه یک تعریف رسمی از اینکه “چه کسی یهودی است و چه کسی یهودی نیست“ وجود دارد. دولت اسرائیل رسما در اغلب شئون زندگی به نفع یهودیان و به ضرر غیر یهودیان قایل به تبعیض می شود و من سه مورد از مهم ترین موارد این تبعیضها را ذکر می کنم: حق اقامت، حق کار، حق برابری در قبال قانون. تبعیض در اقامت مبتنی بر این واقعیت است که حدود 92 در صد از سرزمین اسرائیل متعلق به دولت است و توسط هیات زمین اسرائیل „Israel land Authority“ بر اساس مقررات وضع شده از سوی “صندوق ملی یهود“ “ewish National Fund(J.N.F.)“ وابسته به “سازمان صهیونیست جهانی“ “World Zionist Organization” اداره می شود. صندوق ملی یهود، حق اقامت، حق اقدام به هر نوع تجارت و غالبا حق کار را برای غیر یهودیان صرفا به خاطر آنکه یهودی نیستند، به رسمیت نمی شناسد. در صورتی که یهودیان مجاز به اقامت، تجارت و کار در هر نقطه اسرائیل می باشند. اگر چنین عمل تبعیض آمیزی علیه یهودیان در کشورهای دیگر انجام شود بیدرنگ و با توجیه مخصوص به خود به خود برچسب “یهود ستیزی“ خورده و بی تردید موجب بروز اعتراضات عمومی وسیع می گردد. همین تبعیض اگر در اسرائیل اعمال گردد، معمولا به عنوان بخشی از “ایدئولوژی یهود“ به راحتی نادیده گرفته شده و یا چنانچه ندرتا در جایی ذکر شود با یک عذر خواهی رفع و رجوع می گردد.
نپذیرفتن حق کار به معنای این است که غیر یهودیان در سرزمین های تحت مسئولیت هیات زمین اسرائیل، برابر مقررات صندوق ملی یهود، رسما حق کار کردن ندارند. بدون شک این مقررات همیشه یا، غالبا به اجراء در نمی آیند اما به هر حال وجود دارند. هر از گاهی اسرائیل از طریق مقامات دولتی خود دست به تلاشهای تبلیغاتی می زند مثلا وقتی که وزارت کشاورزی با جمع آوری میوه باغهای متعلق به یهودیان واقع در سرزمین ملی(یعنی سرزمینی که متعلق به دولت اسرائیل است) توسط کارگران عرب، حتی اگر این کارگران شهروند اسرائیل باشند، مخالفت می کند. اسرائیل همچنین یهودیان ساکن “سرزمین ملی“ را از اینکه بخشی از زمین خود را حتی برای مدتی کوتاه به اعراب اجاره دهند نیز اکیدا منع کرده و متخلفین را با جریمه های سنگین مجازات می کند، در حالی که برای غیر یهودیان مانعی ندارد که زمین خود را به یهودیان اجاره بدهند. در مورد خودم، این بدان معناست که من صرفا به خاطر یهودی بودنم حق دارم یک باغ میوه را برای برداشت محصول آن از یک یهودی دیگر اجاره کنم اما یک غیر یهودی اعم از اینکه شهروند اسرائیل باشد یا یک بیگانه مقیم، چنین حق ندارد.
شهروندان غیر یهودی اسرائیل در برابر قانون با دیگران یکسان نیستند. این تبعیض در بسیاری از قوانین اسرائیل که در آنها اصطلاحات “یهودی“ و “غیر یهودی“ معمولا به صورت واضح بیان نشده است، احتمالا به دلیل پرهیز از تداخل معنا، مثل قوانین خشک مربوط به مراجعت یهودیان، به چشم می خورد. بر طبق آن قانون، فقط اشخاصی که رسما “یهودی“ شناخته می شوند حق دارند به طور اتوماتیک وارد اسرائیل شده و در آن ساکن شوند. این عده به راحتی “گواهینامه مهاجرت“ دریافت می کنند. این گواهینامه حق شهروندی اسرائیل را در همان بدو ورود، به صرف مراجعت به وطن مادری به همراه حق برخورداری از مزایای مالی متعدد به آنان اعطا می کند که تا حدی با قوانین کشورشان متفاوت است. یهودیانی که از ایالتهای شوروی سابق به اسرائیل مهاجرت کنند، مبلغی بیش از بیست هزار دلار به ازای هر خانواده به عنوان “حق جذب“ دریافت می نمایند. کلیه یهودیانی که به اسرائیل مهاجرت کنند، طبق این قانون، بلافاصله از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در کنست برخوردار می شوند، حتی اگر یک کلمه هم زبان عبری ندانند“.
کار ایدئولوژی ارتجاعی و نژادپرستانه صهیونیستی به اینجا ختم نمی شود. رسانه های غرب همراه با همدستان ایرانی خودشان در مورد صهیونیسم تنها به دروغ متوسل می شوند دارودسته های همفکر منصور حکمت در دفاع از صهوینیسم معتقدند که نباید صفت صهیونیست رادر مورد اسرائیل بکار برد زیرا گویا این واژه ایست که “اسلامیستها“ در مورد اسرائیل بکار می برند. این دروغگوها به فریب مردم اشغال دارند زیرا که صهیونیستهای اسرائیلی از اینکه خودشان را صهیونیست بنامند ابائی ندارند.
“اسرائیل در میان شهروندان یهودی خود ایدئولوژی انحصارگرای سر زمین بازخرید شده را تبلیغ می کند. هدف رسمی اسرائیل از کم جلوه دادن تعداد شهروندان غیر یهودی در این ایدئولوژی، که در برنامه درسی کودکان مدارس هم گنجانیده شده به وضوح قابل مشاهده است. آنان فکر کرده بودند که این ایدئولوژی در سراسر اسرائیل یا در آنچه پس از 1967 به عنوان سرزمین اسرائیل خوانده می شود قابل اعمال است. بر اساس این ایدئولوژی، سرزمین بازخرید شده، سرزمینی است که از مالکیت غیر یهودی به مالکیت یهودی در آمده است. این مالکیت می تواند خصوصی، متعلق به صندوق ملی یهود و یا دولت اسرائیل باشد. برعکس، سرزمینی که متعلق به غیریهودیان است، “غیر باز خرید شده“ تلقی می شود. بدین ترتیب اگر یک یهودی مرتکب زشت ترین جرائم ممکن گردد، کافی است که یک قطعه زمین از یک غیر یهودی متدین بخرد، تا از این طریق سرزمین “غیر باز خرید شده“ تبدیل به “باز خرید شده“ شود. با تمام اینها اگر یک غیر یهودی متدین از بدترین یهودی زمینی را بخرد، زمین کاملا بازخرید شده قبلی مجددا تبدیل به “غیر باز خرید شده“ می گردد. نتیجه منطقی چنین ایدئولوژیی، “اخراج“ یا به قول آنها “انتقال“ همه غیر یهودیان از آن ناحیه از زمینی است که باید “باز خرید“ شود. بنابراین مدینه فاضله “ایدئولوژی یهود“ مورد قبول دولت اسرائیل، زمینی است که کاملا “باز خرید“ شده و هیچ قسمت از آن مدیون غیر یهودیان یا ساخته و پرداخته آنان نباشد.. ..
به همین ترتیب ایجاد کیبوتص ها که به عنوان تلاشی در جهت ایجاد یک مدینه فاضله مورد تحسین قرار گرفت، در واقع یک مدینه فاضله انحصارگرا بوده و هست، اینها حتی اگر متشکل از منکرین خدا باشند، اصولا با پذیرش اعراب مخالف بوده و خواستار آنند که اعضای بالقوه را از میان سایر ملیتها انتخاب کرده و ابتداء آنان را به آئین یهود در آورند. لذا تعجبی ندارد اگر فرزندان کیبوتص را نظامی ترین فرقه جامعه یهودیان اسرائیل بخوانیم.“
وقتی ما از آبادیهای یهودی نشین سخن می رانیم. آبادیهائی هستند که در آنها نه شهروندان اسرائیلی که می توانند غیر یهود باشند بلکه یهودیانی زندگی می کنند که به سرزمینهای باز خرید شده دست یافته اند. اسرائیلیهای درجه دوم حق زندگی در این آبادی نشینها را ندارند. دولت فاشیستی و صهیونیستی اسرائیل یک رژیم نکبتبار را در منطقه خاور میانه علم کرده است. ملل منطقه هرگز به بقاء صهیونیسم در خاور میانه تن نخواهند داد همانگونه که ملتهای جهان کمر نازیهای نزاد پرست را شکستند کمر صهیونیسم نژادپرست را نیز خواهند شکست.
البته در این باب می توان صفحات فراوانی را پر کرد ولی همین چند نمونه نشان می دهد که دولت اسرائیل یک دولت دموکراتیک آنگونه که پیروان منصور حکمت و رسانه های امپریالیستی قصد دارند بخورد ما دهند نیست. این رژیم دیکتاتوری فاشیستی یهودی است و با آدمخواران باید مبارزه بی امان کرد.
*****
بر گرفته ازتوفان شماره 100 تیر ماه 1387 ارگان مرکزی حزب کارایران
www.toufan.org
toufan@toufan.org

۱۳۸۷ تیر ۲۱, جمعه



نیشکر هفت تپه به وزرات صنایع منتقل شد
1387/04/1918:41
روز گذشته از طریق تلویزیون محلی و توزیع بخشنامه در محل کارخانه اعلام شد که مسئولیت اداره این کارخانه از وزارت جهاد کشاورزی به وزارت صنایع و معادن منتقل شده است.
در پی آغاز دوباره ناآرامی های کارگری نیشکر هفت تپه، روز گذشته از طریق تلویزیون محلی و توزیع بخشنامه در محل کارخانه اعلام شد که مسئولیت اداره این کارخانه از وزارت جهاد کشاورزی به وزارت صنایع و معادن منتقل شده است.
به گزارش دسترنج، فعالان کارگری می گویند به دنبال انتشار این خبر از کارگران ناراضی خواسته شده که به اعتراض های خود پایان دهند و تا روز شنبه منتظر بمانند.
به گفته این منابع، روز گذشته در پی انتشار اطلاعیه ای مبنی بر فروش مزایده ای هزار هکتار از مزارع کارخانه نیشکر هفت تپه، کارگران این کارخانه تجمعات اعتراضی خود را از سر گرفتند و با بیرون کردن پرسنل اداری، در مقابل کارخانه متحصن شدند.
گفته می شود هدف مدیران کارخانه از فروش زمین های زراعی، تامین اعتبار برای پرداخت مطالبات معوقه نزدیک به ۳۰۰۰ کارگر است.
کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه که تعداد آنها بالغ بر سه هزار نفر است، در چند ماه اخیر به دلیل دریافت نکردن مطالبات خود چندین بار دست به اعتصاب زده اند.
در همین رابطه آیت نیافر، از اعضای کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری که در یک ماه اخیر به واسطه عضویت در کمیسیون حمایت از کارگران نیشکر هفت تپه با این کارگران و نمایندگان آنها در سندیکاهای مورد تایید آنها در ارتباط است، گفت: کارگران هفت تپه قربانی بازار آشفته شکر شده اند.
اشاره این فعال کارگری به واردات و قاچاق بی رویه شکر خام در چند سال اخیر است که علاوه بر تعطیلی کارخانجات باعث بیکار شدن هزاران هزار کارگر نیز شده است.
به گفته نیافر در این شرایط کارگران حق دارند که نسبت به فروخته شدن زمین های کارخانه معترض باشند. زیرا زمین به عنوان بخشی از ابزار کار آنها است که بدون آن کاری برای امرار معاش کارگران وجود نخواهد داشت.
اطلاعيه سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:
يک سال از دستگيری و زندانی بودن منصور اسالو گذشت منصور اسالو رئيس هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد در تاريخ 1386/4/19 هنگامی که قصد عزيمت به منزل را داشت توسط مامورين لباس شخصی در خيابان جانبازان غربی دستگير شد ، با پيگيری خانواده و اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد بعد از چند روز بی خبری از مکان بازداشت وی سخنگوی قوه قضائيه در يک جلسه مطبوعاتی اعلام کرد که ايشان در زندان اوين می باشد . از اين اتفاق يکسال می گذرد و با وجود پيگيری های مستمر خانواده و وکلا آقای اسالو با وجود بيماريهای قلبی و چشم کماکان در زندان به سر می برند . سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه احضار و تفهيم اتهام آقای منصور اسالو بدون حضور وکيل و دستگيری آقای غلامرضا غلامحسينی را محکوم و خواستار آزادی نامبرگان می باشد و از همه نهادهای کارگری به خصوص فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل ، کنفدراسيون بين المللی کارگران آزاد و سازمان جهانی کار می خواهد کميته ای حقيقت ياب را در راستای پيگيری پرونده ايشان ، به رسميت شناختن سنديکای کارگران شرکت واحد و بازگشت به کار کارگران اخراجی سنديکا مامور نمايد تا شاهد به رسميت شناختن سنديکای کارگران شرکت واحد ،بازگشت به کار کارگران اخراجی سنديکا و آزادی کارگران زندانی که به خاطر دفاع از حقوق کارگران در زندان به سر می برند با شيم . با اميد به گسترش صلح و عدالت در همه جهان
سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه 1387/4/19

۱۳۸۷ تیر ۱۹, چهارشنبه


موج گسترده بازداشت دانشجویان در مشهد در سالگرد ۱۸ تیر

: بازداشت آرشیان، صابری، قلی زاده، عرب و قدسی
سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷

خبرنامه امیرکبیر: با بازداشت شب گذشته هم زمان ۵ دانشجوی دیگر در مشهد موج گسترده ای از بازداشت دانشجویان در آستانه سالگرد ۱۸ تیر آغاز شد. شب گذشته اشکان آرشیان، علی صابری، رضا عرب، مهدی قدسی و علی قلی زداه با یورش نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر علی قلی زاده، عضو انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود، علی صابری، عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، رضا عرب، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه مازندران، مهدی قدسی و اشکان آرشیان، عضو انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد، همگی عضو کمیته دانشجویی پیگیری بازداشت های خودسرانه در مشهد بودند و با این کمیته همکاری داشتند. این کمیته برای پیگیری وضعیت ۵ دانشجویی که هفته گذشته در مشهد بازداشت شده بودند، تشکیل شده بود.

از وضعیت ۵ دانشجویی که هفته گذشته بازداشت شدند هیچ اطلاعی در دست نیست. توحید دولتشناس، محمد زراعتی، فرزاد حسن زاده، سجاد رجبی و محمد میزبان دانشجویانی هستند که طی روزهای پیشین در مشهد بازداشت شده بودند.

وضعیت و محل نگهداری ۵ دانشجویی که شب گذشته بازداشت شدند نامشخص است و خانواده های آن ها در نگرانی به سر می برند. نیروهای امنیتی هم زمان با بازداشت این دانشجویان، با تفتیش منزل برخی از آنان وسایل شخصی این دانشجویان را ضبط کرده اند.

طی یک هفته اخیر ۱۰ دانشجو در مشهد بازداشت شده اند. در تهران نیز طی روزهای گذشته ۳ دانشجو بازداشت شدند. مجید اسدی، دانشجوی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، مهدی خدایی و سلمان سیما، از فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد، دانشجویانی هستند که طی هفته جاری در تهران بازداشت شده اند.

لازم به ذکر است علی صابری سال گذشته در همین ایام در جریان غائله نشریات موهن دانشگاه امیرکبیر بازداشت شد و نزدیک به ۴۰ روز را در بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرد.

[1]

علی نیکونسبتی، مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت، ضمن تایید خبر بازداشت ۵ دانشجو در مشهد، نسبت به بازداشت دانشجویان در روزهای اخیر اعتراض کرد.

نیکونسبتی در مصاحبه با خبرنامه امیرکبیر گفت: “بامداد امروز ۵ دانشجوبه نام های علی قلی زاده، علی صابری، اشکان آرشیان، مهدی قدسی و رضا عرب از فعالین دانشجویی در مشهد بازداشت شدند. این دانشجویان با تشکیل کمیته ای پیگیر آزادی سه دانشجوی شهر مشهد بودند که در روزهای اخیر دستگیر شده اند.”

مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت ضمن اعتراض شدید به دستگیری این دانشجویان افزود: “متاسفانه به نظر می سد مسئولان تنها به حذف منتقدان به هر شیوه ممکن می اندیشند و تنها به فکر ایجاد رعب و وحشت در میان دانشجویان هستند که خوشبختانه تا کنون با مقاومت دانشجویان بی اثر شده است و این بار نیز به نتیجه نمی رسد.”
کارگران نیشکرهفت تپه میرزمند و دلیرانه میرزمند
تشکیل سندیکای مستقل یک گام به پیش
اعتصاب شکوهمند کارگران نیشکر هفت تپه همچنان ادامه دارد. بیش از چهل و چهار روز ایستادگی و مقاومت درمقابل مزدوران رژیم تحسین برانگیز است. اقدامات ضدکارگری سازمان اطلاعات رژیم و گروههای رنگارنگ شبه فاشیستی و حراستی نتوانسته خللی درعزم و اراده کارگران برای تحقق خواسته هایشان وارد سازد. کارگران هفت تپه برای ادامه و تداوم مبارزاتشان سرانجام با حضور بیش از 2000 نفر نخستین هئیت موسس سندیکای مستقل را انتخاب و تولد این تشکل را به اطلاع عموم رساندند. تشکیل سندیکای مستقل کارگران هفت تپه یک گام مهم بی پیش است. هر پیشروی ولو کوچک و عقب راندن سرمایه داران و حامی آنها رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی، یک پیروزی برای کارگران است و به آنها اعتماد بنفس میدهد. تجمع بیش از 1000 نفر ازکارگران در روز پنجشنبه 30 خرداد درمقابل دفتر حراست و خواست برکناری زیودار رئیس حراست یکی از عوامل مزدور وزارت اطلاعات درنیشکر هفت تپه و جامه عمل پوشاندن به این خواست یک پیروزی برای کارگران بود. برکناری یکی از منفورترین عناصر رژیم که در دستگیری، سرکوب، جاسوسی، پرونده سازی وضرب وشتم و ارعاب کارگران نقش مستقیم و مهمی داشته است یک پیروزی برای کارگران است. این تظاهرات که همراه با خانواده های کارگران صورت گرفت با شعارهایی نظیر " حقوق ماهیانه حق مسلم ماست، معیشت و زندگی حق مسلم ماست، کارگر میمیرد ذلت نمی پذیرد، زیودار مزدور از شرکت اخراج باید گردد، شفیعی حیا کن هفت تپه را رها کن ، خشم و نفرت خود رانسبت به مزدوران رژیم که جان کارگران را به لب رسانده اند،ابراز داشتند. کارگران با فریاد خواسته های خود، حق داشتن سندیکای مستقل و به رسمیت شناختن ان، پرداخت حقوق معوقه 3 ماه اخیر، پایان دادن به پرونده سازیها و احضار فعالین کارگری به به دادگاه ضد انقلاب، برکناری مدیر عامل شرکت یعقوب شفیعی و همچنین اعضای هئیت مدیره این شرکت....برادامه اعتراضات گسترده تری درروزهای آینده تاکید ورزیدند.پیکار قهرمانانه کارگران هفت تپه باردیگر نشان میدهد که مردم ایران و درراس آن طبقه کارگر، با همه ددمنشی های نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی مرعوب شدنی نیست. کارگران نیشکر هفت تپه میرزمند و دلیرانه میرزمند. بویژه درشرایطی که هیولای بیکاری و گرانی، حبس و شکنجه وگرسنه ماندن زن وفرزند درانتظار اعتصاب گران است اقدام به اعتصاب آنهم بیش از 44 روز، عمل قهرمانانه و قابل تحسین است. نتیجه اقتصادی اعتصاب کارگران هفت تپه هرچه باشد از لحاظ سیاسی برای رشد آگاهی و تشکل کارگران- نه فقط کارگران- بلکه همه مردم ایران نتایج عظیم ببار خواهد آورد. همانطور که مارکس می گوید" پرولتاریا بیش ازنان به همت خویش، به اعتماد برنفس خویش، به سربلندی و استقلال فکری خویش، نیازمند است" واین خصوصیات، طبقه کارگر را به مبارزات قاطع تر و پیروزیهای عظیم تر رهنمون خواهد شد. رشد جنبش کارگری که ما در طول سالهای اخیر شاهد آنیم نیروی بیسابقه ای بمبارزات مردم بر ضد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی خواهد بخشید و رهبری ظفر بخش آنها را تامین خواهد کرد.حزب ما به کارگران هفت تپه درود میفرستد و ازمبارزاتشان عمیقا پشتیبانی میکند و همه دانشجویا ن، تشکلات کارگری، روشنفکران و اقشار تحت ستم جامعه را به حمایت و همبستگی با کارگران نیشکر هفت تپه فرامی خواند. اعلام پشتیبانی و همبستگی طیف گسترده ای از دانشجویان دانشگاههای ایران و تشکلات کارگری ازجمله سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با کارگران هفت تپه و پیام شادباش بمناسبت تشکیل سندیکای مستقل دلگرم کننده کارگران و تقویت کننده سنگر اتحاد و ایستادگی درمقابل ارتجاع سیاه ضد مردمی است. چاره رنجبران وحدت و تشکیلات است. تنها ازاین طریق است که سرانجام می توان بر استثمارگران غلیه کرد.پیروز باد مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه!
نقل از توفان الکترونیکی شماره 23ارگان الکترونیکی حزب کارایران تیرماه 1387

۱۳۸۷ تیر ۱۸, سه‌شنبه



پخت نان با دستمزد ماهيانه 110 هزار توماني
1387/04/1712:18
رييس انجمن صنفي كارگران خباز سنندج با اشاره به مشكلات فراوان كارگران خباز اين استان، دريافتي ماهانه اين كارگران را تنها 110 هزار تومان عنوان‌ كرد.
خسرو نگهدار در گفت‌وگو با ايسنا در مورد مشكلات كارگران خباز اين استان گفت: اين كارگران در مجموع حقوق، مزايا، حق مسكن و ... ماهانه نصف مزد مصوب شوراي عالي كار يعني 110 هزار تومان دريافت مي‌كنند و هر چند در مورد اين موضوع، كارگران خباز بارها شكاياتي به سازمان كار استان خود كرده‌اند اما متاسفانه هنوز در اين مورد جوابي دريافت نكرده‌اند.وي ادامه‌ داد: بعد از افزايش ناچيز حقوق اين كارگران در سال 85 ديگر افزايش حقوقي نبوده و حتي افزايش مزد سال 87 نيز براي اين كارگران اصلا در نظر گرفته نشده و به‌همين دليل نيز از ابتداي سال جاري طي مكاتباتي با مسوولان ذي‌ربط درخواست‌هاي صنفي خود را اين كارگران مطرح كرده‌اند اما همچنان نتيجه‌اي نداده ‌است.نگهدار با اشاره به كوتاهي‌كردن مسوولان استانداري و فرمانداري در رفع مشكلات كارگران خباز سنندج اضافه ‌كرد: سازمان كار استان نيز به‌دليل اينكه افزايش مزد كارگران خباز را منوط به افزايش قيمت نان مي‌داند، بنابراين در اين زمينه هيچ اقدامي نكرده‌ است.وي با اشاره به نبود نظارت سازمان تامين اجتماعي بر فعاليت واحدهاي نانوايي بيان ‌كرد: كارگران خباز كه مقابل تنور كار مي‌كنند هنوز بيمه نيستند و از سويي ديگر تشكلات آن‌ها نيز هيچ جايگاه قانوني در سياست‌هاي كلي ندارند كه مسائل و مشكلات آن‌ها را مطرح كنند.رييس انجمن صنفي كارگران خباز سنندج در مورد صنعتي‌شدن نان نيز متذكرشد: با اين اقدام، حدود دو هزار كارگر خباز بيكار خواهند شد ولي با وجود اين با 100 ميليون توماني كه طي لايحه‌اي توسط مجلس براي يارانه در اين كار تصويب كرده‌اند با اين اتفاق، كارگران خباز 10 ساله مي‌توانند بازخريد شوند.

معدنچيان ذغال سنگ طبس حقوق نگرفته‌اند
1387/04/1714:58
1200 معدنچي ذغال طبس حقوق ماه گذشته خود را دريافت نکرده‌اند. اين معدنچيان بيش از 3 ماه است که با تاخير حقوق خود را دريافت مي‌دارند.
"غلامرضا محمدي" فعال کارگري در طبس با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: عدم حمل ذغال شسته شده توليدي توسط راه آهن طبس به ذوب آهن اصفهان و مشکلات مالي، از دلايل عدم پرداخت معدنچيان طبس عنوان شده است.او گفت: ميلياردها تومان ذغال توليدي در معدن ذغال سنگ طبس توليد و انباشت شده، اما به فروش نرفته است.

بشکنی ای قلم، گر بپیچی از خدمت محرومان، سر»

ا. م. شیزلی


داغی که حزب بلشویک‌ها، بویژه در دوره رهبری استالین به سینه زمینداران و مالکان، سرمایه داران، غاصبان و دزدان دارائی‌های مردم و ثروت‌های ملی کشید، نه تاریخ و بشریت ترقیخواه فراموش خواهد کرد و نه همان داغدیدگان و فریب خوردگان آن‌ها. این واقعیتی است مطلق و انکار ناپذیر! و همین واقعیت مطلق بود که، ارتجاع استعماری و امپریالیستی، فاشیسم و کهنه پرستان را در انتقام گیری مصمم ساخت.

بالاخره، این داغدیدگان با توسل به تمام ابزار و امکانات خویش توانستند، شوراها را شهید کرده، حاکمیت الیگارشی – جنائی را بر سر کار آورند و در مزار شوراها، فاتحانه برقصند و "پیروزی" خویش را "جشن" بگیرند. تازه، به این هم بسنده نکردند و بطور منظم و مرتب، به هر بهانه و مستمسکی دامنه تبلیغات ضد بشری خود را چنان گسترش دادند که امروز، بسیاری از وازدگان و سست عنصران بریده را تحت تأثیر خویش گرفتند. عدول از سوسیالیسم علمی و پیروی از ایدئولوژی و مشی سرمایه داری را که با اضافه کردن کلمات، «نو»، «مدرن»، «دموکرات» و امثالهم به سوسیالیسم، تحت پوشش قرار دادند، نمونه مشخص آن می باشد. این دوستان نمی گویند که، از کی تا حالا سوسیالیسم کهنه شده است که امروز بدنبال «نو» و «مدرن» آن هستند. کجای سوسیالیسم با دموکراسی و آزادی‌های انسان در تعارض بود که، حالا دنبال دموکراتیک آن می گردند. نه دوستان! آن‌چه کهنه و پوسیده شده است، نظام سرمایه داری مبتنی بر مالکیت خصوصی و استثمار فرد از فرد، می باشد. این استعمار در شکل کهنه و نو آن است که، با آزادی و دموکراسی برای جامعه انسانی مخالف است.

دیروز اگر حدس و گمان بود، امروز واقعیت آشکاری است که سوسیالیسم کشی، با استالین کشی آغاز شد. چرا که سوسیالیسم تحت رهبری استالین ساخته شد و شرایط مساوی برای رشد و شکوفائی توان و استعداد انسان‌ها، برای کار و اسکان همگانی بوجود آورد. تأثیر دستاوردهای شگفت انگیز سوسیالیسم در عمر کوتاه خود بر افکار و اندیشه بشریت، چنان عمیق و عظیم است که هیچ انسان منصف و بی غرضی نمی تواند حقانیت آن را انکار نماید.

آری این سوسیالیسم بود که تنها ١٢ سال پس از پیروزی انقلاب کبیر اکتبر و ٤ سال پس از پایان جنگ داخلی تحت حمایت کشورهای امپریالیست‌های استعمارگر، توانست به معضل بیکاری در جامعه که هیچ نظام اجتماعی- اقتصادی علیرغم ادعاهای دهن پرکن خود، تا کنون به حل آن موفق نشده است، نقطه پایان گذارد که این خود، قبل از هر چیزی، یک معجزه بود. سوسیالیسم ساخته شده تحت رهبری استالین بود که توانست بشریت را از طاعون فاشیسم، هر چند برای مدت چند دهه، آزاد سازد. همین سوسیالیسم تحت رهبری استالین بود که توانست یک جامعه نیمه فئودالی – نیمه سرمایه داری را در طول کمی بیش از دو دهه به یک کشور پیشرفته صنعتی و به یکی از دو قدرت جهانی تبدیل کند. در طول یک دهه، در دوره صنعتی کردن، ٩٠٠٠ واحد تولیدی- صنعتی عظیم در کشور شوراها احداث شد و این کشور به یک کشور هسته ای تبدیل گردید که، امروز، با بر سر کار آمدن الیگارشی جنایتکار، اکثریت آن‌ها تخریب و بسیاری از جمهوری‌های شوروی به مستعمرات مفلوکی تبدیل گردیده، به عرضه کننده مواد خام صنایع امپریالیسم و مصرف کننده کالاهای مصرفی بنجل سرمایه داری شده اند. در جامعه سوسیالیستی، سالانه ده‌ها اختراع و اکتشاف علمی و صنعتی به ثبت می رسید، ریشه بیسوادی، مفاسد اجتماعی مثل اعتیاد و فحشا خشکانیده شد، فضای کیهانی برای اولین بار در تاریخ بشری، تسخیر گردید و ... که این همه، در سایه رهبری استالین حاصل آمد. خوب، در چنین شرایطی، بسیار طبیعی بود که استثمارگران دشمن بشریت، مروجان فـقر و بدبختی در جوامع انسانی، تاراجگران دارائی‌های مردم و ثروت‌های ملی، سرکردگان استعمار و ارتجاع و مبلغان آن‌ها، در مقابل دستاوردها و پیشرفت‌های معجزه آسای سوسیالیسم و گسترش جذابیت آن در میان طبقات کار و زحمت جهان، با توسل به انواع سالوسی‌ها و ریاکاری‌ها، حقانیت سوسیالیسم را تخطئه نموده و علیرغم گذشت قریب دو دهه از تخریب جوامع مبتنی بر عدالت اجتماعی، که به فاجعه همه بشریت فراروئید، کماکان تبلیغات زهرآگین خویش را متوجه سوسیالیسم و استالین نمایند که، این ناشی از ایدئولوژی و منافع طبقاتی آنهاست. پس، چنین هم کردند و این حق آن‌ها بود. زیرا، سوسیالیسم و استالین، مالکیت و منافع غارتگران و دزدان ثروت‌های مردم را هدف حملات خود قرار داده بود. تا این‌جا، باکی نیست ولی، «باکم از ترکان تیرانداز نیست – طعنه تیرآورانم می کشد». بلی، داغدیدگان حق دارند. من ایرادی به آن‌ها ندارم. چون منافع طبقاتی آنان چنین حکم می کند. بلکه، طرف صحبت من، آن پس زده‌ها، وازدگانی از جریان‌های چپ و "دموکرات‌های" تازه به دوران رسیده است که سرمایه داری را از نو یافته و تحت تأثیر تبلیغات کین توزانه امپریالیسم، بدون هیچ گونه تحقیق و بررسی مستقل، با استناد به داده‌های ارتجاع امپریالیستی و استعماری، در فحاشی به سوسیالیسم و استالین، گوی سبقت از ایادی و عوامل امپریالیسم ربوده اند، می باشند. آن‌ها چنان در منجلاب "دموکراسی" و "حقوق بشر" امپریالیستی گرفتار آمده اند که، پیوندی در میان آغاز و انتهای کلام خویش نمی‌دهند.

من براین باور نیستم که تمام واقعیت‌ها و نائلیت‌های سوسیالیسم را در یک مقاله خواهم گفت و هدف این نوشته هم آن نیست. بلکه، یقین دارم که کار بررسی و تحقیق پیرامون تخریب کشورهای سوسیالیستی، شهید کردن شوراها و تحت استعمار درآوردن آن‌ها، کاری است بس عظیم و نیازمند همکاری و همیاری جمعی. من با مشاهده بعضی موضع گیری‌های خصمانه که در ادامه بدان خواهم پرداخت، فقط با اشاره فهرست وار به شگفتی های سوسیالیسم، که عمدتا در دوره رهبری استالین بر حزب بلشویک‌ها و کشور شوراها بدست آمد، قصد جلب توجه محققان عدالتخواه و بی غرض را به مسئله دارم.

ابتدا، به عنوان این مقاله که در سایت اینترنتی «کارآنلاین» درج شده است، توجه کنید: «سارتر و کامو، از جهنم سرمایه داری تا دوزخ استالینیسم»، به قلم علی شاه سلطانه. این عنوان بخودی خود، به قدر کافی گویای آن است که این شخص که معلوم نیست مرغ کدام آشیان است، سرمایه داری و سوسیالیسم را یکی گرفته و فرقی بین آن‌ها قائل نیست. وی، در ادامه، از جمله می نویسد: «سارتر هم‌چون مارکسیست‌ها تقاضای عملگرایی می کند ومی گوید انسان چیزی نیست جز آن چیزی که ازخود می سازد. وی بعد از دیدار از شوروی در سال ١٩۵٤ نه تنها از استالین بلکه بعدها از مائو، کاسترو و سازمان چریکی ارتش سرخ آلمان دفاع نمود. بعدها تضادها و اشتباهات عمل سیاسی و اخلاقی او مورد انتقاد قرار گرفت و این که او چگونه توانست از سیستم‌هایی توتالیتر مانند استالینیسم دفاع نماید، مورد چون و چرا قرار گرفت. باید یادآوری کرد که سارتر به دلیل ازدست دادن پدرش در دوران کودکی، همیشه خود را محصول سرمایه داری و کاپیتالیسم می‌دید». وی در این‌جا، بیش از آن که سارتر را، به حق و یا به ناحق، مورد سرزنش قرار دهد، استالین، مائو، کاسترو و سازمان چریکی ارتش سرخ آلمان را تقبیح می کند. این جملات، هیچ تفاوتی با تبلیغات مبلغان سرمایه داری و استعمار ندارد. من عده زیادی از این دسته از منتقدان "دوزخ استالینیسم" را می شناسم که وقتی که از دست رژیم جمهوری اسلامی ایران به شوروی پناه بردند، اولین انتقاد آنها به "دوزخ استالینیسم" این بود: «این چه سوسیالیسمی است که همه را به کار کردن وادار کرده است...». در صورتی که همین آقایان، در ایران با شعار؛ «کار، مسکن، آزادی»، فعالیت به اصطلاح سیاسی می کردند ولی، در جامعه شوروی، دفاع از بیکاری را تئوریزه نموده، به بهانه های مختلف، از رفتن به سر کار امتناع می کردند و آن را نشانه "دموکراسی" و "حقوق بشر" می دانستند.

آقای علی شاه سلطانه، در جای دیگر می نویسد: «سارتر در سال ١٩٦٨ بعد از سرکوب جنبش "بهار پراگ" توسط استالینیست‌ها موضعی ضدکمونیستی و ضد شوروی به خود گرفت». در این‌جا نیز، هدف مقاله نویس محترم چوب زدن به سارتر نیست. هدف وی، توضیح جانبدارانه از «سرکوب جنبش "بهار پراگ"» و تقبیح «استالینیست‌ها» می باشد که بدبختانه سرنا را از سر گشادش می زند. این فرمول بندی نشان می دهد که نویسنده محترم، نه چیزی از تاریخ می داند و نه شناختی از استالینیسم. از آمار و ارقام و کیفیت جنبش "بهار پراگ" هم یا کاملا بی خبر است و یا عمدی در کار است.

"بهار پراگ" در سال ١٩٦٨، ١۵سال بعد از وفات استالین در سال ١٩۵٣ اتفاق افتاد و در فاصله این پانزده سال هم، آن‌چه را که ایشان بنام استالینیسم تعریف می کنند، طی اقدامات ضد انقلابی که آغازگر آن، نیکیتا خروشچف خائن و پایان دهندگان آن باند گارباچف- یلتسین بود، از بیخ و بن کنده شده بود و در همه کشور سوسیالیستی پیشین، عمدتا، اپورتونیست‌ها و رویزیونیست‌ها، جای "استالینیست‌ها" را گرفته بودند. بنابراین، در«سرکوب جنبش "بهار پراگ"»، نه استالین نقشی داشت و نه بقول ایشان، استالینیست‌ها. وانگهی، اگر به فرض محال،"جنبش بهار پراگ" را یک حرکت مترقی تصور کنیم و سرکوبی آن را اقدامی غیر انسانی، در آن صورت، آیا معیاری برای سنجش و مقایسه ابعاد جنایت استعمار و امپریالیسم در ویتنام، کره، لائوس، کامبوج، در قتل و کشتار مبارزان ضد استعماری و مردم مستعمرات در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین، در همان سال و در همان بهار باید داشته باشیم یا نه؟ آیا می دانید که در همان روزها، در پراگ چه تعداد انسان قربانی شد و در ویتنام چقدر؟ من در این‌جا، عالما و عامدا، آماری ارائه نمی دهم. زیرا، آگاهان، بر آن آگاهند و مغرضان را هر چند ثمری از بیان آن نیست، شاید، از سر کنجکاوی به آمار مراجعه کنند که در اینصورت، خود به ابعاد جنایات سرمایه داری پی خواهند برد.

محض اطلاع نویسنده مقاله فوق الذکر و همفکرانش، یادآوری این نکته ضرورت دارد که، بعد از مرگ استالین در سال ١٩۵٣، عوامل ضدانقلاب و ضد عدالت اجتماعی، چندین کمیته و یا کمیسیون به اصططلاح «حقیقت یاب» برای بررسی "جنایت‌های استالین" تشکیل دادند که، آخرین رئیس این نوع کمیته ها، الکساندر یاکولوف، یکی از مهره های شناخته شده امپریالیسم بود. در طول تمام سال‌های بعد از مرگ استالین، بویژه، در دوره حاکمیت خروشچف و الیگارشی- جنائی یلتسین، تمام پرونده های جنائی دوره رهبری استالین را صدها بار زیر و رو کردند. چون جسته خویش نیافتند، در سال ١٩٩٨، هفت سال قبل از مرگ یاکولوف، تمام پروندها را از آرشیوها جمع کرده در بایگانی کاخ کرملین زندانی کردند تا از دسترسی عموم و روشن شدن واقعیت‌ها جلوگیری کنند.

جرایم و جنایت‌های امپریالیسم تنها به این ختم نمی شود که، کشورها را اشغال و غارت می کند، خون کارگران و زحمتکشان را می مکد، فقر، بیکاری، فساد، فحشا، گرسنگی، مسکنت و بدبختی را رواج داد، بلکه، فرهنگ، اخلاقیات و دستاورد ارزشمند معنوی بشریت را نیز نابود می سازد. بسیاری از انسان‌ها، تحت تأثیر تبلیغات و اقدامات امپریالیسم، انصاف و راستگوئی را که یکی از صفات پسندیده است، زیر پا گذاشته و در گفته و نوشته های خویش آن را رعایت نمی کنند. برخورد مقاله مورد بحث و مطالب زیادی از این دست به واقعیت‌های سوسیالیسم را می‌توان بعنوان شاهد مثال ذکر کرد.

شایسته است نویسنده این مقاله و همفکرانش، تفاوت موضع خود را با جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا، یکی از بدنام ترین جنایتکاران تاریخ، که سال گذشته، بمناسبت سالگرد "سرکوب جنبش بهار پراگ"، در جشن "آزادی" پراگ (بخوانیم: مستعمره ساختن جمهور چک)، حضور یافت و آن را تبریک گفت، مشخص سازند و تعداد قربانیان دخالت «استالینیست‌ها» در سرکوب این جنبش و قربانیان تجاوز جنایت کارانه امپریالیسم آمریکا را در همان دوره فقط در ویتنام را اعلام کنند تا معلوم شود چه سیستمی، مرتکب چه جنایاتی شده است و گرنه، ما حق خواهیم داشت در صداقت آن‌ها تردید کرده و آن‌ها را در ردیف مبلغان استعمار و امپریالیسم مرتجع تلقی کنیم که با تأسی به تبلیعات خصمانه و جعل و دروغ، عمدا و آگاهانه، سعی در بزرگنمائی «جنایات استالین» و فراموش کردن سیستماتیک جنایات بی شمار سرمایه داری می کنند.

جای دارد این نوشته را با روایت حکایت آن خانه بدوشی پایان بدهم که، زیاد بی شباهت با مواضع این دموکرات‌های تازه بدوران رسیده نیست.

نقل است که: «خانه بدوشی، از دور، خانه آتش گرفته‌ای دید و با سرعت به سوی آن شتافت. مردمی را دید که با پاشیدن آب و خاک، سعی در خاموش کردن آتش می کنند. وی نیز، بی اعتنا به هیچ کس و هیچ چیز، پیش رفت و شئی از اشیاء گر گرفته را کشان- کشان به سوئی برد. سنگ‌ها به دور آن چید و اجاقی برپا داشت. کتری خویش از پشت باز کرد. پر آب نمود و روی اجاق گذاشت. کتری جوش آمد و چائی تازه ای دم کرد. چون جرعه اول چائی را نوش کرد، روی به سوی آسمان گرفت و رضایتمندانه گفت: ای خدا! خانه آن کسی را که این خانه را آتش زد، آباد کن که چائی ما آماده شد».

تفاوت مسئله در این است که این دوستان فقط خجالت می کشند رک و پوست کنده بگویند: ای خدا! خانه امپریالیسم و ارتجاع را آباد کن که بنیانگذاران و سازندگان سوسیالیسم را بدنام و جامعه سوسیالیستی را تخریب و شوراها را شهید کرد و سوژه ای مناسبی برای ما فراهم ساخت.

*٢/٧/٢٠٠٨*

۱۳۸۷ تیر ۱۶, یکشنبه

شغال بیشه مازنداران را نگیرد جز سگ مازندرانی
“خدایا! خدایا! از عقل ما کم کن و به عمر وی بیفزا“

مدتها قبل یک دانشجوی دانشگاه از حضرت صاحب الزمان خواهش کرد که روز ظهورش را بعلت مشغله وی که باید خود را برای کنکور دانشگاه آماده کند و در عین حال مایل است در ارتش مهدی خون بریزد بتاخیر اندازد. این جسارت وی منجر به آن شد که در جمهوری اسلامی جنجال بر پا شد و چنین خواهشی را از امام غایب حمل بر توهین به وی تلقی کردند و پوست آن دانشجوی از خدا بی خبر را کندند.
احمدی نژاد بدعت جدیدی نیاورده است. این آیت اُﷲُ مشکینی بود که صورت نامزدهای مجلس را از نظر صاحب الزمان گذرانده و به تصویب ایشان رسانده بود. این صاحب الزمان حتی در جنگ ایران و عراق فرمانده لشگر ایران بود و چند نفر از آنها را دولت عراق دستگیر کرد و چوب تو آستینشان نمود. از همان بدو انقلاب روحانیت خویش را نمایندگان امام زمان می دانست و می خواست کشور را تا ظهور حضرت اداره کند. آیت اﷲ خمینی را حتی نماینده امام زمان و شماری از آخوندها ی بادمجان دور قاب چین حتی خود امام زمان جا می زدند. مگر همین امام زمان نیست که در چاه جمکران پنهان شده است و برای آخوندها منبع درآمد مادی و “معنوی“ به مفهوم رواج خرافات شده است.
البته تا موقعیکه سخنان آقای احمدی نژاد در جمع طلاب مشهد بود و دامنه نفوذش تا حد تحمیق طلاب بود کسی به ایشان اعتراضی نداشت چون این نوع تبلیغات بخشی از مجموعه سیاست رژیم است ولی وقتی کار به بیرون از جلسه طلاب درز و در سیمای جمهوریاسلامی بازتاب یافت صدای جناح مخالف از کروبی گرفته و حتی آیت اﷲ مهدوی کنی نیز بدر آمد و دولت را مورد حمله قرار دادند که وی قصد دارد با به میان کشیدن پای امام زمان به مسایل اقتصادی، ورشکستگی دولت و وجود باندهای مافیائی و گرانی ارزاق و... بی کفایتی دولت را به گردن مدیریت امام زمان بگذارد. در حالیکه سوء مدیریت مربوط به سیاستهای دولت است و نه به سوء مدیریت امام زمان. آنها کار احمدی نژاد را توهین به امام زمان تلقی کرده و وی را مورد هجوم قرار دادند. کروبی گفت: “ با این اوصافی که شما از امام زمان می فرمائید عده ای خواهند گفت آقائی که هنوز نیامده مدیریتش این چنین است بعد هم که بیاید چه خواهد شد و این با اعتقادات ما سازگار نیست“. کار تکفیر احمدی نژاد بالا گرفت. آنچه تا دیروز مجاز بود و برای تحمیق عمومی لازم بود و از دست همه این حضرات بر می آمد بیکباره ممنوع اعلام گردید. امام زمان را نمی شود متهم کرد که بعلت سوء مدیریت کار کشورداری را به بن بست رسانده است. ولی همین امام زمان کسی است که آنقدر ناظر سوء مدیریت و ظلم و تعدی می ماند تا جان مردم به لب رسد و آنگاه سوار بر اسب سفید از راه می رسد و آنقدر آدم می کشد تا زانوهای اسبش در خون غوطه خورد. این امام زمان آدرسش نیز در چاه جمکران است. احمدی نژاد که خودش دست پرورده این آخوندهاست در واکنش به این اظهارات گفت: “مثلا من گفتم مدیریت عالم به دست امام زمان است. یکی گفت این طوری نگو. برنج که چهار هزار تومان می شود ، مردم به امام بدبین می شوند. در حالی که مگر مدیریت عالم با خدا نیست؟ ظلم هم هست. اشتباه در تشخیص و اجرای ماست“.
احمدی نژاد واقعا حق دارد. نباید از حق گذشت. خدا که خالق عالم است و عالم را مدیریت می کند هم مافیا را تحمل می کند و هم جنایت علیه بشریت و هم جرج بوش و ایهود اولمرت را. خدا بر خلاف ادعای شیعیان عادل نیست ظالم است و به جنایتکاران و کلاشان و کلاهبرداران نظر لطف دارد و حتی این خدای قادر مطلق زورش به شیطان نمی رسد. حال چرا باید آنچه را که در مورد خدا صادق است در مورد بنده خدا که صاحب الزمان باشد صادق نباشد؟ پس نه خدا و نه امام زمان حسن مدیریت ندارند و اطلاق سوء مدیریت به آنها نمی تواند گناه محسوب شود.
ولی در پشت پرده این جنگ مذهبی جنگ سیاسی در جریان است. هر دوی این جناحها می دانند که جنگ خدا با صاحب الزمان، شهر فرنگ آنهاست. دو قدرت بزرگ و پر نفوذ در ایران به جان هم افتاده اند. بورژوازی تجاری و بروکرات ایران در اثر فشارهای تحریم بسیار تحت فشار است و دنبال راه حلی می گردد تا با آمریکا کنار آید. آنها کنار آمدن با آمریکا را تنها راه نجات جمهوری اسلامی می دانند. بر سر تقسیم غنایم ناشی از ازدیاد بهای نفت، بر سر کنار آمدن با امپریالیستها و پذیرش شرایط آنها در حکومت ایران توافق وجود ندارد. هر جناح جناح دیگری را متهم به دزدی و ارتشاء و فساد مالی می کند. کار به آنجا رسیده است که احمدی نژاد به کنایه ابراز می کند وقتی خواستیم دست مافیا را از قدرت کوتاه کنیم رفسنجانی به دولت ترکمنستان که با آنها روابط حسنه و دوستانه دارد ندا داد تا گاز ایران را قطع کنند و دولت احمدی نژاد را تحت فشار قرار دهند. احمدی نژاد با این ادعایش می گوید که مافیای قدرت در ایران یک نظام پر قدرت، یک دستگاه دولت در دولت است که می تواند بردولتهای خارجی تاثیر بگذارد و حتی با آنها بر ضد دولت رسمی ایران همدست شود.
انتخابات مجلس نشان داد که مبارزه سختی آغاز شده است. مجلس از این ببعد به مرکز درگیریهای لفظی و بدنی بدل خواهد شد. فشار امپریالیستها هر چه بیشتر شود تضادهای حاکمیت که برای بقاء خود تلاش می کند افزوده می گردد. هیچکدام از جناحهای مافیائی حاکمیت نمی توانند به مردم تکیه کنند.
*****
بر گرفته ازتوفان شماره 100 تیر ماه 1387 ارگان مرکزی حزب کارایران
www.toufan.org
toufan@toufan.org

۱۳۸۷ تیر ۱۵, شنبه


ادامه اعتصاب در "تهران پتو" و "ایران ترمه" قم
1387/04/1515:21
300 کارگر کارخانه‌های تولیدی "تهران پتو" و "ایران ترمه" قم برای هشتمین روز متوالی با اعتصاب خود چرخه‌های تولید کارخانه‌ها را متوقف کردند.
"علی طالبی" فعال کارگری در استان قم در این باره به دسترنج گفت: 300 کارگر باسابقه شرکت بیش از 7 روز است که دست از کار کشیده و با ادامه اعتصاب خواستار دریافت 9 ماه حقوق معوقه خود هستند.او افزود: مدیریت این دو واحد تولیدی قدیمی با وجود تولید و بازار فروش مطلوب، مدتهاست که کارگران خود را در مشکلات عدیده حقوقی قرار داده‌اند."طالبی" با اشاره به اینکه تا این لحظه هیچ مقام مسوولی به اعتراضات کارگران ترتیب اثر نداده است، گفت: اعتصاب کارگران تا دریافت کلیه مطالبات حقوقی معوقه ادامه خواهد یافت.

پایان اعتصاب کارگران ایران خودرو
1387/04/1517:35
اعتصاب کنندگان تحت فشار مدیران و سرپرستان، ماموران حراست و عوامل انتظامی مجبور به شکستن اعتصاب غذای خود شدند.
یکی از کارگران ایران خودرو گفت: سرانجام کارگران ایران خودرو مجبور شدند که از پنجشنبه گذشته به اعتصاب غذای خود پایان دهند و از مطالبات صنفی خود چشم پوشی کنند.به گزارش دسترنج، این کارگر افزود: اعتصاب کنندگان تحت فشار مدیران و سرپرستان، ماموران حراست و عوامل انتظامی مجبور به شکستن اعتصاب غذای خود شدند.کارگران ایران خودرو از دوشنبه تا چهارشنبه گذشته در اعتراض به پایین بودن مزایای نقدی، طولانی بودن زمان تغییر شیفت‌های کاری و سخت بودن کار کارگران سالن تزیینات داخلی اعتصاب غدا کرده بودند.در این اعتصاب سه روزه، کارگران در ساعات صرف غدا با عدم حضور در غذاخوری کارخانه محل کار خود، بدون صرف غذا استراحت می‌کردند.بنابر ادعای این کارگر در زمان این اعتصاب علاوه بر تهدید شفاهی و فشارهای زبانی که از سوی مدیران و سرپرستان بر کارگران وارد می‌شد؛ تعدادی از کارگران نیز از سوی حراست شرکت ایران خودرو احضار شدند.پیشتر کارگران ایران خودرو از حضور محسوس و نامحسوس عوامل انتظامی و نیروهای حراست ایران خودرو که تحت پوشش‌های مختلف قصد کنترل کارگران را داشتند خبر داده بودند.

راننده واحد با چاقو مضروب شد
1387/04/1517:49
سندیکای کارگران شرکت واحد اعلام کرد: شب گذشته یکی از رانندگان این شرکت در جریان یک نزاع مربوط به یک تصادف رانندگی با ضربات چاقو به شدت مجروح شده است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اعلام کرد: شب گذشته یکی از رانندگان این شرکت در جریان یک نزاع مربوط به یک تصادف رانندگی با ضربات چاقو به شدت مجروح شده است.به گزارش دسترنج، سعید ترابیان، مسوول تبلیغات و روابط عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد گفت: شب گذشته یکی از رانندگان خط اتوبوسهای تندرو در ایستگاه بوعلی با ضربات چاقو مجروح شد.بر اساس این ادعا، احمد اصغری از رانندگان شرکت واحد پس از تصادف با یک دستگاه سواری پژو از سوی سرنشینان این خودروی سواری با ضربات چاقو مجروح شد.وی گفت: ضاربان توسط ماموران شرکت واحد که در ایستگاه بوعلی مستقر بودند دستگیر و به ماموران نیروی انتظامی تحویل داده شدند.به گفته ترابیان، راننده شرکت واحد که در جریان این تصادف بی‌تقصیر بوده است از ناحیه سر و دست مجروح شد و هم اکنون تحت درمان قرار دارد.این عضو سندیکای کارگران شرکت واحد با بیان اینکه در حال حاضر شنیده‌ها حاکی از وضعیت نامساعد راننده مجروج است یادآور شد: در چند سال اخیر چندین نوبت رانندگان شرکت واحد در جریان تصادف‌ها و یا انجام وظیفه با ضربات چاقو مجروح شدند.

۱۳۸۷ تیر ۱۴, جمعه



تجمع دوباره کارگران صنايع مخابراتي راه دور در مقابل استانداري
1387/04/1214:36
کارگران صنايع مخابراتي راه دور ايران براي چندمين بار روز گذشته در مقابل استانداري فارس تجمع کردند.
به گزارش دسترنج، يکي از کارگران گفت: پس از آنکه برخي ار همکارانمان در اداره کار فارس از تصميم مسوولان اداري استان مبني بر معرفي کارگران اين کارخانه به بيمه بيکاري مطلع شدند، تصميم گرفتيم تا در اعتراض به اين مسئله در مقابل استانداري تجمع کنيم.اين تجمع که با حضور تمامي ۱۲۰۰ کارگر کارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران برگزار شد سرانجام با جلسه پشت درهاي بسته مسوولان استاني پايان يافت.پيش از اين نيز کارگران کارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران در اعتراض به سرگرداني خود و تعطيلي کارخانه در مقابل استانداري تجمع کردند که در نهايت به مذاکره کارگران با مسوولان ارشد استان منجر شد.براساس اين مذاکره، مسوولان استاني با دادن اختيار نگهداري کارخانه به کارگران متعهد شدند تا با تامين منابع مالي علاوه بر پرداخت مطالبات معوقه کارگران، مقدمات از سرگيري توليد را فراهم کنند.کارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران که ۱۲۰۰ کارگر دارد از چند ماه پيش به دلايل نامعلوم تعطيل شده است.

۱۳۸۷ تیر ۱۲, چهارشنبه


فریاد خشم دردانشگاههای ایران
چند نکته درمورد مبارزات اخیر دانشجوئی

مبارزات درخشان دانشجویان دانشگاه تربیت معلم و دانشگاه زنجان درهفته های اخیر ازچند لحاظ جای خاصی درنهضت دانشجوئی کشورما دارد:

1 - طول مدت مبارزات
با آنکه نیروهای امنیتی و حراستی و سرکوبگر رژیم تمام توان خود را بکارانداختند تا اعتصاب و تحصن دانشجویان تربیت معلم را سریعا خاموش گردانند و از انعکاس آن درایران و جهان جلو گیرند، این تحصن با حضور بیش از 3500 تن و با اعتصاب غذای بیش از 100 تن از دانشجویان پس از 11 روز با پیروزی پایان یافت. وزارت علوم و دست اندرکاران دانشگاه تمامی مطالبات دانشجویان ازجمله برکناری 2 معاون دانشگاه، لغو حکم کمیته انضباطی درمورد 8 دانشجو، بهبود وضعیت امکانات رفاهی و تعویق امتحانات را پذیرفتند. دانشجویان دلیر علیرغم تمامی فشارها و شانتاژهای وارده نظیر تهدید وارعاب خانوداه دانشجویان متحصن، صدور حکم تعلیق ازتحصیل، قطع کردن آب دانشگاه، قطع کردن اینترنت دانشگاه، زندانی کردن دانشجویان در محل تحصن، حضور گسترده تشکلهای شبه نظامی ووابسته دردانشگاه.... با عزم راسخ و متحد و یکپارچه به مبارزات خود ادامه دادند و بدون هراس از این بگیر وببندها خواسته های برحق خود را بر مسئولین دانشگاه تحمیل کردند.

اعتراضات شکوهمند بیش از 3000 دانشجوی دانشگاه زنجان علیه مسئولین دانشگاه و علیه " حسن مددی" معاون دانشجوئی دانشگاه زنجان که قصد تجاوز به یکی ازدختران دانشجو را داشته، بعد از یک هفته پایان یافت. برکناری و محاکمه قضایی حسن مددی معون دانشجوئی دانشگاه، عدم برخورد با متحصنین و دانشجوی دختر قربانی این ماجرا، پیگیری پاسخ وزیر علوم ازسوی نماینده زنجان درمجلس، بررسی کفایت رئیس دانشگاه توسط کمیته ای مرکب ازدانشجویان و اساتید، تعویق امتحانات، بهبود وضعیت فرهنگی و فعالیت تشکل های مستقل.... خواسته هایی بود که با تمام آنها موافقت گردید. علیرغم اینکه این اعتصاب رسما پایان یافته است اما دانشجویان این آمادگی را دارند
که درصورت دبه در آوردن مسئولین دانشگاه مجددا اعتصاب را از سرگیرند. تداوم، هوشیاری و طول این دوره از مبارزات دانشجویان بسیار برجسته است. دادستان زنجان روز پنج شنبه 29 خرداد ضمن پذیرش گناه کار بودن معاون دانشجویی و دستگیری دخترقربانی با وقاحت تمام اعلام نمود با دانشجویان معترض نیزبرخورد می شود. این در حالی است که اخباری از احضار و تهدید برخی دانشجویان زنجان انتشار یافته است. اعتراض سریع دانشجویان به دادستان زنجان نشان از روحیه رزمنده و عزم راسخ آنها برای ادامه مبارزه دارد.

2- شرکت گسترده دختران در مبارزه
خصوصیت دیگر این دوره ازمبارزات دانشجویان، شرکت گسترده و چشمگیر دختران در مبارزه است که بی تردید یکی از دلایل مهم پیروزیهای اخیر را باید در همین حضور فعال دختران درصحنه پیکار دانست. به کوری چشم ارتجاع و زن ستیزان حاکم اکنون نزدیک به 55 درصد دانشجویان دردانشگاههای ایران زن هستند و این امر برکمیت و کیفیت مبارزه دانشجوئی می افزاید و رژیم را با مشکلات فراوانی روبروساخته و می سازد. سیاست ارتجاعی سهمیه بندی جنسیتی دانشجویان که اخیرا طرح گشته است نشان از وحشت و هراس رژیم جمهور اسلامی ازحضور گسترده دختران در صحنه مبارزه آزادیخوهانه و برابری طلبانه دارد. صحنه های پرشکوه تظاهرات واعتصابات دانشجوئی و برجستگی دختران دراین مبارزات، نوید بخش است وخواب از چشمان تاریک اندیشان ضد بشر ربوده است.
3- اتحاد و همبستگی
خصوصیت مهم دیگر این دوره از پیکار دانشجویان اعلام همدردی و همبستگی مشخص سایر دانشجویان دانشگاههای سراسر ایران و همچنین سندیکاهها و تشکلات کارگری است. اکنون اعتراضات دانشجوئی به نقطه معینی محدود نیست و تقریبا کلیه دانشگاههای ایران را از تهران و آذربایجان، کردستان، خوزستان، مازندران، اصفهان، مشهد، شیراز و غیرو را دربرمیگیرد. بیانیه همبستگی بیش از 40 انجمن دانشجوئی دانشگاههای سراسر ایران درحمایت از دانشجویان تربیت معلم، اعلام همبستگی انجمن های مختلف کارگری از مطالبات دانشجویان و همینطور اعلام حمایت دهها انجمن دانشجوئی و زنان... ازمبارزات دانشجویان زنجان، یکی دیگر از ویژه گیهای مهم این دوره از مبارزات است که پیروزیهای اخیر را به همراه داشته است. رشدآگاهی دانشجویان، احساس هم سر نوشتی توده دانشجو، اتحاد و همبستگی و ادامه کاری و تداوم اعتصابات از ویژه گیهای اعتصابات اخیر بوده است.

4- مظالبات عام صنفی دموکراتیک
خصوصیت دیگر دوره اخیر دانشجوئی طرح مشخص مطالبات عام دموکراتیک و صنفی و رفاهی بوده است. این خود نشان میدهد در شرایط کنونی چه سیاستی باید اتخاذ کرد تا بتوان وسیعترین قشر توده دانشجو را به حرکت در آورد و در یک کارزار دموکراتیک و توده ای ارتجاع را به عقب نشینی واداشت.
بی تردید درتوان ورسالت جنبش دانشجوئی نیست که بتواند سوسیالیسم درجامعه مستقرکند.چنین شعاری فقط خاصیت ارضای روشنفکرانی رادارد که در رویا بسرمی برند وبدون تعمق و بدون درنظرگرفتن سطح مبارزه و توازن قوا وقت و بی وقت زنده باد سوسیالیسم صلا میدهند. این چپ روی کودکانه و ماجراجویانه درعمل همان نتایج راست روانه محافل دانشجوئی را دارد که می کوشند جنبش دانشجوئی را به زائده جناحی از رژیم تبدیل نمایند.این دو سیاست چپ و راست فرجامی جز تضعیف، تفرقه و به حاشیه راندن جنبش دانشجوئی ندارد. عده ای ازاحزاب و سازمانهای منحرف که آلوده به کمکهای مالی از اسرائیل هستند با تبلیغ شعارهای انحرافی دربین دانشجویان و سوء استفاده از مبارزات آنها و درج عکسهای شیش در چهار دانشجویان با شعار" سوسیالیسم یا بربریت " در وبسایتهای خود ضربات سختی بر پیکر جنبش دانشجوی وارد ساخته اند. منتسب کردن جنبش خودجوش دانشجوئی به خود و تبلیغ علنی گرائی سرانجامی جزلو رفتن و دستگیری شمارقابل توجه ای از دانشجویان در 13 آذر سال گذشته نداشته است.این دانشجویان بی خبر و ساده دل فریب کسانی را خورده اند که هدفشان اساسا سوسیالیسم وعدالت اجتماعی نیست. اینها هدفشان ایرانی آزاد و آباد و مستقل نیست. اینان منتظر تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران هستند تا درپارکابی آنها "سوسیالیسم" بنا کنند. این جماعت رنگارنگ بی هویت که حامل ویروس ضد کمونیستی منصور حکمت هستند هدفی جز تخریب در جنبش نوپا و به شکست کشانیدن آن درقالب "سوسیالیسم همین امروز" ندارند. این همان وظیفه نامبارکی است که این عده رسالت آن را به عهده گرفته اند.

نیاز جنبش دانشجوئی درشرایط کنونی ایجاد کنفدراسیون واحد وسراسری دانشجویان است که بتوان با برنامه و اهداف واحد صنفی سیاسی وسیع ترین قشر دانشجو را درآن متشکل کرد و به فعالیت دراز مدت پرداخت. چنین کنفدراسیون دموکراتیکی می تواند دربرگیرنده منافع عام توده دانشجو صرف نظراز مرام و مذهب و ملیت باشد. چنین تشکلی دراهداف ووظایف دموکراتیک خود نمی تواند نسبت به سرنوشت سایر اقشار و طبقات جامعه نظیرکارگران، زحمتکشان، زنان، معلمان، کارمندان... بی تفاوت باشد. چنین تشکلی نمی تواند نسبت به تجاوزاحتمالی امپریالیستها به ایران و یا تحریم های اقتصادی بی تفاوت باشد ودرمبارزه فقط به فکر منافع خویش باشد. درخت را ببیند اما جنگل را نبیند. خواست جدائی دین از دولت و آموزش و لغو حجاب اجباری خواست عموم جامعه است.خواست آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی خواست عموم جامعه است. خواست اخراج نیروهای انتظامی، حراست وبسیج و تفتیش عقاید از صحن دانشگاه خواست عموم دانشجویان است. خواست رفاهی و متنوع صنفی و آموزشی خواست عموم دانشجویان است. می توان عموم این مطالبات واهداف و خواسته های دانشجویان را ریز کرد و بصورت برنامه ای مدون به بحث گذاشت. اما اساس چنین تشکلی باید بیان دفاع ازمنافع عام جنبش دانشجوئی باشد تا بتوان در پیکار علیه نظام استبدادی و تاریک اندیش جمهوری اسلامی تاثیر گذاربود.
حزب ما به دانشجویان بمناسبت بیداری و پیکارجوئی و شجاعت آنها درود میفرستد و خود را در شادی و پیروزی آنها شریک می داند و با تمام قوا از مبارزاتشان پشتیبانی میکند.
زنده باد پیکارمتحد دانشجویان!
ننگ ونفرت بر رژیم خونخوارجمهوری اسلامی!

نقل از توفان الکترونیکی شماره 23
ارگان الکترونیکی حزب کارایران تیر ماه 1387
www.toufan.org
toufan@toufan.org

با وجود اعلام نیاز مراقبت پزشکی، منصور اسالو مجددا به بند 350 زندان اوین منتقل شد


منصور اسالو رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، که ساعت 10 صبح روز دوشنبه 10/4/1387 جهت معاینات چشم و قلب از زندان اوین به بیمارستان شهید لبافی نژاد منتقل شده بود، پس از معاینه پزشکی توسط متخصصین، با وجود اعلام پزشکان بیمارستان در رابطه با مراقبت از اسالو در بهداری زندان، نامبرده به بند 350 زندان اوین منتقل شد.به گفته پروانه اسالو، با وجود این که پزشکان تاکید داشتند وی باید تحت مراقبت باشد، اما ماموران زندان نه تنها به این گفته پزشکان متخصص توجهی نکردند، وی را همان روز به بند 350 زندان اوین انتقال دادند. وی یادآور شد با توجه به اينکه اسالو چند عمل جراحي چشم را پشت سر گذاشته و از نظر قلبي و استرس تنفسي نياز به مراقبت دارد، نظر پزشکان بر دور بودن وي از استرس حاکم بر فضاي زندان است.وي با اشاره به ادامه تلاش‌ها براي يافتن راهي که همسرش بتواند براي درمان خود از حق قانوني مرخصي استفاده کند، گفت: اميدواريم با انتقال همسرم به بند زندان در پروسه پزشکي وي اخلالي ايجاد نشود.سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه1387/4/11

۱۳۸۷ تیر ۱۰, دوشنبه


اعتصاب غذاي کارگران ايران خودرو
1387/04/1017:13
تغيير مدت شيفت هاي کار کارگران از دو هفته به يک هفته, پايين بودن حق بهره وري و ساير مزاياي نقدي جنبي کارگران و سختي کار کارگران خط تزيينات از جمله دلايل اين اعتصاب است.
کارگران کارخانه ايران خودرو از صبح امروز در راستاي پيگيري مطالبات صنفي خود دست به اعتصاب غذا زده اند و در ساعت غدا از حضور در غذاخوري شرکت خودداري کرده اند.به گزارش دسترنج, تغيير مدت شيفت هاي کار کارگران از دو هفته به يک هفته, پايين بودن حق بهره وري و ساير مزاياي نقدي جنبي کارگران و سختي کار کارگران خط تزيينات از جمله دلايل اين اعتصاب است.بنا بر اين گزارش از ظهر امروز کارگران بخشهاي مختلف ايران خودرو بدون نتيجه به گفته هاي مديران و سرپرستان خود در ساعت ناهار به جاي مراجعه به غذاخوري در محل کار خود به استراحت مشغول شدند.هرچند اين کارگران قصد دارند تا زمان برآورده شدن خواسته هاي خود به اين حرکت اعتراضي ادامه دهند اما برخي احتمال مي دهند که اين اعتصاب جرياني است که از سوي مديريت ايران خودرو به منظور تعديل نيرو صورت گرفته باشد.

انتقال غلام رضا غلام حسيني به زندان اوين


در تاريخ 1387/4/4 مراسمي به مناسبت گراميداشت روز زن از طرف شهرداري تهران و شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه در سالن آزادي برگزار مي شد ، آقاي غلام رضا غلام حسيني عضو سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه كه بعد از اعتراضات صنفي سال 1384 از كار بي كار شده، با وجود داشتن حكم بازگشت به كار از سوي هيئت حل اختلاف اداره كار جلوي كارشان گرفته شده بود براي ديدار با شهردار تهران و مديريت و رساندن پيام مظلوميت خود به ايشان ، در اين مراسم حاضر مي شود كه از طرف حراست شركت واحد از حضور ايشان جلوگيري به عمل مي آيد . وبعد از هماهنگي با مامورين از سالن آزادي به پايگاه پليس امنيت گيشا و روز بعد ( چهارشنبه 1387/4/5 ) به دادسراي انقلاب اسلامي منتقل شده و در آخر ساعت 15 با حكم قرار بازداشت موقت به زندان اوين منتقل شد.
سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه

138/4/5

۱۳۸۷ تیر ۹, یکشنبه


خصوصي سازي به قيمت بيکاري 14 هزار کارگر
1387/04/09
زماني 17 هزار کارگر در شرکت ذغال سنگ کرمان مشغول بکار بودند که اين تعداد کارگر پس از خصوصي سازي معدن به حدود 3 هزار نفر رسيده است.
واگذاري شرکت ذغال سنگ کرمان به بخش خصوصي طي سال‌هاي گذشته و عدم برنامه هدفمند در توليد و بهره وري معدن، 14 هزار کارگر شاغل اين بخش را براي هميشه بيکار کرده است."کاربخش" فعال کارگري در کرمان با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: زماني 17 هزار کارگر در شرکت ذغال سنگ کرمان مشغول بکار بودند که اين تعداد کارگر پس از خصوصي سازي معدن به حدود 3 هزار نفر رسيده است.او گفت: حقوق کارگران معدن نيز پس از خصوصي سازي با تاخير 3 تا 6 ماهه پرداخت شده که اين امر چگونگي روند کار اين معدن بزرگ را بيش از پيش مشخص مي‌کند."کاربخش" گفت: خصوصي سازي طي سال‌هاي گذشته بيشترين ضرر را براشتغال و اقتصاد منطقه وارد کرده و خود را در قالب تخريب، بيکاري و ثروت اندوزي نمايان کرده است.
........................
کارگرآگاه: وقتی با نظام سرمایه داری و مناسبات مالکیت خصوصی بر ابزار تولید سر وکارداشته باشیم انتظاری جز این نیست که دولت حامی سرمایه داربه فکر بهره وسود صاحبان سرمایه نباشد و با سنگدلی و بیرحمی کارگران را بیکار و به روز سیاه ننشاند. جمهوری اساامی هرنام ونشانی که داشته باشد نماینده کل سیستم سرمایه داری ایران است و تا زمانی که برسرقدرت بماند با تمام وجودش از منافع استثمارگران حمایت خواهد کرد و درمقابل کارگران و مزدبگیران زحمتکش خواهد ایستاد. تنها با وحدت وتشکل و پیکاری بی امان است که می توان این زالو صفتان را به عقب نشینی وا داشت و بخشی ازمطالبات کارگران را ازحلقوم این جانوران بیرون کشید.
چاره رنجبران وحدت وتشکیلات است.

۱۳۸۷ تیر ۸, شنبه



تجمع کارگران مجتمع هما مرغ در مقابل فرمانداري مهاباد
1387/04/0808:57
57 تن از کارگران مجتمع هما مرغ وابسته به کشت و صنعت مهاباد، صبح روز جمعه در اعتراض به اخراج خود، در مقابل فرمانداري اين شهر تجمع کردند.
به گزارش پارسيان نيوز، 57 تن از کارگران مجتمع هما مرغ وابسته به کشت و صنعت مهاباد، صبح روز گذشته در اعتراض به اخراج خود، در مقابل فرمانداري اين شهر تجمع کردند.مطالبات تجمع کنندگان، بازگشت به کار کارگران اخراجي و افزايش دستمزدها با توجه به رشد روزافزون تورم عنوان شده است.اين تجمع آرام که از ساعت 9 صبح شروع شد، بدون گرفتن پاسخ مناسبي از طرف مسئولان خصوصا جعفر ذوالفقاري فرماندارمهاباد که به مشکلات و معضلات شهر مهاباد بي‌تفاوت بوده و تاکنون نسبت به اخراج کارکنان هما مرغ عکس العمل و واکنشي از خود نشان نداده است، در ساعت 1بعدازظهر به پايان رسيد.شايان ذکر است که اين تعداد از کارگران شرکت هما مرغ مهاباد، در پي درخواست افزايش حقوق و مزايا، ازسوي مديرعامل شرکت اخراج شده‌اند.گفتني است در زمان مديريت اسماعيلي بر شرکت سرمايه‌گذاري غدير شخصي بنام دلفاني مبادرت به خريد شرکت سرمايه گذاري سبز مهاباد نمود که کل شرکت که شامل سردخانه زمزم و مجتمع کشت و صنعت مهاباد و مجتمع مرغ هما و مجتمع دامداري و صنعتي مهاباد است با قيمت بسيار نازل خريداري شد.

۱۳۸۷ تیر ۷, جمعه

بر سر دو راهی تصمیم

کمونیستها انسانهای والائی هستند. کمونیستها انسانهای ویژه ای هستند که از مصالح خاص برش یافته اند. کمونیستها زندگی خویش را وقف انسانها، وقف جامعه کرده اند. کمونیستها برای آینده و برای آیندگان زنده اند و پیکار می کنند. کمونیستها به منافع خصوصی چشم ندارند و برای منافع عمومی و اشتراکی می رزمند. پیکار کمونیستها بدون چشمداشت است، حسابگرانه نیست و برای خودشان خانه ای در آخرت نمی خرند تا از ترس افسانه جهنم و بهشت خود را به رعایت موازین اجتماعی پیش یافته مجبور بنمایند. این محسنات کمونیستها به هر صورت ایجاد مسئولیت می کند و کمونیستها باید به اهمیت این مسئولیت خویش واقف باشند.
باین جهت کمونیستها باید به مارکسیسم لنینیسم وفادار باشند و برای پاکیزگی آن، برای اینکه مردم به این مشعل راه آینده نظر داشته باشند و بدنبال نور آن بیایند مبارزه کنند. مبارزه برای پاکیزگی مارکسیسم از افکار و تفاله ها و پس مانده های رویزیونیستی، تروتسکیستی، کائوتسکیستی، گواریستی، مارگلیستی، مبارزه با افکار ضد حزبی و لیبرالی و... باید از سرشت کمونیستی برخیزد.
مبارزه برای پاکیزگی مارکسیسم لنینیسم یک مبارزه اساسی و پر اهمیت است. این مبارزه تا زمانیکه مبارزه طبقاتی و طبیعتا مبارزه ایدئولوژیک وجود دارد همواره خواهد بود و باید بدان دامن زد. این امر یک عرصه مهم پیکار طبقاتی است. زیرا در این عرصه است که کمونیستها می فهمند که چه می خواهند، به کدام سمت می روند و دسیسه های دشمنان طبقاتی کدام است و با چه دامهای آنها و چگونه باید مبارزه کنند. در اینجاست که کمونیستها باید قاطعانه برخورد کنند. در اینجاست که کمونیستها باید نشان دهند که از سرشت ویژه اند و از مصالح خاص برش یافته اند و نمی توانند با ریاکاری، با کاسبکاری، با روحیه لیبرالی به مسایل برخورد کنند، زیرا که آنها در قبال جان مردم و سرنوشت طبقه کارگر احساس مسئولیت می کنند و نمی توانند نسبت به آن بی تفاوت بمانند.
کمونیستهائی هستند که علیرغم دانائی به این مسایل هنوز در برخورد های خویش کمونیستی رفتار نمی کنند. همیشه جانب “احتیاط“ را رعایت می کنند، همیشه طوری نظر می دهند و یا عمل می کنند که “عاطفه“ های سایر رفقا جریحه دار نشود و یا پیوندهای “دوستی“ بر بالای مصالح مبارزه طبقاتی قرار گیرد. آنها از مبارزه ترس دارند و نمی فهمند که اعمال سیاست “مرگ یکبار و شیون یکبار“ درمانبخش بوده و پس از آن است که می شود براحتی زندگی پاکیزه ای را از سرگذراند و مارکسیسم لنینیسم را پیاده کرد.
همین مسئله تجاوز استعمارگران را به عراق در نظر بگیرید. حزب توده ایران و حزب توده عراق که هر دو رویزیونیستی هستند عملا از تجاوز استعمارگران به عراق حمایت می کنند. فشار احزاب برادرشان به آنها و فشار نیروهای انقلابی در میان عراقیها و ایرانیها طبیعتا این دو جریان منحرف را به تناقض گوئی و دو دوده بازی دچار ساخته است. حزب توده ایران با ریاکاری بجای بیان روشن نظریات خویش و مبارزه برای پیشبرد این نظریات مرتبا به نظریات حزب کمونیست عراق توسل می جوید و یا رهبران منحرف و بی اعتباری را در میان فلسطینیها پیدا می کند که سخنان بی سر وته و بی مایه ای به میان می کشند و حزب توده ایران از زبان آنها سخن می گوید. این روش راه را برای فرار و دو دوزه بازی باز می گذارد و مانع می شود که کسی بتواند مچ آنها را سر بزنگاه بگیرد. این روش یک روش اپورتونیستی است. البته فرض کنیم که یک جریان سیاسی در این شکل مبارزه به درجه استادی اعظم رسیده باشد ولی در مورد نقش اجتماعی و رهبری مبارزه مردم چه فکر کرده است؟ مگر با دو دوزه بازی و ریاکاری می شود در مبارزه اجتماعی سرکردگی مبارزه مردم را کسب کرد؟ کسی که نتواند رهنمود روشن دهد هرگز نمی تواند مردم را به شاهراه پیروزی هدایت کند. کسی که با ریاکاری مردم را به گمراهی می کشد جنایتکار و شارلاتان سیاسی است و اساسا در مخیله اش نیز نمی گنجد که مبارزه مردم را برای کسب قدرت سیاسی رهبری کند. موضعگیریهای وی انقلابی و رهائی بخش نیست، حسابگرانه و برای بستن دهان منتقدین است. حزبی که باین روش توسل می جوید طبیعتا کمونیستی نیست، قانقاریای اپورتونیسم و رویزیونیسم سراپای وجودش را فرا گرفته است. با قانقاریا نمی شود با عطوفت برخورد کرد و رعایت حال رفقا را نمود. پای قانقاریائی را باید قطع کرد.
به حزب کمونیست کارگری ایران نظر افکنید با تجاوز آمریکا به عراق موافق است. منصور حکمت بدستور آمریکا و اسرائیل تئوریهای مربوط به مبارزه “اسلام سیاسی و میلیتاریسم آمریکا“ را که گویا مضمون مبارزه جهان کنونی را تعیین می کنند خلق کرده است و دارو دسته های هوادار وی در عمل نیز بدون دو دوزه بازی از منافع امپریالیستها و صهیونیستها در تمام جهان و بویژه در عراق حمایت می کنند. در تمام جبهه های مبارزه با مسلمانان همراه با فاشیستها و نیروهای امنیتی در حرکت اند. و با پشت کار فعالیت می کنند. آنها صمیمانه همدست اسرائیل و امپریالیسم هستند. از واژه امپریالیسم مانند جن از بسم اﷲ می ترسند. خوب است که حزب توده ایران صمیمیت ضد انقلابی را از این دارو دسته یاد بگیرد. در حالیکه پیروان نظریات ارتجاعی و صهیونیستی منصور حکمت نمایندگان واقعی استعمار نوین در منطقه هستند و رهبری را از حزب توده ایران گرفته اند، در حالیکه حزب کار ایران(توفان) نماینده نیروهای انقلابی و ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی در میان ایرانیان است حزب توده سرگردان بدنبال پیروان منصور حکمت کورمال کورمال روان است و خزعبلات آنها را نشخوار می کند.
در اینجا سخن بر سر ماهیت و شناخت از امپریالیسم است. سخن بر سر درک از حقوق دموکراتیک ملل و دول است، سخن بر سر مبارزه با نژادپرستی و توحش غربی است، سخن بر سر ماهیت جنبش رهائیبخش در عراق است، سخن بر سر انسانیت و حقوق مدنیست که امپریالیستها آنرا از مردم سلب کرده اند. سخن بر سر گوانتانامو و ابوغریب است. سخن بر سر مفهوم مبارزه با تروریسم از زبان امپریالیسم است. سخن بر سر قلدری و زورگوئی و تهدید خلقهای منطقه و سرنوشت آنها توسط صهیونیسم جهانی است. پذیرش تجاوز امپریالیستها به عراق یعنی بازگشت به قرن نوزدهم. یعنی صحه گذاردن به استعمار کهن و سیاست نظم نوین جهانی است. در این نبرد تعیین کننده ای که در گرفته است نمی شود دو دوزه بازی کرد. باید بر سر یک سلسله از اصول نظر داد. امروز سیاستی توسط امپریالیستها به جهان تحمیل می شود که سیاست اتفاقی و هوا و هوسی نیست، یک سیاست راهبردی دیرپا و جهانی است. نمی شود چشمها را بر آن بست و مدعی شد که انشاءاﷲ گربه است. کمونیستها باید بدانند که این شتری است که در خانه همه ممالک خواهد خوابید. بویژه ممالک ضعیف که دارای منابع مواد اولیه و بویژه انرژی هستند. پس باید مردم را برای چنین روزی آماده کنند و باید رهبری مبارزه مردم را از هم امروز به کف آورند.
شما با مشتی ایرانیان ضد انقلابی روبرو می شوید که دعا می کنند که امریکائیها خاک عراق راترک نکنند. در حالیکه در داخل هیات حاکمه آمریکا همین بحث در جریان است و بخشی از آنها خواهان ترک سربازان آمریکائی از عراق هستند ایرانیان ضد انقلاب کاسه های داغتر از آش اند و می خواهند که سربازان آمریکائی و متحدین آنها و مزدوران خصوصی در داخل عراق باقی مانده و همین وضع کنونی را حفظ کنند. مشکل آنها مقتدی صدر است و نه جرج بوش و نه ابو غریب و نه شکنجه گری آمریکا و غارت نفت و موزه های عراق، کشتار مردم عراق برای آنها اهمیت ندارند. مسلمانان را می شود کشت. چشمشان کور صاحب نفت نمی شدند.
وقتی شما شعار خروج بی قید و شرط تجاوزکاران را از خاک عراق طرح می کنید آنها با موذیگری و دو روئی از زیر اتخاذ موضع در می روند. حزب ما بارها اعلام کرده است که مخالفت با این شعار دفاع از فاشیسم و آدمکشی و تجاوزگری و استعمار در جهان است. کسی که مدافع این شعار نباشد کمونیست که سهل است دموکرات هم نیست. باین جهت این شعار بیک شعار مرکزی بدل می شود و پرچمی برای مبارزه میان کمونیستها و ضد کمونیستها و یا کمونیست نماهاست.
کمونیستهائی هستند که به اهمیت این تفاوتها و ماهیت این سیاستها پی نبرده اند. در کنار رفقا بودن را به وقوف به واقعیتها و حقایق ترجیح می دهند و در عمل هم به رفیق و هم به خود و هم به خلقشان خیانت می کنند. کمونیستی که از سرشت ویژه است نمی تواند شاهد آن باشد که هر ساعت اصولش به زیر پا گذارده می شود و وی در پی جلب رضایت رفقاست. تشدید این مبارزه سر انجام جای هر کس را در مبارزه اجتماعی معین می کند و سره را از ناسره تشخیص می دهد.
یا خطر تجاوز به ایران را در نظر بگیرید. آن کمونیست نماهائی که از تجاوز امپریالیست آمریکا به ایران حمایت می کردند و می خواستند در پا رکابی امپریالیستها به ایران حمله کننند و قدرت سیاسی را در دست بگیرند!!!؟؟؟ همه شان همان کسانی هستند که در جبهه قتل عام مسلمانان در کنار صهیونیستها و امپریالیستها ایستاده اند. آنها از اشغال عراق همانقدر دفاع می کنند که از اشغال ایران. البته برای فریب مردم و خالی نبودن عریضه مدعی می شوند که در صورت تجاوز آمریکا به ایران آنها همه فن حریف اند و در تمام جبهه ها یک تنه با همه می جنگند. هم اکنون خطر تجاوز بلاواسطه امپریالیست آمریکا بسیار کاهش یافته است و بنظر می رسد که امپریالیست آمریکا به یاری ممالک عربی در پی استفاده از سیاست “ویتنامیزه“ کردن جنگ است. ظاهرا باید آن کمونیستهای “انقلابی و دو آتشه“ در رهبری لشگر بی سپاهشان با در نظر گرفتن کاهش نیروی دشمن تکلیف خود را با رژیم جمهوری اسلامی یکسره کنند. انتظار شما بیهوده است. خبر سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی بگوش نمی رسد و معلوم نیست این قهرمانان “سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی“ در کدام سوراخ موش قایم شده اند و با ارتش بی سپاه خود قدرت سیاسی را به کف نمی گیرند. ظاهرا باید چنین باشد که آنها به کسب قدرت سیاسی با به تاخیر افتادن تجاوز آمریکا نزدیکتر شده اند چون از مجموع نیروی دشمن کاسته شده است و آنها برتری نیرو کسب کرده اند. بی عملی آنها را فقط می توان با این نظریه توضیح داد که آنها می خواسته اند در پا رکابی امپریالیست آمریکا به ایران حمله کنند. آنها انقلابی نبودند و نیستند، انقلابی نما بودند.
جالب این است که شکست این سیاست نادرست و همدستی با امپریالیستها و صهیونیستها و خرابکاری در جنبش ضد جنگ همراه با تروتسکیستهای خائن شرافت هیچکدام از آنها را لکه دار نکرده است و غیرت هیچکدام از آنها را به جوش نیآورده است. آنها هنوز خود را کمونیست جا می زنند و می خواهند با زیر پا گذاردن همه اصول در کنار رفقا باشند. طبیعتا این عناصر کمونیست نیستند چه برسد به اینکه از سرشت ویژه باشند.
در اتحاد جماهیر شوروی لنینی استالینی سوسیالیسم ساخته شد و با بروز خروشچفیسم رویزیونیسم مدرن بتدریج جای خویش را باز کرد و کار را به گورباچف، یلتسین و پوتین رسانید. بقول رفقای آلبانی “یخ سه زرعی یکشبه بسته نمی شود“. فروپاشی امپراتوری رویزیونیستها از همان بدو تولدش در دامان خروشچف آغاز شد. ضد کمونیستها راه افتاده اند و تبلیغ می کنند که سوسیالیسم قابل تحقق نیست. سرنوشت شوروی یک سرنوشت محتوم است. این تفکر که با اشاره به جمهوری توده ای چین نظریه خویش را تائید شده می یابد قید سوسیالیسم را زده و عملا رضایت می دهد که سرمایه داری جاودانی است. اوضاع جهان همین است که هست و مردم جهان باید این سرنوشت را بپذیرند. تو گوئی سرنوشتها از قبل تعیین شده اند.
کمونیستها ولی می گویند مبارزه طبقاتی موتور حرکت تاریخ است. این موتور همواره باید روشن باشد و نمی شود مانند دوران خروشچف آنرا از کار انداخت. مبارزه طبقاتی را باید با هشیاری، آگاهی و پشتکار به پیش برد. تحولات اجتماعی بدون عامل مهم این تحولات که انسان باشد و انسان آگاه سیاسی باشد قابل تصور و توضیح نیست. نمی شود در خانه زیر کرسی لم داد و مدعی شد که سوسیالیسم خود بخود به پیش میرود. سویالیسم محصول مبارزه است و باید برای تکامل و تحقق آن دائما رزمید. در درون صفوف کمونیستها همیشه دشمنان طبقاتی رسوخ می کنند و یا تسلیم ایدئولوژی دشمن شده و بدام ارتجاع می افتند. این لشگر مایوس و حتی انقلابی نما می تواند به سوسیالیسم و کمونیسم ضربات جبران ناپذیر وارد کند. تکیه بر اصولیت انقلابی، مبارزه پیگیر و انقلابی و مستمر خطر غلبه دشمن را به حداقل می رساند. تا طبقات در جهان وجود دارد این خطر که سوسیالیسم در مقابل سرمایه داری مجبور به عقب نشینی شود مرتفع نیست. هم اکنون یا در زمینه تجاوز آمریکا به عراق و یا در زمینه خطر تجاوز امپریالیسم به ایران و یا در مورد مسئله اتمی ایران و یا در مورد مسئله فلسطین و یا مبارزه با باصطلاح تروریسم ساخته امپریالیستها و نظایر آنها بحث داغی میان کمونیستها و ضد کمونیستها که خود کمونیست جا می زنند در گرفته است. این مبارزه مبارزه ای ایدئولوژیک است که خطر بروز آن همیشه وجود خواهد داشت. تجربه مبارزه با رویزیونیسم نشان می دهد که کمونیستها باید این دملهای چرکین را ببرند و بدور افکنند، باید نقاب از چهره این ضد انقلابیهای بی وطن بر دارند و چهره آنها را برای توده های مردم روشن کنند و گرنه از دامن همین عناصر است که باز یلتسین ها زاده می شوند و پوتین ها بوجود می آیند. کمونیستهائی که نمی توانند تصمیم قاطع بگیرند و بر سر دو راهی ایستاده اند نظیر همان کسانی هستند که نمی فهمیدند که خروشچف کمونیست نیست ضد کمونیست است و در پی آن است که پایه سوسیالیسم را نابود کند. این عدم اتخاذ تصمیم، این ناباوریها، این دو دلیها، این سرگردانیهای تئوریک، ایدئولوژیک فقط و فقط به نفع ضد کمونیستها تمام می شود. کمونیستها باید با تشدید مبارزه روشنائی خلق کنند و مانع شوند که بی عملی آنها، رعایت حال رفقا، عاطفه های شخصی، برهم زدن رابطه های آرام دوستی و نظایر این انگیزه های لیبرالی را تقویت کند و مردم را به گمراهی برد. عاطفه هائی ارزش دارد که در پرتو عشق به مردم و مبارزه برای رهائی بشریت پدید آمده باشد. آن کمونیستی از سرشت ویژه است و از مصالح خاص برش یافته است که از اصولیت انقلابی با استواری دفاع می کند و مبارزه طبقاتی را به پیش می برد و تلاش می کند که مارکسیسم لنینیسم را همواره پاکیزه نگهدارد.
*****
بر گرفته ازتوفان شماره 99 خرداد ماه 1387 ارگان مرکزی حزب کارایران
www.toufan.org
toufan@toufan.org

۱۳۸۷ تیر ۶, پنجشنبه



كارگران شركت صدرا در بوشهر اخراج شدند
1387/04/0609:26
340 كارگر شركت صنعتي دريايي ايران (صدرا) در بوشهر به دنبال اتمام مدت قراردادشان از اين شركت اخراج شدند.
رييس سازمان كار و امور اجتماعي استان بوشهر گفت: 340 كارگر شركت صنعتي دريايي ايران (صدرا) در بوشهر به دنبال اتمام مدت قراردادشان از اين شركت اخراج شدند.به گزارش ايرنا، حسين باشي زادگان با بيان اين مطلب افزود: در پايان سال گذشته مدت قرارداد 440 نفر از كاركنان شركت صدرا تمام شد كه با پيگيري‌هاي مسوولان استان بوشهر، قرارداد اين افراد به مدت سه ماه با اين شركت تمديد شد.وي اظهار داشت: به دليل پايان يافتن برخي پروژه‌هاي صدرا و نياز نداشتن به اين نيروها، اين شركت از تمديد قرارداد اين افراد خودداري كرد و آنان با هدايت سازمان كار براي دريافت حقوق خود و استفاده از بيمه بيكاري اقدام كردند.باشي‌زادگان اضافه‌كرد: بنا به اعلام نياز شركت صدرا 100 نفر از مجموع 440 نفر ياد شده به‌رغم اتمام قراردادشان هنوز در جزيره صدرا مشغول بكار هستند كه صدرا براي اخراج و يا تمديد قرارداد آنان اقدامي نكرده است.وي در خصوص شايعه اقدام صدرا به اخراج يكهزار كارگر بوشهري گفت: اين شركت در سالجاري تصميم دارد دست به اصلاح ساختار بزند كه اين امر بايد با هماهنگي مسوولان ارشد استان بوشهر صورت بگيرد ولي تاكنون شركت صدرا در اين زمينه اقدامي نكرده است.شركت صدرا در بوشهر در زمينه ساخت كشتي و سازه‌ها و سكوي نفتي دريايي فعاليت مي‌كند.

فساد اقتصادی: پس لرزه‌های یک افشاگری


عباس پالیزدار: «نمی‌توانیم با مفاسد اقتصادی برخورد کنیم ... سران بزرگ مملکت در این رابطه دخیل هستند». عباس جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه: «تاکنون برای ۱۱ نفر حکم بازداشت صادر شده که شش نفر از آنها دستگیر شده‌اند».
قربانی اصلی سخنان عباس پالیزدار که در آن تعدادی از روحانیان و مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی به دست داشتن در فساد اقتصادی متهم شدند، تا کنون خود او بوده است.
با دستگیری پالیزدار تلاش‌های وسیعی انجام شد تا شخص او بی‌اعتبار و بی‌پشتیبان معرفی گردد و سخنانش "بی‌پشتوانه" عنوان شوند. به رغم این، در روزهای گذشته پای اشخاص دیگری، از جمله چند نماینده‌ نیز به این ماجرا کشیده شده و تنش‌هایی میان مجلس و قوه‌ی قضاییه به وجود آورده است.

عباس پالیزدار در دو سخنرانی که چهاردهم و هفتم خرداد در دانشگاه‌های همدان و شیراز ایراد شدند با نام بردن از تعدادی از روحانیان و شخصیت‌های سیاسی جمهوری اسلامی آنها را به فساد اقتصادی متهم کرد.

بخشی از اطلاعات ارائه شده از سوی پالیزدار بدون ذکر نام افراد در گزارش کمیته تحقیق و تفحص مجلس از قوه‌ی قضاییه نیز آمده بود که اول خرداد ماه در میان هیاهو و جنجال فراوان در آخرین نشست علنی مجلس هفتم قرائت شد. پالیزدار سخنان خود را به عنوان "بخش دیگری" از این گزارش معرفی می‌کند.که به گفته‌ی خودش، متکی به اسنادی هستند که او به عنوان دبیر این کمیته به آنها دسترسی داشته است.

«عدم امکان برخورد با مفاسد اقتصادی»

پالیزدار که خود را حامی رئیس جمهور معرفی می‌کند، می‌گوید: «ما نمی‌توانیم با مفاسد اقتصادی برخورد کنیم [به این دلیل که] سران بزرگ مملکت در این رابطه دخیل هستند و در ‏حال حاضر دولت به تنهایی به مبارزه با این مفاسد برخاسته که فکر می کم نتواند موفق باشد.»

محمود احمدی‌نژاد هرگونه رابطه‌ی پالیزدار با دولت را تکذیب کرده‌اند. آنچه سخنان پالیزدار را جنجال برانگیز کرد، از طرفی نام بردن از افراد و نهادهای مشخص، و از طرف دیگر همکاری او با نهادهایی بود که به پرونده‌های قضایی در مورد تخلفات اقتصادی دسترسی داشته‌اند.

نخستین واکنش به سخنان پالیزدار تکذیب مسئولیت او در نهادهای مجلس و متهم کردن متقابل او به فساد مالی بود. روزنامه‌ی کارگزاران، روز بیستم خرداد از قول مخبر کمیته تحقیق و تفحص از قوه‌ی قضاییه، محمد دهقان، می‌نویسد: «این فرد چند روزی با خانم آجرلو (نماینده کرج و عضو کمیته تحقیق و تفحص) همکاری کردند که البته مدت همکاری طولانی نبود و ارتباط قطع شد.»

بنابر این گزارش، پالیزدار سمت دبیری نداشته و تنها به عنوان کارشناس مسائل قضایی مدت کوتاهی با این کمیته همکاری کرده است. کارگزاران از قول یکی دیگر از اعضای کمیته، سعید ابوطالب می‌افزاید: «ما سمتی به عنوان دبیر هیات تحقیق و تفحص نمی‌شناسیم.»

خبرگزاری فارس نیز روز بیست‌و‌یکم خرداد در گزارش مفصلی با ذکر جزییات به افشای آنچه تخلفات مالی پالیزدار عنوان شده می‌پردازد. فارس در خاتمه‌ی گزارش خود می‌نویسد: «حسن کامران، مسئول هیات تحقیق و تفحص از قوه قضائیه نیز ادعای دبیری پالیزدار در این هیات را کذب محض دانسته است.»

به رغم تکذیب‌های مکرر سرانجام و پس از بازداشت پالیزدار، نه تنها دبیری او در کمیته تحقیق و تفحص تایید شد که تعدادی از اعضای کمیته نیز از سوی دستگاه قضایی برای ادای پاره‌ای توضیحات احضار شدند.

«ریشه‌های عمیق‌تر» پرونده پالیزدار

علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه‌ی قضاییه، روز بیست‌وهشتم خرداد فاش ساخت که پرونده‌ی پالیزدار "ریشه‌های عمیق‌تر" دارد. او می‌گوید «تاکنون در خصوص پرونده عباس پالیزدار برای ۱۱ نفر حکم بازداشت صادر شده است که تا شب گذشته شش نفر از آنها دستگیر شده‌اند.»
در روزهای بعد خانه‌ی فاطمه آجرلو بازرسی شد و رئیس و عضو دیگر کمیته‌ی تحقیق، کامران و دهقان، بازجویی شدند.

در نامه‌ی یکی از مقام‌های قضایی به مجلس که روز گذشته، چهارم تیرماه، منتشر شد دلیل این بازجویی‌ها اظهارات و اسنادی ذکر شده که در پرونده‌ی پالیزدار وجود دارد. ظاهرا پالیزدار مدعی است، مطابق حکمی که در پرونده‌اش نیز وجود دارد «با پیشنهاد آقای دکتر محمد دهقان و تایید خانم آجرلو به عنوان دبیر کمیسیون تحقیق و تفحص از قوه قضاییه منصوب و در کمیته موصوف مشغول به کار گردیده است.»

روزنامه‌ی کیهان روز دوم تیرماه در یادداشتی می‌نویسد: «برخلاف ادعای برخی از شخصیت‌های حقیقی و حقوقی که بعد از بازداشت پالیزدار هرگونه رابطه رسمی خود با وی را تکذیب و یا این رابطه را کم‌اهمیت قلمداد کرده اند، آقای پالیزدار با اکثر آنها در ارتباط نزدیک و مورد اعتماد آنان بوده است.»

به گفته‌ی سخنگوی قوه‌ی قضاییه «در تحقیقات مشخص شد پالیزدار با برخی از هم‌دستان خود با ورود به برخی از سازمان‌ها اسناد طبقه‌بندی شده آنها را از سیستم دولتی خارج و چند هزار اوراق را این‌چنین در استان‌های مختلف مخفی کرده‌است.»
به گفته‌ی مقامات قضایی یکی از دلایل احضار چند نماینده و بازرسی منزل آجرلو ردیابی همین اسناد بوده است.

بروز تنش‌های تازه

موضوع احضار و بازجویی نمایندگان مجلس در روزهای گذشته تنش‌های تازه‌ای را دامن زد که با قرائت گزارش کمیته‌ی تحقیق و تفحص آغاز شده بود. قوه‌ی قضاییه این گزارش را خلاف واقع و گمانه‌زنی‌های بی‌اساس برگرفته از شایعات و گزارش‌های غرض‌آلود خوانده است.

روز دوم تیرماه، مهدی کوچک زاده، نماینده‌ی تهران ضمن اشاره به وقایع اخیر، قوه‌ی قضاییه را به تهدید و توهین متهم کرده و از علی لاریجانی ‌خواسته است، در این مورد از خود واکنش بدهد. برخی از نمایندگان، حضور تعدادی از اعضای کمیته‌ی تحقیق در میان افرادی که باند و همکاران پالیزدار عنوان شده‌اند را واکنش قوه‌ی قضاییه به این گزارش تلقی می‌کنند. این نهاد با رد چنین اتهامی، سخنرانی‌های عباس پالیزدار را جزیی از توطئه‌ای می‌داند که "حیثیت و اعتبار کل نظام" را هدف گرفته است.

به گفته‌ی مقام‌های سازمان بازرسی کل کشور، اتهام‌های پالیزدار «افشای اسناد رسمی و محرمانه و دارای طبقه‌بندی در موضوعات امنیتی و نظامی و دولتی کشور و نیز ایراد تهمت و افتراء به حریم مرجعیت و روحانیت و مسوولین نظام مقدس جمهوری اسلامی» هستند.
پالیزدار در سخنرانی‌های خود قوه‌ی قضایی را محور مفاسد اقتصادی کشور خوانده است.


بهزاد کشمیری‌پور، گزارشگر دویچه وله در تهران